تعداد بازدید: ۹۳
کد خبر: ۲۶۶۱۴
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۵ - 2026 12 July
مناسبت

مدل حسینی عدالت‌خواهی و مبارزه با ظلم در عصر حاضر

حجت‌الاسلام دکتر حسین سروش / دین‌پژوه و امام جماعت حسینیه ثاراله

پرسش مهمی که شاید در ذهن هر جوانی که در این دوران با چالش‌های اجتماعی روبروست، چرخ می‌زند این است که آیا عدالت، یک مفهوم «اخلاقی» است یا یک ضرورت «ساختاری»؟

به عبارت دیگر، اگر انسان در زندگی شخصی خود بسیار عادل باشد، اما در جامعه‌ای زندگی کند که قوانین برای ثروتمندان و فقرا متفاوت است، آیا آن جامعه عادلانه است؟ یا اینکه عدالت، چیزی است که باید از ریشه‌های یک سیستم و ساختار سیاسی و اقتصادی استخراج شود؟

«مدل حسینی» در برخورد با ظلم، چه تفاوتی با «خویشتن‌داری فردی» دارد. امام حسین (ع) برای اینکه بگوید «من آدم خوبی هستم»، قیام نکرد؛ ایشان برای این قیام کرد که «سیستم» را از حالت غیرعادلانه به حالت عادلانه برگرداند.

در نگاه اسلامی، عدالت یک مفهوم تک‌بعدی نیست. بلکه سه لایه عدالت مورد نظر است:

اول: عدالت سیاسی. یعنی حق حاکمیت مردم و منع استبداد. در اسلام، قدرت امانت است، نه حقِ ذاتیِ حاکم.

دوم: عدالت اقتصادی. این همان جایی است که امروز بیشترین چالش را داریم. اسلام با مفهوم «چرخه ثروت» رو‌به‌رو است. به این معنا که نباید ثروت در دست یک گروه محدود شود.

سوم: عدالت اجتماعی. یعنی برابری در برابر قانون. یعنی وقتی یک مقام دولتی مرتکب تخلفی می‌شود، همان جریمه‌ای را متحمل شود که یک شهروند عادی متحمل می‌شود.

اگر این سه لایه در یک جامعه نباشد، آن جامعه دچار «تصلب و فساد» می‌شود؛ و این دقیقاً همان وضعیتی بود که در عصر اموی شاهد بودیم. خیلی‌ها فکر می‌کنند ظلم در عصر اموی، فقط این بود که حاکم با مردم تندی می‌کرد یا با اهل بیت (ع) بدرفتاری داشت. اما اگر با نگاهی تحلیلی به تاریخ نگاه کنیم، می‌بینیم در حکومت اموی با یک «ظلم ساختاری» رو‌به‌رو بوده‌ایم. در آن دوران، سیاست از «مشورت و حق مردم» به «وراثت و سلطنت» تبدیل شده بود. این یعنی نابودی عدالت سیاسی. در حوزه اقتصادی، بیت‌المال که متعلق به تمام مسلمانان بود، به اموال شخصی خاندان اموی تبدیل شد. این یعنی نابودی عدالت اقتصادی. از همین رو اباعبدالله (ع) به تقابل با این نظام فاسد پرداخت. شاید کسی بپرسد: «چرا مبارزه؟ چرا جنگ؟ آیا نمی‌شد با زبان گفت‌و‌گو و سیاستِ آرام، اینها را تغییر داد؟» پاسخ در مفهوم «مبارزه با طاغوت» است. طاغوت یعنی هر چیزی که از حد و مرز خارج شده و بر حق مسلط شده است. طاغوت فقط یک فرد نیست؛ طاغوت می‌تواند یک «ایده» یا یک «سیستم اقتصادی فاسد» باشد. در فلسفه قیام حسینی، مبارزه دو هدف دارد:

۱. حفظ ارزش‌ها: حتی اگر پیروزی نظامی در لحظه نباشد، مبارزه باعث می‌شود که «حق» از یاد‌ها نرود. اگر کسی در برابر ظلم ساکت بماند، در واقع به ظلم «مشروعیت» داده است.

۲ تغییر ساختار: امام حسین (ع) می‌دانست که اگر سکوت کند و فریاد نزند، نسل بعدی فکر می‌کند که «سلطنت و ظلم» بخشی از طبیعتِ زندگی است.

با این توضیحات معلوم می‌شود که پیام عاشورا و مطالعه تاریخ آن برای جامعه امروز در سه حوزه است:

اول: مطالبه عدالت اجتماعی. ما نباید فقط به دنبال کمک‌های خیریه و صدقه دادن باشیم (که البته خوب است)، بلکه باید دنبال «عدالت» باشیم. یعنی دنبال سیستمی باشیم که فقر را از ریشه درمان کند، نه اینکه فقط با چند تکه نان، گرسنگی را پنهان کند.

دوم: اقتصاد مقاومتی. اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه ما در برابر فشار‌های اقتصادی و سیستم‌های ناعادلانه جهانی، به دنبال ساختار‌های خودکفا و توزیع عادلانه باشیم تا از دست رفتنِ حقِ مردم، به ابزاری برای ظلم تبدیل نشود.

سوم: مبارزه با فساد. مبارزه با فساد در مدل حسینی، یعنی برخورد با «ریشه‌ها». نباید فقط دنبال فسادِ کوچکِ فردی باشیم؛ بلکه باید به دنبال اصلاحِ ساختار‌هایی باشیم که اجازه می‌دهند فساد رشد کند.

در پایان باید گفت: عدالت‌خواهی در مدل حسینی، یک شعار نیست؛ یک «مسئولیت» است. ما نباید فقط «عاشق» عاشورا باشیم، بلکه باید «مسئول» ِ ارزش‌هایی باشیم که عاشورا برای آنها خون داد.

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها