تکاپوی هنر در هیاهوی زندگی
در میان شلوغی روزمره، دغدغههای اقتصادی و هجوم دنیای مجازی، هنوز هم بسیاری از آدمها جایی در زندگیشان برای هنر نگه داشتهاند؛ جایی برای نقاشی کشیدن، نوشتن یک خط خوش، خواندن شعری از حافظ یا گوش دادن به نوایی که برای لحظهای ذهن را از فشار زندگی دور کند. حبیب مظفری ۳۵ ساله، از جمله کسانی است که همیشه به هنر علاقه داشته، اما فرصت دنبال کردن جدی آن را پیدا نکرده است. او میگوید: «خوشنویسی را دوست داشتم و کمی هم کار کردم؛ اما هیچوقت تخصصی ادامه ندادم. با این حال هنوز هم شعر، بهخصوص حافظ و سعدی را دوست دارم.»
به اعتقاد او نسل جدید هنر را با فناوری پیوند زده است: «الان کارهای هنری زیادی میبینیم که با هوش مصنوعی یا ابزارهای دیجیتال ساخته میشود.» او میگوید تلاش میکند دختر هشتسالهاش را به فعالیتهای هنری تشویق کند، هرچند معتقد است هزینه کلاسها گاهی مانع جدی برای خانوادههاست.
فرشته محبوبی ۳۹ ساله، زمانی خیاطی میکرد، اما حالا دیگر آن را ادامه نمیدهد. او میگوید: «جوانتر که بودم رمان هم میخواندم، اما بعد از ازدواج همه اینها کمکم کنار رفت.» به باور او، هزینههای آموزش یکی از مهمترین موانع ادامه مسیر هنر است. «دخترم دوست داشت گرافیک بخواند، اما به خاطر هزینهها نتوانست و رشته دیگری انتخاب کرد.»
برای برخی دیگر، فاصله با هنر از همان کودکی آغاز شده است. الف. ۴۰ ساله، که دوران کودکیاش را در روستایی دورافتاده گذرانده، میگوید: «در روستای ما حتی آب و برق هم نبود. هنر مردها گوسفندچرانی بود و هنر زنها نان پختن. البته از مادرم گلیمبافی یاد گرفتم، اما بیشتر به کشاورزی علاقه داشتم.»
در میان نسل جوانتر، اما نشانههایی از بازگشت به هنر دیده میشود. آناهید شکوفه ۱۹ ساله، شمعسازی و عکاسی را دنبال میکند و در فضای مجازی نیز آثارش را عرضه میکند. او میگوید: «وقتی حالم بد است، با عکاسی یا شمعسازی سرگرم میشوم و برای مدتی مشکلاتم را فراموش میکنم.»
در همین حال برخی خانوادهها، حتی اگر خودشان علاقهای به هنر نداشته باشند، تلاش میکنند این مسیر را برای فرزندانشان باز بگذارند. سمیه کرونی ۳۰ ساله، میگوید: «ما زود ازدواج کردیم و فرصت درس خواندن و پرداختن به هنر نداشتیم، اما اگر دخترم بخواهد هنری را دنبال کند حتماً از او حمایت میکنم.»
در سوی دیگر این ماجرا، مربیان و فعالان هنری قرار دارند که از افزایش علاقه کودکان به هنر سخن میگویند. زینب اسفندیاری مربی نقاشی کودک، معتقد است خانوادهها نسبت به گذشته توجه بیشتری به کلاسهای هنری دارند. او میگوید: «امروز بسیاری از والدین فرزندانشان را به کلاس نقاشی میفرستند؛ چون معتقدند این کلاسها به رشد ذهنی کودک کمک میکند.»
با این حال افزایش قیمت ابزار هنری و شهریه کلاسها معضل تازهای برای این حوزه ایجاد کرده است. فاطمه خرمدل، مربی طراحی و نقاشی، میگوید: «قبلاً استقبال آنقدر زیاد بود که روزی چند سانس کلاس برگزار میکردیم؛ اما حالا گرانی ابزار و شهریهها باعث شده تعداد هنرجویان کمتر شود.»
زهرا خدیور دیگر مربی این مجموعه، معتقد است نگاه جامعه به هنر در سالهای اخیر تغییر کرده است. «قبلاً تصور میشد دانشآموزانی که معدل پایینتری دارند به سمت هنر میروند؛ اما امروز هرکس علاقه داشته باشد، با هر معدلی، هنر را انتخاب میکند.»
در حوزه موسیقی نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. کمیل امینپور مسئول آموزشگاه موسیقی سار، معتقد است موسیقی در شرایط اقتصادی فعلی به کالایی لوکس تبدیل شده است. او میگوید: «هزینه خرید ساز بسیار بالا رفته و همین موضوع بسیاری از علاقهمندان را از ادامه مسیر منصرف میکند.»
به گفته او حتی در شهرهای بزرگ هم برخی افراد سازهای خود را میفروشند تا هزینههای زندگی را تأمین کنند.
حسین علیمردان مدرس خوشنویسی، از کاهش توجه به این هنر سخن میگوید و معتقد است کمتوجهی نهادهای فرهنگی و رسانهها در این روند بیتأثیر نبوده است. او میگوید: «وقتی تبلیغ و حمایت کمتر میشود، طبیعی است که هنرهایی مثل خوشنویسی کمتر دیده شود.»
با وجود همه این مشکلات، بسیاری از هنرمندان همچنان بر نقش آرامشبخش هنر تأکید دارند. علیاکبر زهریزاده مدیر آموزشگاه هنری احمد نیریزی، میگوید: «در روزگاری که زندگی پر از اضطراب شده، هنر میتواند به انسان آرامش بدهد و به او کمک کند تصمیمهای بهتری بگیرد.»
شاید به همین دلیل است که با وجود همه دشواریها، هنوز هم عدهای در گوشهای از شهر مشغول تمرین یک قطعه موسیقی، کشیدن طرحی تازه یا نوشتن خطی خوش هستند؛ تلاشی کوچک برای حفظ زیبایی در دل روزمرگیهای زندگی.
همانگونه که حافظ میگوید:
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس هر کس که از هنر عاریست.
