تعداد بازدید: ۱۵۸
کد خبر: ۲۶۴۶۶
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 20 June
مِهین مهرورزان

بهار ۱۳۶۴ کردستان مهاباد باغ قاسملو

 

مِهین مِهرورزان که آزاده‌اند                                                           

بریزند از دامِ جان تارها

بهار ۱۳۶۴ کردستان مهاباد باغ قاسملو

بهار ۱۳۶۴ کردستان مهاباد باغ قاسملو

سمت راست رزمنده سمت چپ شهید سیدامید سید موسوی‏

زندگینامه شهید

شهید سید امید سید موسوی در دهم بهمن‌ماه ۱۳۴۶ در روستای برج‌مقام شهرستان بوشهر، در خانواده‌ای متدین و ولایتمدار دیده به جهان گشود. پدر و مادر او اصالتاً از خطه شهیدپرور نی‌ریز بودند و به دلیل مأموریت شغلی پدر در ژاندارمری، در آن زمان در بوشهر سکونت داشتند.

سید امید نخستین سال زندگی خود را در بوشهر گذراند. سپس به همراه خانواده به شهرستان فیروزآباد نقل مکان کرد و سه سال در آنجا اقامت داشت. پس از آن راهی اقلید شد و تحصیلات ابتدایی خود را تا پایان سال سوم در مدرسه ابن‌سینای اقلید سپری کرد. با بازگشت خانواده به نی‌ریز، ادامه تحصیلات ابتدایی را در مدرسه فرهمندی به پایان رساند و دوره راهنمایی را نیز با موفقیت در مدرسه ولی‌عصر پشت سر گذاشت. وی سپس وارد دبیرستان امام خمینی نی‌ریز شد و در رشته اقتصاد به تحصیل پرداخت.

همزمان با دوران نوجوانی و تحصیل، ندای دفاع از اسلام و میهن در وجودش طنین‌انداز شد. احساس می‌کرد حضورش در جبهه‌های نبرد ضروری است. به دلیل کم‌سن‌وسال بودن، سال تولد خود را در شناسنامه تغییر داد تا بتواند برای نخستین بار در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۶۳ به جبهه اعزام شود. او سه ماه در منطقه کردستان و مهاباد به مقابله با دشمنان اسلام پرداخت و در همین مأموریت از ناحیه پای چپ مجروح شد.

زمانی که در بیمارستان شهدای مهاباد بستری بود، مادرش علت مجروحیت او را جویا شد و سید امید برای آنکه خانواده نگران نشوند، با لبخندی آرام گفت: «پایم را شیشه مجروح کرده است.»

پس از بهبودی، در ۲۷ مهرماه ۱۳۶۴ برای دومین بار عازم جبهه شد و به گردان کمیل پیوست. پیش از اعزام، مادر از او خواست ابتدا تحصیلاتش را به پایان برساند و پس از بازگشت پدر از جبهه، راهی میدان نبرد شود. اما سید امید در پاسخ جمله‌ای گفت که نشان از شوق بی‌پایان او برای حضور در جهاد داشت: «ممکن است کار جنگ تمام شود و من افتخار این کار را پیدا نکنم.»

او پس از سه ماه حضور در جبهه، به همراه همرزمانش به زادگاه خود بازگشت، اما آرام و قرار نداشت. برای سومین بار، در حالی که هنوز از ناحیه پای چپ دچار ناراحتی بود، در دهم بهمن‌ماه ۱۳۶۴ راهی جبهه شد و در عملیات غرورآفرین والفجر ۸ شرکت کرد.

سرانجام در ۲۷ بهمن‌ماه ۱۳۶۴، در منطقه عملیاتی جاده فاو به‌ام‌القصر، به همراه تعدادی از همرزمانش در محاصره نیرو‌های دشمن قرار گرفت. او در نبردی تن‌به‌تن و شجاعانه جنگید و در همان صبحگاه، جام شیرین شهادت را نوشید و به آرزوی دیرینه خود رسید.

پیکر مطهر این شهید والامقام یازده سال مفقودالاثر بود تا اینکه در ۱۶ خردادماه ۱۳۷۶ توسط گروه‌های تفحص کشف شد. پیکر پاکش پس از انتقال به نی‌ریز، با شکوهی معنوی در گلزار شهدای این شهر آرام گرفت.

شهید سید امید سید موسوی، تنها فرزند پسر خانواده، نمونه‌ای از یک بسیجی مخلص، مؤمن و فداکار بود؛ جوانی پاک‌سرشت که همه زندگی خود را در راه دفاع از ارزش‌های اسلام و انقلاب اسلامی تقدیم کرد و نامش برای همیشه در حافظه مردم نی‌ریز جاودانه ماند.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.

منبع: کتاب «مهین مهرورزان» اثر غلامرضا شعبانپور (با اندکی تلخیص)

فراخوان گردآوری آثار، اسناد و خاطرات بسیجی شهید سید امید موسوی

به منظور پاسداشت یاد و خاطره بسیجی شهید والامقام «سید امید موسوی» و در راستای تدوین و تکمیل زندگی‌نامه، خاطرات و مستندات مربوط به این شهید عزیز، از عموم شهروندان، همرزمان، رزمندگان، پیشکسوتان دفاع مقدس، فرهنگیان، همکلاسی‌ها، دوستان و آشنایان آن شهید بزرگوار دعوت می‌شود هرگونه خاطره، عکس، سند، دست‌نوشته، روایت، فیلم، صوت یا اطلاعات مرتبط با دوران کودکی، نوجوانی، تحصیل، حضور در جبهه و شهادت ایشان را در اختیار بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان نی‌ریز قرار دهند.

علاقه‌مندان می‌توانند از طریق مراجعه حضوری به دفتر بنیاد شهید شهرستان نی‌ریز یا از طریق پیام‌رسان‌های ایتا، بله، سروش، روبیکا و ویراستی با شماره: «۰۹۱۷۷۳۲۲۱۳۷» آثار و مستندات خود را ارسال یا اطلاعات لازم را ارائه کنند.

بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان نی‌ریز

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها