آزادگی حسینی
شاید وقتی کلمه «آزادگی» شنیده میشود، اولین چیزی که به ذهن انسان میآید این است که: «اگر من هر کاری دلم خواست انجام دهم، هر لباسی بپوشم، هر جایی بروم، در این صورت من آزاد هستم». اما آیا واقعاً این همان آزادگی است که امام حسین (ع) در کربلا با فدا کردن جانش نشان داد؟
آزادگی یعنی کسی که با عزت زندگی میکند. عزت یعنی اینکه انسان تحت فرمانِ خواستههای درونی و فشارهای بیرونی نباشد.
جمله معروفی است که میگوید: هر کس که فرمانروای خودش نباشد، دیگران بر او حکم میرانند! یعنی اگر کسی نتواند بر خشم خود، بر میل خود و بر ترس خود غلبه کند، این فرد آزاد نیست. در واقع او تحت فرمانِ «نفس» خود یا تحت فرمانِ «فشار جامعه» است. کسی که از ترسِ اینکه مردم چه میگویند، حق را نمیگوید، یا کسی که، چون میخواهد طبق مد روز باشد، از ارزشهای خودش عبور میکند، او در ظاهر آزاد است، اما در واقعیت، «ذلیل» است؛ چون اختیارش را به دیگران سپرده است.
اما اگر انسان آزادگی را از اباعبدالله بیاموزد، این آزادگی در بخشهای مختلف زندگی او جریان مییابد. از جمله:
۱. آزادگی در خود (فردی):
یعنی انسان بتواند بر خودش مسلط باشد. آیا من بر خشمم مسلط هستم؟ آیا من بر تنآسانی و تنبلیام مسلط هستم؟ اگر نه، پس هنوز آزاد نشدهام.
۲. آزادگی در روح (معنوی):
یعنی انسان از ترسِ غیر خدا، آزاد باشد. وقتی کسی باور دارد که همه چیز دست خداست، دیگر از سایر انسانها نمیترسد. این بالاترین سطح آزادگی است.
۳. آزادگی در جامعه:
یعنی اینکه هرکس در جامعه بتواند با احترام، «نه» بگوید. نه گفتن به یک کار غلط، نشانه آزادگی است.
۴. آزادگی در سیاست:
یعنی ایستادگی در برابر قدرتهایی که میخواهند انسان را به یک «ابزار» تبدیل کنند. امام حسین (ع) دقیقاً در همین نقطه ایستاد. ایشان اجازه نداد انسانها فرمانبردارِ بیاراده شوند.
در مکتب حسینی، انسان به دنبال «خودشکوفایی» است، اما نه از راه خودخواهی. هرکس به دنبال این است که بتواند بهترینِ خودش باشد. آزادگیِ حسینی، آزادیِ «مسئولانه» است. امام حسین (ع) آزاد بود، اما این آزادی، ایشان را به سمت مسئولیتِ بزرگِ اصلاحِ جامعه برد، نه اینکه بگوید: «من آزادم، پس هر کاری دلم خواست میکنم و با سایرین کاری ندارم!».
ما امروز در دنیایی زندگی میکنیم که انواع و اقسام زنجیرهای نامرئی وجود دارد. زنجیرهای اقتصادی، زنجیرهای مجازی (اینستاگرام و ...)، زنجیرهای نظرِ مردم و ....
آزادگیِ حسینی به ما میآموزد که اگر میخواهیم واقعاً انسان باشیم، باید از این زنجیرها رها شویم. رهایی از طریقِ «عزتنفس» است. عزتنفس یعنی انسان میداند که بنده خداست و کرامت دارد، پس نباید در برابر هیچ چیزِ دنیایی، خودش را ذلیل کند.
باید در این ایام محرم، از خودمان بپرسیم: «من کجاها در زندگیام اسیر شدهام؟ کجاها برای اینکه مورد تأیید دیگران باشم، از آزادگیِ خودم زده گذشتهام؟ و ...»
