هر چه آید بیشتر بر ما فشار
نام ما شد ثبت در قاب «گینس»
از لحاظ قدرت تاب آوری
هر چه آید بیشتر بر ما فشار
بیشتر گوییم جوک یا دَروَری!
میرود بالا صدای خنده مان
هر چه بالا میرود نرخ «دلار»
باز میخواهیم «دولت» آوَرَد
با گرانی بیشتر از ما دمار
گر چه خط فقر غوغا کرده است
«فیلسوفی» (*) منکر آن میشود
بوی داغ ِ خر که میآید ز دور
در خیالش بَره بریان میشود
هر کسی امروز یک چیز گران
میخرد، اما خوش و شادان شود.
چون که میداند بهایش روز بعد
میرود بالا و او گریان شود
صد دلار امروز اگر داریم ما
بی گمان داریم صد میلیون ریال
ماه دیگر شکر میگوییم که
بیست شد این صد وَ ما هم خوش به حال.
چون که میدانیم وضع ما کنون
بی گمان بهترتر از فردای ماست
شادمان هستیم و میگوییم که
وضع روز بعد هم دست خداست
آرزوی ماست که اوضاع ما
باز برگردد به سی چل سال پیش
در جهان هستیم نوبر، چون که هست
در دل ما حسرت دیروز خویش
گفت با «جاوید» دیشب فیلسوف
وضع مان خوب است و کمتر نق بزن
تا ز هر سو میرسد بوی کباب
دور شو، کمتر دَم از منطق بزن؟!
*- چندی پیش در یک مناظره، بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه دانشگاه تهران وضعیت مالی ایرانیان را عادی و جاری دانسته و گفته بود: «هربار از پارکها رد میشوم بوی کباب میآید.»
