تعداد بازدید: ۷۸
کد خبر: ۲۶۴۵۵
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 20 June
ماجراهای من و بی‌بی

تو ای دیگو یَی چی بپزیم بری محرم

نویسنده : گلابتون

- چیه بی‌بی جون؟ تو فکری؟

نگاه از قالی برداشت و خیره شد به من...

- دیشو خووو آغاته دیدم ننه...

- عه؟ خیره ایشالا بی‌بی. خب؟

- دیگ بزرگو هه، تو انباری پویینی...

- خب...

- هی دسُش بود. هو دیگو که هر سال تا آغات زِنّه بود، تا دورون و روزگاری داشتیم، بری ماهِی محرم توش چی می‌پختیم...

- خب الان چرا ناراحتی بی‌بی؟

- خو آغات حتماً منظورُش‌ای بوده تو‌ای دیگو یَی چی بپزیم بری ماه محرم.

- خو بپزیم بی‌بی.

- بپزیم؟ من سه تومن تو حسابُمه، ایَم نه تو خونه برنج دریم، نه روغن دریم، نه گوشت دریم، نه تره بار دریم، هیچی ندریم. با کدوم پول بپزیم؟ هی حالا بِخِی ده کیلو برنج با خوروش قیمه بپزی، کمِ کم بیس سی ملیون میشه.

کمی فکر کردم و گفتم: میگم بی‌بی چطوره به جای پلو قیمه شله زرد بپزیم؟ ها؟

- عقل دری تو دختر؟ شله‌زرد برنج نیخوا؟ شکر نیخوا؟ زعفرون مثقالی خداتومن نیخوا؟ گلاب نیخوا؟

دوباره رفتم توی فکر...

- میگم بی‌بی... اصلاً چطوره تو همین دیگ شربت درس کنیم برا هیئت. چطوره بی‌بی؟ گرمم هس خوبه.

- خووه خو، ولی تو پولِ شکر کیلو صد و پنجاه هزار تومن و اوولیمو شیشه چنه دری؟ تازه لیوانِی کاغذی‌ام خو شده دونی چن!

- چی بگم والا بی‌بی؟ من دیگه عقلم به جایی قد نمیده.

چن دقیقه‌ای به فکر فرو رفت...

- میگم ننه چطوره چوی بیدیم.

- چایی خوبه، ولی دیگ چی میشه؟ دیگی رو که آغا خدابیامرز دسش بوده نمیخواد ازش یه استفاده‌ای کنیم؟

- دو تا کار میشه بکنی. یا تو دیگو اُووو جوش کنیم بری چوی. یا استکانِی چرکه بیریزیم توش بوشوریم!

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها