تعداد بازدید: ۱۰۱
کد خبر: ۲۶۶۶۹
تاریخ انتشار: ۲۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 18 July
ماجراهای من و بی‌بی

شادی روح مرحوم سهیل صلوات

نویسنده : گلابتون

سُهیل چشمانش را بست و داد زد...

بی‌بی دستانش را گذاشت روی گوشش...

- واااای، دیَم نَنِی‌ای بچه اومد‌ای نره‌خره اناخت اینجا ور دل منو رفت...

رو کرد به سُهیل...

- هااااا، چته بچه؟ چه مرگُته؟ خو بری چه آروم نیگیری؟ بیا مث بچی آدم دو ساعت بیشین اینجو تیلیویزیون نیگا کن تا ننت بیا...

سهیل دهانش را بیشتر باز کرد...

- من خوراکی ماخاممممم...

- اَی تیر بوخوری به حق پَنش تَن...

رو کرد به من...

- پوشو برو یی چی وردا بیار بده دس‌ای تا کَپُشه بُوَنه...

- آخه هیچی نداریم تو خونه بی‌بی...

- چیطو هیچی ندریم؟ نون پنیر دریم، تُخ مرغ گُرجای ظُری مونه، یی ذَرِی ماسی‌ام تو یخچاله...

سهیل دهان بسته‌اش را دوباره باز کرد...

- من خوراکی ماخامممم...

بی‌بی دستش را گذاشت روی سرش...

- واااای پوشو یی پولی بده‌ای، تا یی زرماری بُسونه بیا کَلِّی منه پوک کرد.

کارت را آوردم و گرفتم سمت سهیل که بی‌بی کارت را از دستم کشید...

- بری چه کارتُش میدی؟ پول زیر لِچ قالی تو هالو هه، برو وردار بیار، پولُش بده...

ده تومانی را گرفتم روبروی بی‌بی.

- بی‌بی همین بیشتر نبود که...

ده تومانی را از من گرفت و رو کرد به سهیل...

- بیا ننه، ایه بسون، برو هرچی مِخِی بُسون بیا!

سهیل دوباره نطقش باز شد...

-من با‌ای چی‌چی بُسونم آخه؟ هااااا؟...

- پفک ننه، یی پفکی بسون بیا.

- پفک؟ پفک خو نیشه بی‌بی.

- بِسکوت بُسون ننه...

- بِسکوتم نیشه بی‌بی.

- بع، آدمس خو دیه میشه...

- نیشه، آدمسِی عسلی شده چل هزار تومن...

- تیر بُسون، من هینه بیشتر ندرم، کارُت میشه برو با هی یی چی بُسون بیا...

و ده تومانی را سمت سهیل گرفت...

*****

سهیل که با کیسه خوراکی از درآمد تو من و بی‌بی خیره‌اش شدیم...

بی‌بی گفت:

- بع، اینا کجا بوده بچه؟

- اِسدم...

- اِسدی؟ اَ کی؟ با کدوم پول؟

- اَ مش هاشم... گفتم خو بی‌بی، او ده تومنو خو هیچی نشد، منم اینا رِ اسدم، بری مش هاشمم گفتم بینیویس تو حساب بی‌بی!

- ینی همه‌ی اینا رِ تو اسدی؟

- هااااا بی‌بی... تازه سه تاشم تو راه خوردم! دسُت درد نکنه بی‌بی...

شادی روح مرحوم مغفور سهیل صلوات...

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها