برایم چراغی بیاور ، بی نور چگونه نقاشی کنم ...
محمدابراهیم جعفری
زادهی ۱۳۱۹ خورشیدی در بروجرد لرستان، شاعر و نقاش نوگرا، عضو رسمی هیئتعلمی دانشگاه هنر تهران و انجمن هنرمندان نقاش ایران.
در دبیرستان، رشته ادبیات خواند و در بروجرد تحتتأثیر نقاش قهوهخانهای به نام «فانی» به نقاشی رو آورد و اولین آثار خویش را کشید. از نوجوانی به شعر گفتن رو آورد و با الهام از طبیعت پیرامون خود شعر میگفت. سال پنجم دبیرستان به مدرسه دارالفنون تهران رفت و آنجا با مفاهیم روز ادبیات و نقاشی آشنا شد.
سال ۱۳۳۸ در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل نقاشی را آغاز کرد.
میگوید: اینکه در خانهای روستایی بزرگ شده و در طبیعت زندگی کرده به او در خلق آثارش کمک کرده است.
او همچنین ترانههای زیبای بسیاری سرود.
وی ترانههای نخستین را با الهام از فضای طبیعت محلی مینوشته و اینگونه مناظر را تصویر میکرده است. به همین دلیل، حس ترانههای محلی و فولکلور را به مخاطب القا میکرده است.
محمدابراهیم جعفری، در شامگاه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ بر اثر سکته مغزی در سن ۷۸ سالگی درگذشت.
چو مرغ شب، خواندی و رفتی؛ «بوی کاهگل آواز پرنده» و کتاب زندگینامهی او تحتعنوان «ابری به دشت خاطره میبارد» از آثار اوست. همچنین گزیده نقاشیهای او در کتابی به نام «سفر با ماه» نیز چاپ شده است.
*****
باور کن تو را دوست دارم ،
صدای مرا نقاشی کن.
دلتنگ توام ،
اندوه مرا نقاشی کن .
به تو می اندیشم ،
در غم دیگران ،
پندار مرا نقاشی کن .
گفتی در خلأیی که هوا نیست ،
نه من تو را می خوانم
نه تو مرا می شنوی .
برایم چراغی بیاور ،
بی نور چگونه نقاشی کنم …
*****
در سفر
هرکس به مقصد میرسد، میایستد
من سفر را دوست دارم
مقصدِ من رفتن است