نفوذ ایر انیان در موسیقی پس از اسلام

در شمارههای پیشین بخشهایی از تاریخ موسیقی ایران پس از اسلام را خواندیم. در این شماره ادامه مطلب را مرور میکنیم و ابتدا به موسیقیدانان شهیر ایرانی پس از اسلام میپردازیم.
ابوالفرج اصفهانی
در شرح احوال اسحاق موصلی، از استادی زلزل چنین میگوید: روزی خوانندگان در پیشگاه واثق (خلیفه عباسی) فراهم آمده بودند و واثق از استادی و توانایی خوانندگان و نوازندگان سخن میگفت. اسحاق، زلزل را بر ملاحظ برتر شمرد. در آن زمان ملاحظ بر همه نوازندگان سروری داشت. واثق به اسحاق گفت این سخن تو یک گونه ستمکاری و زورگویی است. اسحاق گفت:ای امیرالمؤمنین هر دو را فراهم ساز و بیازما تا راستی برایت روشن گردد. واثق فرمان داد ایشان را آوردند. اسحاق گفت آوازهای ویژهای هست که موسیقیدانان را با آنها میآزمایند آیا اجازه دارم ایشان را با برخی از آن آوازها بیازمایم؟ واثق گفت: آری چنین کن. اسحاق سه ترانه که سرآغاز هر سه «علق قلبی بظبة السیب» بود بخواند و ایشان بر آن آهنگ مینواختند. زلزل همگام اسحاق به پیش میرفت، اما ملاحظ فروماند، و واثق از اینکه اسحاق توانست در یک بزم چیزی را که ادعا کرده بود، ثابت کند به شگفتی اندر شد. زلزل پس از ۲۰۰ مهشیدی درگذشت.
ابوجعفر محمد بن حارث
از موسیقیدانان ایرانی نژاد است. اجداد وی از ری به عربستان مهاجرت کردند. او به تشویق پدرش که قاضی بود به تحصیل موسیقی پرداخت و از شاگردان ابراهیم موصلی است. گویند نواختن بربط را نزد خلیفهزاده موسیقیدان عباسی، یعنی ابراهیم فرا گرفت و در نواختن انواع سازها مهارت داشت.
ابویحیی حکم بن میمون الوادی
حکمالوادی یکی از موسیقیدانان ایرانینژاد دستگاه خلافت عباسی است که او را از استادان بزرگ موسیقی میدانند و صدایی بسیار رسا و قوی داشت. در زمان منصور خلیفه عباسی از مسقطالراس خود «وادی القری» به بغداد آمد و مورد اکرام و توجه خلیفه قرار گرفت. در مسابقهای که در دربار هادی خلیفه عباسی بین او و ابراهیم موصلی و ابن جامع، رقیب ابراهیم موصلی، ترتیب داده شده بود در آواز بر آنها برتری یافت و سیصد هزار درهم جایزه گرفت. پس از مدتی نزد ابراهیم المهدی حاکم دمشق رفت و مورد اکرام و نوازش او واقع شد و نزدیک به ۲۰۰ آواز برای ابراهیم تصنیف و تنظیم کرد و سیصد هزار درهم پاداش گرفت. حکم الوادی در ۸۱ سالگی درگذشت.
ابوالقاسم عبیداله بن خردادبه
از دانشمندان ایرانی است. جدش از پیشوایان مذهبی زردشتی بود و پدرش حکومت ناحیهای از طبرستان را عهدهدار بود. خود او مدتها در نواحی مختلف ایران مشاغل مختلف دولتی برعهده داشت. در علم موسیقی تبحر کافی داشت. از شاگردان اسحاق موصلی و از مصاحبین و ندمای معتمد عباسی. ابن خردادبه رسالاتی در فن موسیقی نوشت و از علمای موسیقی نظری محسوب میگردد. ابن خردادبه در سال ۳۰۰ مهشیدی درگذشت. خطابه ابن خردادبه در حضور خلیفه عباسی به شرحی که در مروج الذهب، تألیف مسعودی، مندرج است، به خوبی آشکار میسازد که موسیقی عرب تا چه اندازه مرهون موسیقی ایرانی است.
ابوالعباس سرخسی
از موسیقیدانان ایران در سده سه مهشیدی است و دارای تألیفی است در موسیقی به نام الموسیقى الکبیر. این دانشمند در سال ۲۸۶ مهشیدی درگذشت. ابن الندیم مؤلف کتاب الفهرست، الموسیقى الکبیر را بزرگترین کتاب در نوع خود میداند.
این چند تن از موسیقیدان ایرانی که ذکرشان گذشت در بینالنهرین در سایه حمایت خلفای عرب آثار خویش را به وجود آوردهاند و بیشتر معلومات خویش را نیز در همین مرکز علم و ادب اسلام کسب کردهاند.
تدوین کتابها و رسالههای موسیقی توسط حکما و دانشمندان ایران پس از اسلام
از اواسط نیمه نخست سده دوم مهشیدی که دولت عباسیان با کمک ایرانیان تشکیل شد، نفوذ ایرانیان در دستگاه خلافت سبب فراهم آمدن زمینهای مساعد برای ترویج علوم و ترجمه آثار گوناگون از زبانهای یونانی و سریانی و پهلوی و هندی به عربی گردید. از جمله این آثار کتابهای موسیقی بود.
مهمترین دوره نقل و ترجمه را باید دوره مأمون دانست. حرکت علمی و ترجمه کتابهای غیرعرب به عربی که در زمان عباسیان آغاز شده بود در دوره خلافت مأمون به سبب نهضت فکری و آزادی نسبی عقیده بالا گرفت. در نتیجه توجه خلفای عباسی و کوشش مترجمان تا سده چهار کتابهای حکماء و دانشمندان یونانی همچون: فیثاغورث، افلاطون، ارسطو، جالینوس، اقلیدس، پولس، و نیکوماخوس و دیگر دانشمندان بیگانه، که در موسیقی نوشته شده بود، به عربی ترجمه شد. از سوی دیگر ایرانیان به منظور حفظ میراث، خود به ترجمه کتابهای پهلوی نیز پرداختند و در شهرهای بزرگ ایران به تشکیل حوزههای علمی و درس و بحث و تألیف کتب دست زدند.
فتوحات اسلام، زبان عربی را در میان مللی که اسلام آورده بودند رواج داد و روز به روز بر دامنه وسعت و نفوذ آن افزوده شد.
ورود واژههای فارسی، یونانی، سریانی و غیر اینها در اثر ترجمه کتابها، بر توسعه زبان عربی افزود و آن را برای بیان انواع رشتههای علم و فن آماده ساخت. بدینسان عربی زبان علم شد و دانشمندان ایرانی نیز آثار خود از جمله کتابهای موسیقی را به این زبان تألیف و تصنیف کردند. چنانکه یونس کاتب، النغم را در موسیقی تألیف کرد و اسحاق بن ابراهیم ماهان معروف به موصلی الأغانیالکبیر را نوشت. کتابهای دیگری را نیز در موسیقی به او نسبت میدهند که از میان رفته است. حکما و دانشمندان ایرانی، چون فارابی و ابن سینا پس از تتبع و بررسی کتابهای موسیقی که از یونانی و سریانی و هندی و غیر اینها به عربی ترجمه شده بود، موسیقی ایران را که تا آن زمان جنبههای فنی و هنری آن بر جنبه علمیاش غلبه داشت بر پایه علمیاستوار کردند و بزرگترین کتابها را در این باره پدید آوردند، و شاگردان این دو استاد و دیگر دانشمندان علوم ریاضی کار آنان را دنبال کرده و به تحقیق و تنقیح و اصلاح آن پرداختند، به ویژه از زمان خواجه نصیرالدین طوسی چنانکه خواهیم دید علوم ریاضی مورد توجه قرار گرفت و رونق یافت و دانشمندانی در این رشته ظهور کردند که هر یک در عصر خود ممتاز بودند. آنان نیز به تألیف کتب موسیقی قیام کردند یا در کتابهای دائرةالمعارفی که تألیف میکردند بخشی را به موسیقی اختصاص دادند. نتیجه این کوششها پدید آمدن کتابها و رسالههای گوناگون درباره موسیقی بود. دامنه این کوشش به عصر تیموری و صفویه نیز کشیده شد. افزون بر تأثیر موسیقی یونان و تمدنهای دیگر که کتابهای موسیقی آنان به عربی ترجمه شده بود موسیقی ایران از موسیقی هندوان نیز چه از نظر علمی و چه از جنبه عملی متأثر بود. چه همانطور که پیش از این نیز گفتیم پادشاه هندوستان «شنکار» به درخواست بهرام گور، پادشاه ساسانی، رامشگرانی که شمار آنان را تا دوازده هزار نوشتهاند از هند به ایران روانه کرد و آنان به دستور پادشاه ساسانی در سرزمین ایران پراکنده شدند. این رامشگران که «زت» نامیده میشدند در ایران به نامهای لولی، لوری، لوتی، کولی (کاولی) معروف شدند و اکنون نیز به نام کولی شناخته میشوند. موسیقی هندی بوسیله همین رامشگران که در سرتاسر ایران از شهر و قصبه و قریه پراکنده شده بودند، بدین جا راه یافت، و ظاهراً این نخستین ارتباط هنری موسیقی میان ایران و هند است.
از قرن هشتم مهشیدی به ویژه قرن یازدهم دانشمندان ایرانیِ هندنشین و هندیان فارسیزبان به ترجمه رسالههای موسیقی هند به فارسی، و نقل مطالب آنها در زبان فارسی دست یازیدند و تأثیر سه عنصر ایرانی و هندی و یونانی در موسیقی متداول میان فارسی زبانها، و کتبی که در موسیقی نوشته شده آشکار است.
در موسیقی ایرانی عنصر مغولی هم به گواهی جامع الحان مراغى تأثیر کرده است. همچنین عنصر چینی به گواهی غیبی مراغی، چنانکه نوه او در مقاصدالأدوار نوشته است.
فارمر، شرقشناس و موسیقیشناس انگلیسی در شماره یک مجله روزگار نو به سال ۱۹۴۲ مینویسد:
تحقیق و مطالعه علمی فن موسیقی در نظر کسانی که در دارالعلمهای قدیم ایران، طالب علوم عالیه بودند امری لازم شمرده میشد. بدین سبب در اغلب دایرةالمعارفهایی که ایرانیان تصنیف کردهاند یک قسمت را به فن موسیقی اختصاص دادهاند. با اینهمه کتابی قدیم به زبان فارسی در باب اصول فن موسیقی در دست نداریم. جمعی از نویسندگان برآنند که در زمان قدیم چندین کتاب راجع به اصول موسیقی به زبان فارسی تألیف شده بود و همه این مؤلفات در هنگام فتح ایران به دست عرب در قرن اول مهشیدی سوخته شد، و جای شک نیست که ایرانیان در قدیم کتابهایی راجع به فن موسیقی نوشتهاند از آن جمله: کتاب النغم فی الایقاع تألیف اسحاق موصلی (درگذشته ۲۳۵ مهشیدی) و کتاب الموسیقى الکبیر به قلم ابوالعباس سرخسی (درگذشته ۲۸۶ مهشیدی). سپس ابن خردادبه (درگذشته ۳۰۰ مهشیدی) به تألیف کتابی در فن موسیقی پرداخت و کتاب اللهو والملاهی نگاشت و آن اکنون در دست میباشد، و خطابههای ابن خردادبه در حضور معتمد خلیفه عباسی به شرحی که در مروج الذهب مسعودی مندرج است به خوبی آشکار میسازد که موسیقی عرب تا چه اندازه مرهون موسیقی ایرانی است.
ابوبکر رازی (متوفی ۲۱۳ مهشیدی) طبیب بزرگ نیز در این فن، کتاب فی جمل الموسیقی را نگاشت. همه این علماء آثار خویش را در بین النهرین در سایه حمایت خلفای عرب بوجود آوردند و بیشتر معلومات خود را در همین مرکز علم و ادب اسلام کسب کردند. با این همه نوشتههای دانشمند عالی مقام یعنی فارابی معلم ثانی (متوفی ۳۳۹ مهشیدی) حاکی بر آن است که در اصول فن موسیقی ایران مدارج عالیه را پیموده. در کتاب عظیمالشأن فارابی که به الموسیقىالکبیر موسوم است شرحی در باب تنبور خراسانی یافت میشود و آن خود میرساند که موسیقی در سرزمین ایران چه پایگاه عالی داشته است.
چنانکه از اطلاعات موجود در باب اوایل زندگی شیخالرئیس ابوعلی سینا (متوفی ۴۲۸ مهشیدی) بر میآید، در ایام دولت سامانی موسیقی به پایه بلند رسیده بود و احتمال قوی میرود که مردم به ترجمه عربی آثار یونانی - که در باب اصول فن موسیقی تألیفاتی کردهاند- آشنایی داشته باشند؛ از قبیل نوشتههای ارسطو، اریطارکوس، نیکوماخوس، اقلیدس و بطلیموس و دیگران؛ این نکته را از کتاب شفا و کتاب النجاة ابوعلی سینا میتوان دریافت، زیرا طرز بحث و تدقیق او در این کتاب راجع به اصول طبیعی صوت و ابعاد و اجناس و جموع و انتقالات همه منطبق بر اساس تحقیق و مربوط به اصطلاحات یونانی است.
مدخل الى صناعة الموسیقی را نیز کلک ابن سینا به وجود آورد. این کتاب امروز در دست نیست و شاید نکتههایی که به گفته ابن قفطی مورد توجه یونانیان نشده، ولی ابن سینا به اصول فن موسیقی افزوده در همین کتاب بوده است. ابن سینا نخستین کسی است که از وی در باب اصول فن موسیقی به زبان فارسی کتابی باقی مانده است و این همان کتاب النجاة است که شاگرد و همکار او ابوعبید جوزجانی ترجمه کرده و آن را دانشنامه علایی خوانده است.
ابن زیله (درگذشته ۴۴۰ مهشیدی) از شاگردان ابن سینا رسالهای نوشته موسوم به الکافی فی الموسیقى. وی کم و بیش روش استاد خود را پیروی میکند و در قسمت عملی این فن در باب طریقه موسیقی ایرانی و خراسانی اطلاعات مفید به دست میدهد. بعد از او مهمترین کسی که راجع به اصول فن موسیقی چیزی نوشته فخرالدین رازی (درگذشته ۶۰۶ مهشیدی) است. در کتاب جامع العلوم شرح مفیدی در خصوص اصول فن موسیقی نگاشته و نسخه فارسی و عربی آن موجود میباشد. پس از رازی، خواجه نصیرالدین طوسی (درگذشته ۶۷۲ مهشیدی) به زبان عربی رساله مختصری در اصول موسیقی نوشت.
در نیمه قرن هفتم ستارهای درخشنده در آسمان موسیقی ایران طلوع کرد و آن صفیالدین عبدالمؤمن ارموی است که در ۶۹۳ مهشیدی وفات یافت. از مطالعه دو کتاب معتبر او یکی الادوار و دیگری رسالة الشرفیه میتوان یافت که وی بعد از فارابی بزرگترین و مهمترین کسی است که در اصول فن موسیقی تحقیق نموده و قدیمیترین نتنویسی فارسی و عربی را در کتاب الادوار آورده که اکنون در دست میباشد. عقاید صفیالدین در تمام علمایی که بعد از او در باب اصول موسیقی تحقیق کردهاند تأثیر بخشیده و بر فرضیههای او شرحهای بسیاری نوشته شده.
نخستین کسی که مستقیماً تحت نفوذ صفیالدین درآمد قطبالدین شیرازی (متوفی ۷۱۰ مهشیدی) بود که در دائرة المعارف خود موسوم به درةالتاج رساله مهمیدر باب اصول نظری موسیقی نگاشته. درةالتاج کتاب معتبری است به فارسی و عربی و در تاریخ موسیقی ایرانی دارای اهمیت بسیار.
فارمر، شرقشناس و موسیقیشناس انگلیسی: اغلب اكتشافاتی که به اروپاییان نسبت دادهاند چندین قرن پیشتر در موسیقی ایرانی وجود داشته است.
در کتاب کنزالتحف به فارسی که در نیمه سده هشتم نوشته شده فن موسیقی چه از لحاظ نظری و چه از جنبه عملی مورد بحث قرار گرفته است و از این گذشته صورت شکل و آلات موسیقی و وصف مختصری راجع به آنها نیز در آن یافت میشود. این کتاب شایان آن است که به یک زبان اروپایی ترجمه گردد، زیرا چنانکه نگارنده این مقاله در کتاب خود موسوم به تحقیق در سازهای شرقی ثابت کرده است، ترجمه کتاب مزبور واضح خواهد ساخت که اغلب اکتشافاتی که به اروپاییان نسبت دادهاند چندین قرن پیشتر در موسیقی ایرانی وجود داشته است.
عبدالقادر غیبی مراغی (درگذشته ۸۳۸ مهشیدی) از معاریف علمای موسیقی در دربار تیمور و شاهرخ به سر میبرده است. بزرگترین کتاب او جامع الالحان است و نسخهای به خط خود او نوشته شده که در کتابخانه بادلیان در دانشگاه آکسفورد مضبوط میباشد. این کتاب به سال ۸۱۶ مهشیدی به زبان فارسی تألیف شده و در آن کاملترین شرح راجع به اصول عملی و نظری موسیقی و وصف سازهای ایران مندرج است. افسوس که کتاب گرانبهای دیگر او به نام کنزالالحان که برای آشنایان به فن موسیقی قدر و ارزش بسیار داشته و حاوی آوازهای ابن غیبی بوده از میان رفته است.
پس از سده نهم مهشیدی دیگر در ایران عالم بزرگ موسیقی به وجود نیامد. گاه به گاه اشخاصی پیدا میشدند و هیچکدام قوه ابتکار نداشتند.
منابع:
۱- خالقی، روحاله (۱۳۹۹) سرگذشت موسیقی ایران، تهران: انتشارات صفی علیشاه.
۲- سپنتا، ساسان (۱۳۸۲) چشمانداز موسیقی ایران، تهران: نشر ماهور
۳- بینش خراسانی، محمدتقی (۱۳۸۷) تاریخ مختصر موسیقی ایران، تهران: انتشارات هستان
۴- مشحون، حسن (۱۳۸۰) تاریخ موسیقی ایران، تهران: فرهنگ نشر نو
نمیدانستم دانشمندان اسلامی موسیقی دان بوده اند.دست کمیل خان درد نکنه. 