تعداد بازدید: ۸۴۱
کد خبر: ۱۲۷۲۵
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۴۰۱ - ۱۷:۴۷ - 2022 11 April

برای شناخت جریان‌ها و رخدادهای تاریخی و نقش رجال مؤثر در تاریخ کشورمان اسناد بر جای مانده از گذشتگان به خصوص خاندان‌هایی که در حکومت‌ها به هر نحوی نقش داشتند حائز اهمیت است؛ چرا که از طریق اسناد علاوه بر آنکه حقایق جدیدی به دست می‏آید، صحت و سقم وقایع پیشین نیز روشن می‏شود. این اسناد عبارتند از احکام و فرامین دولتی، بنچاق‌ها، قباله‏های ملکی و نیز کتاب‌های خاطرات و شجره‏نامه‏ها، رساله‏ها و هر نوشته دیگر که در کنج برخی خانه‏ها موجود است. بنابه تحقیق محلی نگارنده این سطور، متأسفانه تنها تعداد بیشماری از این نوع اسناد باارزش در منطقه کاغذکنان آذربایجان شرقی که گوشه‏ای از ایران پهناور است در گذشته نه‏چندان دور نابود شده یا در حال نابودی هستند.

سندی که معرفی می‏شود از همین نوع اسناد است و آن انشای مرحوم میرزا مهدی‏خان بیان‏الملک پسر میرزاابومحمد گرمرودی، از قول ناصرالدین‏شاه قاجار در خصوص میرزاآقاخان نوری است.

میرزا نصرالله فرزند اسدالله نوری است، که بعدها به میرزا آقاخان معروف شد. او مدت ۳۳ سال (۱۲۴۲-۱۲۷۵ مهشیدی) در دربار سه تن از پادشاهان قاجار (فتحعلی ‏شاه، محمدشاه، ناصرالدین ‏شاه) مشاغل و مناصبی چون وزارت لشکر (وزارت جنگ) و صدراعظمی را عهده‏دار بود.

در سال ۱۲۴۳ مهشیدی با سمت لشکرنویسی وارد خدمت دربار فتحعلی‏ شاه شد و چون جوانی چرب‏زبان بود به تدریج در دربار ترقی کرد و به سمت لشکرنویس‏باشی ارتقاء پیدا کرد. در زمان محمدشاه همچنان سمت خود را حفظ و از آنجا که به مقام خود اهمیت می‏داد عنوان لشکرنویس‏باشی را به وزارت لشکر تبدیل کرد. وی در اواخر سلطنت فتحعلی‏شاه قاجار توسط حاج میرزا آقاسی به وزارت لشکر منصوب شد.

سفارت انگلیس که سعی داشت عواملی برای نفوذ در دستگاه حکومت جمع‏آوری نماید به سراغ میرزا آقاخان نوری هم رفت و خیلی زود وی را در شمار عوامل سرسپرده خویش در ایران درآورد تا آنجا که تابعیت انگلستان را نیز پذیرفت.

عزل و طرد میرزا آقاخان نوری و خاندان او از سوی ناصرالدین شاه

ناصرالدین شاه قاجار

وی در بدگویی و توطئه علیه افراد در نزد شاه چیره‏دست بود و حتی نزد شاه از پدرش بدگویی و سعایت می‏کرده است. در زمان محمدشاه همراه قشون به هرات رفت و در مراجعت، به اشاره حاجی میرزا آقاسی از وزارت برکنار و مدتی محکوم به حبس و تبعید شد.

از دوران محمدشاه، او تحرکات خود را برای به دست آوردن صدارت آغاز کرد و برای رسیدن به هدف، خود را در حلقه دوستان و یاران مهدعلیا (همسر محمدشاه) قرار داد و واسطه بین او و سفارت انگلیس شد. رابطه مهدعلیا با میرزا به تدریج تا آنجا کشیده شد که هرچه در اندرون شاه می‏گذشت مهدعلیا به آقاخان اطلاع می‏داد و او نیز ماجرا را به اطلاع سفارت انگلیس می‏رساند. چنانکه در اسناد وزارت خارجه انگلیس آمده میرزا اسرار محرمانه دولتی را اعم از آنچه مربوط به امور داخلی و تصمیمات مملکتی بود یا آنچه از مذاکرات را که بین شاه و صدراعظم و سایر سفرا صورت می‏گرفت به وزیرمختار انگلیس گزارش می‏داد.

در دوران صدارت حاج میرزا آقاسی، آقاخان به تحریکات و دسایس علیه او دامن می‏زد و از آنجا که صدراعظم از توطئه‏های او آگاه بود در یکی از شب‌ها هنگام خروج از سفارت انگلیس دستگیر و با کسب اجازه از شاه به کاشان تبعید شد.

پس از مرگ محمدشاه و عزل آقاسی از صدارت، میرزا نصرالله از کاشان به تهران آمد، ولی چون مورد مواخذه امیرکبیر صدراعظم ناصرالدین‏شاه قرار گرفت و امر صدراعظم به بازگشت وی بود، به سفارت انگلستان رفت و خود را در پناه سفارت جای داد. کاردار سفارت نیز طی تماس با مهدعلیا او را واسطه قرار داد تا اجازه اقامت نوری را در تهران بگیرد. وساطت کاردار و صاحب‌منصبان سفارت نتیجه مثبت داشت و مهدعلیا دستور داد میرزا را از سفارت به قصر بازگردانند.

حمایت جدی سفارت از نوری سبب می‏شد تا شاه و امیرکبیر نتوانند با او برخورد شایسته‏ای داشته باشند. به‏طوری که وقتی کار جاسوسی آقاخان بالا گرفت و میرزا تقی‏خان درصدد برآمد او را مجازات و تبعید کند این بار نیز وزیرمختار انگلیس به طور رسمی و علنی به یاری وی شتافت و با ارائه سند رسمی تحت‏الحمایگی و تابعیت انگلستان او را از زندان و تبعید نجات داد.

نقش به ظاهر مثبت او در آرام کردن قیام سربازان تبریزی مقیم پایتخت و خاموش کردن آتش فتنه‏ای که خود در خفا دامن می‏زد منجر به رضایت شاه شد و به تقاضای صدراعظم ناصرالدین ‏شاه امیرکبیر لقب «اعتمادالدوله»! به او داده ‏شد. (1)

این امر احتمالاً بر اثر فشار مهدعلیا مادر ناصرالدین ‏شاه بوده است؛ چرا که از همان آغاز سلطنت ناصرالدین‏ شاه مهدعلیا با صدارت میرزا تقی‏خان مخالف بود و می‏کوشید تا میرزا آقاخان نوری، تحت‏الحمایه انگلیس به صدارت انتخاب شود که ممکن نشد.(2) بعدها یکی از عوامل مؤثر در برکناری میرزا تقی‏خان از مقام صدارت و قتل او در کاشان همین میرزا آقاخان بود که بعد از امیرکبیر به صدارت رسید.

پس از شهادت امیر، آقاخان دست به تغییرات وسیعی در سطح کشور زد و تمام مشاغل و مناصب مهم مملکتی را به فرزندان و بستگان خود اختصاص داد و از سوی دیگر غالبا شاه را به عیش و لهو و لعب ترغیب می‏کرد.

از نتایج قتل امیرکبیر و روی کار آمدن نوری یکی موافقت‏نامه ۱۲۶۹ مهشیدی/۱۸۵۳میلادی بود که او با وزیرمختار انگلستان منعقد کرد که طبق مفاد آن دولت ایران از حق قشون‏کشی به هرات ممنوع شد. همچنین او در سال ۱۲۷۳ مهشیدی با تبانی قبلی با دولت انگلستان و بدون پیش‏بینی‌های لازم، جنگ با انگلستان را، راه انداخت که به شکست ایران انجامید و ثمره آن معاهده ننگین پاریس (۱۲۷۳ مهشیدی/۱۸۵۳میلادی) بود که به جدایی هرات از ایران انجامید و دولت ایران به نمایندگی این صدراعظم خیانتکار از تمام حقوق حقه خود در هرات و افغانستان به موجب معاهده مزبور به کلی صرف‏نظر کرد.
مدتی بعد ناصرالدین‏ شاه به خاطر اخلال و فسادی که در امور مملکت ایجاد شده بود او را در محرم سال ۱۲۷۵ مهشیدی. از صدارت برکنار کرد.(3) میرزا آقاخان پس از عزل از صدارت به ملک خود در روستای آدران رباط کریم رفت. به دنبال آن دوستعلی‏خان معیرالممالک مأمور می‏شود که اثاثیه صدارت مانند جبه مرواریددوز و قلمدان و عصای مرصّع را از او پس بگیرد. ناصرالدین ‏شاه حتی لقب «اعتمادالدوله» را از وی سلب می‏کند. میرزا آقاخان حتی مجبور می‏شود ملک خود واقع در آدران را که دارای عمارت نسبتاً عالی بود و هنوز هم آثار آن باقی است به دولت واگذار کند. او سال‌های پایانی عمر خود را به حالت تبعید در یزد و اصفهان و قم سپری کرد و نهایتاً در سال ۱۲۸۱ مهشیدی در ناکامی و بدبختی درگذشت.

عزل و طرد میرزا آقاخان نوری و خاندان او از سوی ناصرالدین شاه

میرزا آقا خان نوری

سندی که ملاحظه می‏کنید مربوط به دوران عزل آقاخان از سمت صدارت عظمی و مشاغل و مناصب دولتی است. هشدار ناصرالدین‏شاه به جانشینان خود درخصوص او و اعضای خاندانش، حاکی از مضرات فراوان اقدامات آنان برای منافع ملی ایران است که از جنبه‏های مختلف بروز و ظهور یافته بود.

ملاحظه و مطالعه این سند مخاطب را با دیدگاه ناصرالدین‏شاه نسبت به اقدامات میرزاآقا خان نوری و خانواده او آشنا می‏سازد.

بخشی از سند
انشای مرحوم میرزا مهدی‏خان بیان‏الملک پسر میرزا ابومحمد مرحوم گرمرودی که در خیانت طایفه نوری به دولت ایران از قول پادشاه جم‏جاه ناصرالدین‏شاه خلداله ملکه به عنوان فرمان قضا توامان.

دربخش‌هایی از این حکم ناصرالدین‌شاه آمده‌است:

هر روز به نوعی تلطف و احسان می‏دید و در اکثر امورات دولتی دخلی تمام داشت. تا اینکه رأی جهان‏آرای به تغییر وزارت عظمی قرار گرفت و به این لحاظ که بیان فرمودیم او را شایسته‏تر از دیگر چاکران دولت دیده تشریف این عطیه کبرا را بر او ارزانی داشته چنانکه لازم است دست او را در کفایت مهمّات مملکت مبسوط و مطلق فرمودیم.

...  و آنگاه بر ما روشن‏تر و محقق‏تر گشت که رَجم و نفی او از درگاه شاهنشاه غازی به الهام و هدایت الهی بوده است، نه ابرام و سعایت حاجی میرزا آقاسی. سلاطین نسل همایون اصل ما باید این فرمایش و نصیحت خدیوانه و کریمانه ما را آویز گوش اعتبار خود داشته احدی از آحاد این طایفه را که در نور مازندران به اولاد خواجه مشهور و معروفند در هیچ عهدی از عهود در امور نوکری راه ندهند و کار دیوانی به این گروه حق‏نشناس نفرمایند که مایه زیان دین و دولت است. و موجب نقصان عدل و مروّت. مَن جرّب‏المجرّب حَلَّت به النّدامه.

منابع:
۱. حسین سعادت نوری. رجال دوره قاجار. تهران، انتشارات وحید، ۱۳۶۴. صص ۲۰-۲۱.

۲. محمداحمد پناهی سمنانی. امیرکبیر تجلّی افتخارات ملّی. تهران، کتاب نمونه، بی‏تا. صص ۲۲۳-۲۲۴.

۳. علی‏اصغر شمیم. ایران در دوره سلطنت قاجار: قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم مهشیدی، تهران، علمی، ۱۳۷۰. صص ۱۲۹ و ۲۳۵-۲۳۶.

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها