تعداد بازدید: ۱۸۴
کد خبر: ۲۶۸۸۹
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 15 August
ماجراهای من و بی‌بی

مُکُرنی- سفیداُوو کیسه حموم

نویسنده : گلابتون

بی‌بی با دستان لرزانش برگه را داد دستم...

- بیا ننه، ایَم چی‌یِی که مِخیم...

به لیست بی‌بی زل زدم...

- تاید - مایع ظرفشوری - شامپو- روغن- برنج- مُکُرنی- نمک- قَن- سفیداُوو- کیسه حموم- پنیر- مرغ- تُخ مرغ

نگاهش کردم.

- الان اینو چیکارش کنم بی‌بی؟

قاب کن بزن بغل دیوال! خو برو بُسون بیا هیچی تو خونه ندریم.

- چشم بی‌بی فقط کارت...

- پول خو ندرم گلابی، بیا دو تومن کالا برگو رِ رختن تو حساب، با هی برو بُسون بیا...

- ینی با دو تومن کالابرگه همه اینارو بخرم بی‌بی؟

-‌ها دیه.

- میخوای با پول ته کارت هم شب بریم پیتزا بخوریم بی‌بی؟

- وووی ننه بد فرکی‌ام نیس ولی نه ننه،‌ای روزا قوووت پول ندریم، تَشه بذریم بری روز مبادا!

- بی‌بی جان آخه با این دو تومن یه گونی برنجم نمیشه خرید، یه حلب روغنم نمیشه خرید، چی میگین شما؟ کدوم روز مبادا؟

(ترجیحاً ادامه حرف‌های بی بی را سانسور کردیم!)

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها