تعداد بازدید: ۳۰۳
کد خبر: ۱۰۷۰۶
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۴:۲۳ - 2021 26 September
بی‌بی گوشی‌اش را آورد نزدیک من و گفت:

- گلاب اینا چن؟

به سگ کوچولو و فانتزی روی صفحه‌ گوشی بی‌بی زل زدم...

- نمی‌دونم بی‌بی، قیمتاش متفاوته، بسته به نژادش داره...

- نجاتِ ارزونُش چن؟

- منظورتون نژاده بی‌بی؟ میگم که بی‌بی جان نمی‌دونم، حالا برا چی می‌خواین؟

- ماخام یکیشه بُسونم!

- چی کار کنی بی‌بی؟

- میگم خو، ماخام اگه گیرُم اومد یکیشه بُسونم...

- وا! ینی چی بی‌بی؟ شما سگ میخوای چکار؟

- سگ ماخام چکار؟ ماخام بِرِی پسِ مرگُم... ماخام یَی همگویی بَرَم باشه، یَی همدمی بَرم باشه... ماخام اَ ای تَنِی دربیام...

- دَسِت درد نکنه بی‌بی، پس من اینجا چی‌ام؟ چکاره‌ام؟

- تو؟ تو مترسک سرِ خیارسونی! ینی حیف ای نون و اُووی که درم میدم تو! یَی درخت رَزی کاشتودَم، حالا یَی ثمری دادود...

چیزی نگفتم که دوباره گفت:

- حالا اینارِ اَ کجا بویه بسونی؟

- کدوما بی‌بی؟

- هی سگا نه، نپه چی‌چی؟

- بی‌بی ینی چی؟ شما داری جدی می‌گی؟

- ها نپه درم شوخی می‌کنم دختر؟ والا ماخام یکیشه بسونم!

- بی بی اینا هر کدوم بالای چهار پنج میلیونه‌ها...

بی‌بی زد پشت دستش...

- ووووی؟ راس می‌گی ننه؟

- بله بی‌بی پس چی فک کردین؟

بی‌بی آهی کشید، چن دقیقه‌ ساکت شد، دوباره گفت:

- میگم ننه نیشه قِسّی بسونی؟

- بی‌بی کی سگشو قسطی می‌فروشه آخه؟ بعدشم می‌گم که من نمی‌دونم... اگه حتماً می‌خواین از دوستم که سگ داره بپرسم؟

- ها ننه، پوشو یَی زنگی برش بزن...
*****
بماند که بی‌بی با چه مصیبتی سگ خرید و پولش را پرداخت و آن را به خانه آوردیم...

- چند دقیقه‌ای بیشتر از ورود سگ به خانه‌امان نگذشته بودکه بی‌بی گفت:

- حالا گلاب بویه یَی اسمی‌ام برش انتخاب کنیم یا نه؟

- آره دیگه بی‌بی. صد درصد، حالا چه اسمی مد نظرتونه؟

کمی فکر کرد...

- عُناب چیطوره؟

- چی بی‌بی؟ عناب؟ عناب برا چی بی‌بی؟ 

- خو گفتم اسمی بذرم که رو اسم توام بیا نه! عناب و گلاب! چیطوره؟

- دس شما درد نکنه بی‌بی! حالا دیگه اسم سگتو با اسم من سِت می‌کنی؟

- دختر خیلی‌ام دلُت باخا، ای سگا گیرونن، باکلاسَن اَ ای سگِی الکی خو نیسن.

- بله بی‌بی، دَستون درد نکنه، واقعاً به من لطف دارین شما!

شام را که خوردیم نگاهی به بشقاب بی‌بی انداختم...

‌- بی‌بی اینا چیه ریختین تو بشقابتون؟ 

- نی‌بینی چی‌چیه؟ ته سفره رِ جم کردم بیری بیریزی بری عناب!

- بی‌بی این که از این چیزا نمی‌خوره که... باید یا براش کنسرو مخصوص بذارین یا گوشت.

- گوشت؟  دختر من خودوم سال تا سال رنگ گوشت نیبینم حالا برم بری ای گوشت بوسونم؟

موقع خواب که شد بی‌بی گفت:

- گلاب جاته بده عناب!

- وا بی‌بی اینا تشک مخصوص دارن، پس خودم کجا بخوابم؟

- رو سرِ من! دختر خدارِ خوش میا من برم بری توله سگی دشک بوسونم؟ هونجا گوشِی دسُت باخابونُش خو.

خیل خب بی‌بی فقط فردا باید بری واکسنشم بزنیا، از اون ورم براش غذا ولوازم بهداشتی بگیر.
- گلاب تو دری اینارِ شوخی می‌کنی؟ نه؟

- نه والا بی‌بی شوخی چیه؟ مَلی دوسم که سگ داره هرماه کلی خرج سگش می‌کنه... 
بی‌بی سری تکان داد...

بجِی ایکارا صب میَرَم پسُش میدم اَ یارو میگم یَی چی ازُش کم کن، پسُش بیگیر... من ای پولارِداشتم خرج تو می‌کردم که رو دسُم نمونی!!

گلابتون
نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها