تعداد بازدید: ۴۰۹
کد خبر: ۱۲۵۹۸
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۴۰۰ - ۱۲:۵۰ - 2021 05 December
پاسخی به سرمقاله نی‌تاک

هر چه هست از قامت ناساز بی‌‌اندام ماست

شیربان اتابکی

در شماره 12 ماهنامه وزین نی‌تاک، سر‌مقاله مدیرمسئول محترم و معرفی کتاب «قایق‌راندن بدون پارو» را خواندم و هم لذت بردم و هم حسرت خوردم.

می‌پرسید: چرا؟ به عرضتان می‌رسانم.

نمی‌دانم برای شما هم پیش‌آمده یا نه که مواردی را که کاملاً حقیقت دارد و به آن باور دارید، هنگام دوباره دیدن یا دوباره خواندن، شگفت‌زده می‌شوید و با وجود حقیقی بودن در ذهنتان می‌گویید مگر می‌شود؟

خواندنِ سرگذشتِ بیماری که مرگ خود را حتمی می‌داند در کشوری اروپائی و نحوه برخورد دولت با مشکل این بیمار در انجام کارها، در عین این که طبیعی است اما برای منِ ایرانی که دائم با بیمه کلنجار می‌روم عجیب است.

متأسفانه ما ابتدا با نام سازمان‌های خدماتی مشکل داریم. ملاحظه بفرمایید سازمان عریض و طویل تأمین‌اجتماعی برخلاف اسمش عمل می‌کند. پول بیمه را از شاغل و بازنشسته و از کار افتاده و مستمری‌بگیر می‌گیرد و هنگام خدمات‌دهی هزار جور مقررات دارد. ویزیت دکتر و پول نسخه را اگر غیر از بیمارستانِ خودش باشد نمی‌پردازد. کاری ندارد که شما توانایی مراجعه به درمانگاه یا بیمارستان مورد نظر آنها را دارید یا خیر! در حقیقت «حکمِ حاکم است و مرگ مفاجات».

از همه اسمها بی‌مسماتر، بیمه تکمیلی است که علاوه بر حق بیمه مصوب از بیمه‌گذار کسر می‌شود.

ظاهراً یا سازمان معنی تکمیلی را نمی‌داند یا مردم در درک معانی درمانده‌اند بدین معنی که فقط درصد ناچیزی از هزینه را می‌پردازد. البته هنگام نیاز به جراحی و لزوم پروتز بیمار باید شخصاً هزینه مربوطه را پرداخت کند و پس از گذر از هفت‌خان مقررات سازمان، درصد کمی را دریافت نماید.

برای نگارنده چند مورد پیش‌آمده که مختصراً شرح می‌دهم:

1- پزشک درمانگاه مطهری شیراز دو سال قبل که هنوز گرانی‌ها سرسام‌آور نبود، 10جلسه فیزیوتراپی زانو و لگن را تجویز نمود. چون فاصله محل زندگی تا بیمارستان سازمان 50 کیلومتر است و حقیر بدون وسیله هستم، ناچار به زرقان نزدیک‌ترین محل مراجعه و هزینه فیزیوتراپی را به مبلغ چهار میلیون تومان پرداخت کردم و فاکتور و نسخه معتبر را به کانون بازنشستگان زرقان ارائه نمودم که پس از مدتی کمتر از یک چهارم را پرداختند. البته هزینه رفت و برگشت از لپوئی به زرقان نیز ربطی به سازمان ندارد و آش کشک خاله است.

2- به علت پارگی پرده‌گوش و نیاز به سمعک، پس از مراجعه به پزشک و دریافت نسخه، اسفند ماه 1399 هزینه خرید سمعک و قالب‌گیری گوش بدون احتساب هزینه ویزیت و رفت و آمد به شیراز برابر فاکتور مبلغ هفت میلیون و هشتصد و پنجاه هزار تومان شد که شخصاً پرداخت کردم (پنج میلیون را از خود کانون زرقان وام گرفتم). با مراجعه به سازمان برگه‌ای به دستم دادند که باید در مرودشت تحویل سازمان می‌دادم تا برای پرداخت هزینه‌ای که کرده‌ام تائیدیه بگیرم. نامه را تحویل مرودشت دادم. مسئول مربوطه فرمود این فرم قدیمی است؛ باید فرم جدید بیاورید. روز بعد پس از مراجعه و اخذ فرم جدید، دوباره مراجعه کردم به مرودشت که مسئول مربوطه در مأموریت بود و جانشین هم نداشت. شماره‌ای دادند که تماس بگیر هر وقت بودند بیا. بار سوم و روزی دیگر به مرودشت مراجعه کردم و مدارک را تحویل دادم. فرمودند همه چیز درست است. باید جعبه‌ای هم که سمعک داخلش بوده باشد. دست از پا درازتر با وجودی که توان حرکتی‌ام فقط با عصا و واکر میسر است روز بعد با قوطی خالی و فاکتور و اصل سمعک مراجعه کردم که مراتب تأیید و در سیستم ثبت گردید. هزینه 4 مرتبه رفت و برگشت از لپوئی به مرودشت هر بار 75 هزار تومان و به عبارتی سیصد هزار تومان شد.

پس از مراجعه به زرقان و سازمان و اعلام پایان شش خان فرمودند مبلغ تعهد سازمانی به حساب شما واریز می‌گردد که پس از 5 ماه از تاریخ ویزیت دکتر و خرید سمعک با وجود حدود ده سال پرداخت حق بیمه تکمیلی، مبلغ یک میلیون و دویست و شصت هزار تومان به من پرداخت شد. یعنی نزدیک به 6 میلیون و  600 هزار تومان را خودم پرداختم. دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است. اکنون را نمی‌دانم ولی قبلاً بیمه هزینه خرید و تجویز عینک را هر 10 سال یک مرتبه فقط 10 هزار تومان متعهد بود.

از همه جالب‌تر که فکر نمی‌کنم هیچ جای دنیا سابقه داشته باشد، قوانین منحصربفرد سازمان‌های دولتی و خصوصی درباره بیمه کردن ابو‌اب‌جمعی آنهاست. به تابلو و سرنسخه پزشکان و داروخانه‌ها نگاه کنید. هر کدام لیستی دارند که فلان و بهمان شرکت یا سازمان دفتر‌چه بیمه‌شان مورد قبول است و فرانشیزها هم مختلف است. این همه تبعیض در مسئله که مبتلابه همه مردم است در دنیا بی‌سابقه است. 

هر چه هستاز قامتناساز بی‌‌اندام ماست

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها