تعداد بازدید: ۲۲۹
کد خبر: ۲۶۳۲۰
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 06 June
گفت‌وگو با عباس خرمدل، پایه‌گذار کیوکوشین در نی‌ریز

بچه‌های نی‌ریز در کاراته استان یک سر و گردن بالاتر بودند

بچه‌های نی‌ریز در کاراته استان یک سر و گردن بالاتر بودند عباس خرمدل از پیشکسوتان نامدار ورزش‌های رزمی نی‌ریز بازنشسته جهادکشاورزی است.
نویسنده:
فاطمه زردشتی نی ریزی

کسی که بسیاری او را پایه‌گذار سبک غیرکنترلی کاراته، یعنی کیوکوشین، در این شهرستان می‌دانند. او حالا در ۶۱ سالگی، همچنان به ورزش علاقه دارد و مسابقات را دنبال می‌کند. هرچند تنها دخترش که معلم است، میانه‌ای با دنیای ورزش ندارد.

علاقه او به ورزش‌های رزمی از کودکی شکل گرفت؛ همان روز‌هایی که هم شیفته فیلم‌های بروس‌لی بود و هم از فوتبال غافل نمی‌شد.

پدرش ژاندارم بود و به همین دلیل عباس در لار به دنیا آمد. او تا حدود ۱۱ -۱۲ سالگی در لار زندگی کرد و پس از آن به همراه خانواده به نی‌ریز آمد. در ۱۵ سالگی، وقتی شنید فردی به نام نوروز چالاک در نی‌ریز کلاس‌های کاراته برگزار می‌کند، بی‌درنگ در این کلاس‌ها ثبت‌نام کرد؛ تصمیمی که مسیر زندگی‌اش را تغییر داد.

درباره آغاز راهش می‌گوید: «آن زمان کلاس‌ها در سالن مدرسه زینبیه، پشت پاساژ مختاری، تشکیل می‌شد.»

دو سه سالی نزد نوروز چالاک کاراته را دنبال کرد. در آن سال‌ها همراه افرادی، چون شهید علی‌اصغر مختاری، شهید محمد مبین، شهید منعمی، علی‌اکبر عابدین‌نژاد، نادر زارع و سعید کیخسروی تمرین می‌کرد.

با رفتن چالاک از نی‌ریز در سال ۱۳۶۲، او نیز برای ادامه تحصیل به کرمان رفت و در رشته مکانیک مشغول به تحصیل شد. با این حال، کاراته را رها نکرد و در کرمان نیز زیر نظر چند استاد به تمرین ادامه داد.‌

می‌گوید: «حتی در دوران سربازی هم از کاراته غافل نبودم. آن زمان کاراته در همه شهرستان‌ها فعال نبود و ما در هر رشته رزمی که امکانش بود، از تکواندو و جودو گرفته تا رشته‌های دیگر، شرکت می‌کردیم.»

آغاز کیوکوشین در نی‌ریز

خرمدل با اشاره به تفاوت شاخه‌های کاراته می‌گوید: «کاراته به دو بخش کنترلی و غیرکنترلی تقسیم می‌شود.» او پس از بازگشت به نی‌ریز در سال ۱۳۶۸، ابتدا کاراته کنترلی را دنبال کرد، اما همان سال تصمیم گرفت برای طی‌کردن دوره‌های تخصصی‌تر به شیراز برود.

او از سختی‌های آن روز‌ها چنین روایت می‌کند: «رفتن به این دوره‌ها اصلاً ساده نبود. با اتوبوس به شیراز می‌رفتم، در کلاس شرکت می‌کردم، شب را در مسافرخانه می‌ماندم و فردا دوباره به نی‌ریز برمی‌گشتم. این روند حدود یک سال ادامه داشت تا کمربند مشکی‌ام را گرفتم. بعد از آن، مدرک مربیگری هم گرفتم و در سال ۱۳۶۹ باشگاهم را راه انداختم و مربیگری را شروع کردم.»

او تأکید می‌کند که پایه‌گذار سبک غیرکنترلی کاراته، یعنی کیوکوشین در نی‌ریز بوده؛ سبکی که بعد‌ها در شهرستان گسترش زیادی پیدا کرد.

مسابقات کم، علاقه زیاد

خرمدل درباره افتخارات ورزشی خود می‌گوید در آن سال‌ها برخلاف امروز، مسابقات چندانی برگزار نمی‌شد و نهایتاً سالی یک‌بار فرصت حضور در رقابت‌ها به وجود می‌آمد.

«اگر مسابقه‌ای هم برگزار می‌شد، خودمان باید شرکت می‌کردیم. یک بار در کشور سوم شدم و یک بار هم از طرف جهاد کشاورزی مقام دوم را گرفتم. البته بیشتر از هر چیز به مربیگری علاقه داشتم.»

او با افتخار از شاگردانش یاد می‌کند؛ شاگردانی که بعد‌ها در میادین بین‌المللی حاضر شدند و برخی از آنان امروز خود مربی هستند. شهرام خرشاد، مصطفی نصرتی، مجید حقیر و مجید مظفری از جمله نام‌هایی هستند که خرمدل از آنها یاد می‌کند؛ ورزشکارانی که در مسابقات ترکیه، آذربایجان، فرانسه، ژاپن و دیگر کشور‌ها حضور داشته‌اند.

تمرین روی کاشی، بدون تشک و سالن ثابت

شاید مهم‌ترین بخش سخنان این پیشکسوت، روایتش از کمبود امکانات در سال‌های آغازین کاراته در نی‌ریز باشد؛ روز‌هایی که نه خبری از تاتامی بود و نه سالن اختصاصی.‌

می‌گوید: «آن زمان امکانات واقعاً خوب نبود. برای شرکت در یک کلاس باید تا شیراز می‌رفتیم و برمی‌گشتیم. امروز در هر محله یک باشگاه کاراته هست، اما آن روز‌ها تربیت‌بدنی هم حمایت خاصی نمی‌کرد. جنگ بود و بعد از جنگ هم بیشتر حمایت‌ها به سمت ورزش‌هایی مثل کشتی و فوتبال می‌رفت. برای کاراته باید خودمان هزینه می‌کردیم و بچه‌ها را با خرج شخصی به مسابقات می‌بردیم.»

به گفته او، در آن دوران حتی تشک استاندارد هم در دسترس نبود و بیشتر تمرین‌ها روی کاشی انجام می‌شد.

«نه در نی‌ریز تشک داشتیم و نه حتی در استان به‌راحتی تاتامی پیدا می‌شد. همه تمرین‌ها روی کاشی انجام می‌شد، اما امروز تقریباً در همه سالن‌ها تاتامی پهن است.»

مشکل دیگر، نداشتن فضای ثابت برای تمرین بود. خرمدل می‌گوید در مدت چهار سال، برای آموزش شاگردانش بین ۶ تا ۷ سالن مدرسه جابه‌جا شده است.

«از مدرسه شهید مدنی گرفته تا شعله و دانشمند، در سالن‌های مختلف تمرین می‌کردیم. اجازه نمی‌دادند به طور ثابت در یک مدرسه بمانیم و مدام مجبور به جابه‌جایی بودیم.»

دوران طلایی کاراته نی‌ریز

به گفته این پیشکسوت، نقطه عطف کاراته نی‌ریز در سال ۱۳۷۴ و همزمان با شهردارشدن مهندس نصیری رقم خورد؛ زمانی که سالن شهرداری در اختیار کاراته‌کا‌ها قرار گرفت.

او می‌گوید: «این اتفاق یک تحول بزرگ بود. تا حدود چهار پنج سال بعد، یعنی تا وقتی سقف سالن شهرداری پایین آمد، آنجا ماندیم. در همان سال‌ها کاراته نی‌ریز رشد عجیبی کرد. به هنرجویان کارت می‌دادیم، امتحان می‌گرفتیم و کارمان خیلی منظم شده بود. شاید باورکردنی نباشد، اما در آن ۵-۶ سال نزدیک به ۲۰۰۰ نفر در کلاس‌های ما شرکت کردند. بهترین دوران کاراته نی‌ریز همان سال‌های ۷۴ تا ۷۹ بود.»

با پایین آمدن سقف سالن شهرداری در سال ۱۳۸۰، دوباره دچار مشکل مکان شدیم. خرمدل تا سال ۱۳۸۷ به فعالیت ادامه داد، اما به‌تدریج و به دلیل مشکلات مالی و گرفتاری‌های شخصی، سالن‌ها را به شاگردانش سپرد. او از سال ۱۳۹۴ به بعد مربیگری را به دلیل مشکلات شخصی به طور کامل کنار گذاشت.

اگر دوباره متولد شوم، باز هم کاراته

عباس خرمدل بدون تردید می‌گوید اگر به دوران کودکی و نوجوانی بازگردد، باز هم کاراته را انتخاب می‌کند.

«صددرصد. کاراته ورزش عجیبی است؛ در آن همه چیز وجود دارد. هم روحیه انسان‌دوستی در آن هست، هم بدن را سالم نگه می‌دارد. برای انجام حرکات کاراته، روح و جسم باید با هم هماهنگ باشند. این رشته نظم را به انسان یاد می‌دهد و بچه‌هایی که کاراته کار می‌کنند، معمولاً از همان سنین پایین منضبط بار می‌آیند.»

او می‌افزاید: «کاراته ورزشی است که بدن در عین نرم بودن، باید محکم و قوی هم باشد. من واقعاً مربیگری این رشته را دوست داشتم و با آن عشق می‌کردم.»

کاراته امروز؛ رشد همراه با پراکندگی

خرمدل معتقد است که کیوکوشین در سال‌های ابتدایی در نی‌ریز یکپارچه‌تر بود، اما به مرور زمان و با شکل‌گیری شاخه‌های مختلف، این انسجام از بین رفت.

او توضیح می‌دهد: «بعد از درگذشت استاد اویاما، هر کدام از شاگردان و فرزندان او سبکی را راه‌اندازی کردند. در ایران هم اساتید تهران هر کدام زیر نظر یکی از این شاخه‌ها رفتند و همان سبک‌ها را به شهرستان‌ها آوردند. نتیجه‌اش این شد که اتحاد اولیه بین کاراته‌کا‌ها و سبک کیوکوشین از بین رفت. امروز برای برگزاری یک مسابقه در نی‌ریز هم مشکل داریم، چون هر کسی سبک خودش را قبول دارد.»

توصیه به جوان‌ها؛ قدر امکانات را بدانید

او خطاب به نسل جدید می‌گوید: «ما علاقه زیادی داشتیم و خیلی هم تمرین می‌کردیم. امروز جوان‌ها باید از امکاناتی که در اختیارشان هست، بهترین استفاده را ببرند. حالا سالن، تاتامی، مربی و همه چیز هست، اما متأسفانه آن استفاده‌ای که باید، نمی‌شود.»

به باور او، بخشی از این مسئله به افزایش سبک‌های مختلف، فشار کلاس‌های درسی و البته تأثیر تلفن همراه و فضای مجازی بازمی‌گردد؛ عواملی که سبب کاهش تحرک بدنی در کودکان و نوجوانان شده‌اند.

آرزوی قدیمی؛ سالن اختصاصی کاراته

خرمدل در پاسخ به این پرسش که اگر امروز رئیس اداره ورزش و جوانان بود، چه تصمیمی می‌گرفت، می‌گوید: «از همان قدیم دوست داشتم یک سالن اختصاصی برای کاراته وجود داشته باشد. اما هیچ‌وقت موفق نشدیم چنین فضایی داشته باشیم و تمرینات ما همیشه در سالن‌هایی مشترک با رشته‌های دیگر برگزار می‌شد.»

مربیگری دیروز و امروز

او تفاوت نسل مربیان گذشته و امروز را در سختی مسیر و جدیت آموزش می‌داند.

«من برای گرفتن کمربند مشکی ۱۰ سال زحمت کشیدم. برای آن باید به شهر‌های مختلف می‌رفتم، در سبک‌های مختلف کار می‌کردم و آزمون‌های سنگینی می‌دادم. یادم هست روز آزمون کمربند مشکی، از ساعت ۹ صبح تا ۳ بعدازظهر، یعنی ۶ ساعت، مسابقه دادیم تا توانستیم آن کمربند را بگیریم.»

خرمدل با انتقاد از وضعیت امروز می‌گوید برخی افراد با تجربه کم وارد مربیگری می‌شوند، بی‌آنکه نظارت جدی بر صلاحیت و مدارک آنان وجود داشته باشد.

او همچنین از سال‌هایی یاد می‌کند که مربیگری بیشتر بر پایه عشق بود تا درآمد: «نه خبری از پول آن‌چنانی بود، نه شهریه‌های بالا. حتی گاهی شاگردانم نمی‌دانستند شهریه چیست. یک بار از یکی از بچه‌ها خواستم شهریه بدهد، گفت شهریه چیست؟ یک سال به کلاس می‌آمد و اصلاً خبر نداشت باید پولی پرداخت کند. خیلی وقت‌ها هم پول ورودی مسابقات شاگردان را خودم می‌دادم.»

استعداد هست، باید قدرش را دانست

این پیشکسوت درباره استعداد ورزشی در نی‌ریز می‌گوید: «بچه‌های نی‌ریز واقعاً بااستعداد بودند و هستند. وقتی آنها را برای مسابقات یا آزمون کمربند سبز به شیراز می‌بردم، می‌دیدم یک سر و گردن از خیلی از بچه‌های استان بالاترند. البته من هم خیلی سختگیر بودم و به‌راحتی کمربند نمی‌دادم. باید لیاقت‌شان را نشان می‌دادند.»

تلخ و شیرین خاطرات

خرمدل تلخ‌ترین خاطره ورزشی‌اش را مصدومیت یکی از شاگردانش بر اثر ضربه به سر عنوان می‌کند؛ اتفاقی که او را تا بیمارستان نمازی کشاند و فشار روحی زیادی برایش به همراه داشت.

«خوشبختانه حال آن شاگرد خوب شد، اما آن ماجرا برای من خیلی سخت بود و از سوی مسئولان وقت هم حمایتی نشد.»

شیرین‌ترین خاطراتش را همه لحظاتی می‌داند که با شاگردانش در باشگاه گذرانده است.

«خدا می‌داند با چه لذتی لباس‌هایم را برمی‌داشتم و به تمرین می‌رفتم. اغلب از ساعت ۵ عصر تا ۱۱ شب در باشگاه بودم و سه سانس متوالی آموزش می‌دادم. گاهی حتی بین سانس‌ها با لباس کاراته نماز می‌خواندم. یک روز یکی از شاگردانم مرا در مسجد دید و گفت استاد، من به خاطر شما نمازخوان شدم. گفت وقتی می‌دیدم شما با لباس کاراته نماز می‌خوانید، من هم تشویق شدم. اینها برای من از هر مدال و مقامی باارزش‌تر بود.»

بچه‌های نی‌ریز در کاراته استان یک سر و گردن بالاتر بودند

بچه‌های نی‌ریز در کاراته استان یک سر و گردن بالاتر بودند

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها