تعداد بازدید: ۸۵
کد خبر: ۱۳۱۶۰
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۰۷:۵۵ - 2022 15 May
نویسنده : ماجراهای من و بی‌بی

بی‌بی گفت:


- گلاب چیطوره امروز یَی مُکرنی بخوریم با ته‌دیگ سیب‌زمینی؟


نگاهش کردم.


- عالیه بی‌بی جون. اتفاقاً خیلی وقتم هس ماکارونی نخوردیم. موافقم.


- خیل‌خو نپه پوشو برو سرِ کوچه یَی  بسِی مُکرنی بسون بیا...


- من برم بی‌بی؟


بی‌بی نگاهم کرد....


- نع! الان زنگ می‌زنم عمت میگم یَی بسی مُکرنی بری ما بسونه بیا! خو دختر تو نری کی ماخاد بره؟ عمت؟
*****
بسته‌ی ماکارونی را گذاشتم روی زمین و رسید پول را دادم دست بی‌بی...


- بفرما بی‌بی.


- ارزون شده مُکرنی؟ زده 1600 تومن...


- نه بی‌بی جون. چی‌چی رو ارزون شده؟ گرون شده، اشتباه دارین میخونین. شده 16 هزار تومن

.
بی‌بی محکم زد پشت دستش...


- 16 تومن؟ ای هی اِچِنِی مُکرنیو؟ میه چه خوره؟ میه سر گردنه هه؟ 


کمی ساکت شد...


- بوگو ها نپه سر گردنه نیس؟ صد شرف اَ سر گردنه که لااقل میفمیدن دسُت خالیه رعایتُت می‌کردن. اینا خو دیه بَرشون پولدار و بی‌‌پول ندره...


نگاهش کردم...


- چیکار کنم بی‌بی الان؟ برم بپزمش؟


- نه دختر، چی‌چی رِ بپزی؟ پوشو برو درِ دوکون مش‌ هاشم بوگو نصفُش کن، اصلاً بوگو یَی سی‌چل تا نخ بده!


- بی‌بی چی برم بگم آخه؟ مگه سیگاره که نخی بگیرم؟ نصفش نمی‌کنه که. 


- نصف بیشی دختر که هی نیشه نیشه نکنی. بعدُشم تو اَ کجا می‌فمی سیگاره تکی می‌فروشن؟ ها؟چن دفه نخی اسدی کشیدی؟ ها؟


- وا بی‌بی جون این چه حرفیه آخه؟ من و سیگار؟ یه چی میگینا...


بی‌بی چپ چپ نگاهم کرد.


- دیه من نیفمم. اگه مُکرنی بری ظُر مخِی میری نصفُش می‌کنی مییِی...


ولی بی‌بی آخه...


- ولی و مررررگ، نرفتی من میرم خونِی مش موسی. توام نون و ماس بخور!


گلابتون

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها