امروز در نیریز فوتبال آنچنانی وجود ندارد
احمد متقیان یکی از فوتبالیستهای قدیمی محله آبادزردشت نیریز است؛ متولد سال ۱۳۴۴ که فوتبال را از کوچهپسکوچههای خاکی این محله آغاز کرد. او تیم فوتبال آبادزردشت را یکی از تیمهای قدرتمند نیریز در سالهای ۷۰ تا ۸۵ میداند؛ تیمی که به گفته او در آن سالها همواره یکی از مدعیان اصلی قهرمانی بود. گفتوگوی ما با این پیشکسوت فوتبال را میخوانید.
*****
- از چه زمانی و چگونه وارد دنیای فوتبال شدید؟
خانه ما در آبادزردشت بود واز همان دوران مدرسه زمینی خاکی نزدیک پارک ترافیک کنونی وجود داشت که در آنجا بازی میکردیم. بعدها با شروع ساختوساز در آن منطقه، برای بازی به زمینی در پشت سپاه رفتیم. به دلیل وجود زمینهای کشاورزی اطراف، مدتی بعد به زمینی بالاتر از فلکه کارگر نقل مکان کردیم. مدتی در آنجا بازی کردیم و حتی چند جام هم در همان زمین خاکی برگزار شد. با گسترش ساختوساز در آن منطقه دوباره مجبور شدیم به زمینی در کنار سالن آبادزردشت برویم.
در آنجا با همت بچهها و دوستان، زمین را صاف کردیم؛ همه کمک کردند تا زمین مسطح شود و بعد هم دو تیر دروازه گذاشتیم و سالها در آنجا فوتبال بازی کردیم. آن زمین همیشه شلوغ بود و شور و حال خاصی داشت. بعدها کمکم به زمین چمن رفتیم و بازیها در آنجا ادامه پیدا کرد.
در حدود سال ۶۰ با تیم آبادزردشت و با نام تیم نبرد در مسابقات شرکت میکردیم. پس از شهادت داوود آذریان که از بازیکنان تیم ما بود، نام تیم را به شهید آذریان تغییر دادیم و چند سال با همین نام در مسابقات حضور داشتیم. بعد از آن نیز با نام تیمهای فرمانداری و هلالاحمر بازی کردیم، چرا که این مجموعهها اسپانسر تیم بودند.
با تیم هلالاحمر که در واقع همان تیم آبادزردشت بود، برای نخستین بار تیم را از لیگ دسته دو استان به لیگ برتر رساندیم. در واقع ما با تیم هلالاحمر پایه و اساس حضور تیمهای نیریز در لیگ برتر استان را گذاشتیم؛ بهطوری که بعدها هر تیمی که در نیریز قهرمان میشد، در لیگ برتر استان شرکت میکرد.
در سال ۶۲ نیز از سوی زندهیاد فیضآبادی به عضویت تیم منتخب نیریز درآمدم. علاوه بر این، چند بار هم با تیمهای آزادی و استقلال به عنوان بازیکن کمکی در مسابقات استانی حضور داشتم.
چند سال نیز با تیم آبادزردشت قهرمان نیریز شدیم. البته در آن زمان مسابقات ابتدا به صورت تیم منتخب برگزار میشد و ما همراه با بازیکنانی از سایر تیمها در قالب تیم منتخب در رقابتهای قهرمانی استان شرکت میکردیم. بعدها تیم منتخب منحل شد و مسابقات به شکل باشگاهی برگزار شد.
- همبازیهای شما چه کسانی بودند؟
برادرم قاسم، عباس فرخ، ابراهیم زردشت، هوشنگ زردشت، احمد کبریادار، زندهیاد حاج رضا کارسوز، برادران اعراضی، حاج رضا سرمدیان و دیگر افراد.
- آیا به جز فوتبال به ورزش دیگری هم میپرداختید؟
در دوران راهنمایی در مدرسه آپادانا که در انتهای خیابان فدائیان اسلام قرار داشت در تیم والیبال مدرسه بازی میکردم.
در سالهای ۷۰ تا ۷۵ نیز چند سال در رشته دو و میدانی، بهویژه دوهای سرعت ۱۰۰ متر و ۴۰۰ متر فعالیت داشتم. به دوهای استقامت علاقهای نداشتم، اما دو سرعت را خیلی دوست داشتم و چند بار در نیریز قهرمان و نایبقهرمان شدم.
- در دوران بازیگری چه افتخاراتی کسب کردید؟
با تیم آبادزردشت حدود شش یا هفت بار در مسابقات حذفی و باشگاهی نیریز قهرمان شدیم.
در سال ۷۶ نیز در رشته دو و میدانی به مقام قهرمانی رسیدم.
همچنین یک سال با تیم باشگاهی هلالاحمر در مسابقاتی که در لار برگزار شد قهرمان شدیم و تیم را به لیگ برتر استان رساندیم.
چند بار هم تیم برق شیراز به نیریز آمد و با تیم منتخب نیریز مسابقه داد. در آن مسابقات من هم حضور داشتم و بازیکنانی مانند غلامحسین پیروانی و ناصر سیمکانی در تیم برق بازی میکردند. در یکی از آن مسابقات، بازی را ۳ بر ۲ واگذار کردیم.
- بزرگترین چالش دوران بازی شما چه بود؟
بزرگترین مشکل ما کمبود اطلاعات بود. امکانات آموزشی و اطلاعاتی که امروز در اختیار بازیکنان و مربیان قرار دارد، مانند برنامههای تلویزیونی، آموزشهای اینترنتی و امکانات مختلف، در زمان ما اصلاً وجود نداشت.
از طرفی خانوادهها هم نگاه مثبتی به ورزش نداشتند و ورزش را نوعی وقت تلف کردن میدانستند. حتی گاهی خجالت میکشیدیم با توپ به سمت زمین فوتبال برویم. ما اطلاعاتی درباره گرم کردن یا سرد کردن بدن نداشتیم و بیشتر بر اساس علاقه، تلاش و استعداد خودمان بازی میکردیم.
امروز امکانات بسیار بیشتر شده، اما به نظر من آن شور و شوق گذشته کمتر دیده میشود. در آن زمان هیچ امکانات خاصی نداشتیم و فوتبال را از زمینهای خاکی شروع کردیم. حتی مدتها زمین چمن هم در نیریز وجود نداشت و بازیهای خانگی ما در زمین چمن استهبان برگزار میشد.
در این میان زندهیاد فیضآبادی تلاش زیادی برای فوتبال نیریز انجام داد. با وجود امکانات محدود، هر سال تیم را به مسابقات اعزام میکرد. حتی یک سال در مسابقات جوانان تا مقام چهارم پیش رفتیم، اما با ناداوری از ادامه رقابتها حذف شدیم.
- مربیان شما چه کسانی بودند؟
مربی مشخصی نداشتیم، اما آقای جعفر تقیزاده که مدتی در تیم آزادی فعالیت داشتند، نکات زیادی به ما آموزش دادند. همچنین آقای رضا سمیعپور از دیگر مربیانی بودند که زحمات زیادی برای ما کشیدند.
- آیا هنوز هم ورزش میکنید؟
بله. در طول هفته سه تا چهار بار به سالن بدنسازی میروم و هفتهای یک بار هم همراه تیم پیشکسوتان به استادیوم میرویم و با تعدادی از جوانترها فوتبال بازی میکنیم.
- فوتبال امروز نیریز را چگونه میبینید؟
به نظر من فوتبال نیریز امروز ضعیف شده. نمیدانم مشکل از بازیکنان است یا هیئت فوتبال، اما شرایط آن چیزی نیست که باید باشد. در حال حاضر حتی یک تیم باشگاهی از نیریز در لیگ استان حضور ندارد و بازیکنان ما برای حضور در لیگ استان با تیم مشکان بازی میکنند.
- اگر یک فوتبالیست جوان از شما مشورت بخواهد چه توصیهای دارید؟
اول از همه پشتکار و برنامهریزی داشته باشد و در کنار ورزش حتماً به درس خود هم اهمیت بدهد.
- اگر رئیس اداره ورزش و جوانان بودید چه تغییری ایجاد میکردید؟
به ورزش پایه و بخصوص مدارس فوتبال توجه بیشتری میکردم و روی استعدادیابی کار میکردم، چون ورزش از همین سنین پایه شکل میگیرد.
- مربیان زمان شما چه تفاوتی با مربیان امروز داشتند؟
به نظر من امروز در نیریز اصلاً فوتبال آنچنانی وجود ندارد که مربی جدی هم داشته باشد. در زمان ما مربیان با عشق کار میکردند و از جان مایه میگذاشتند. بازیها حیثیتی بود و پول اهمیت چندانی نداشت، اما امروز بسیاری از مربیان بیشتر به دنبال درآمد هستند تا عشق به فوتبال.
- مشکل اصلی ورزش نیریز را چه میدانید؟
استعداد وجود دارد، اما مدیریت و برنامهریزی مناسب وجود ندارد. فوتبال تا حدی به حال خود رها شده و حمایت و برنامهریزی مدونی برای رشد بازیکنان دیده نمیشود.
- چند فرزند دارید و آیا آنها هم ورزشکار هستند؟
دو دختر دارم که گاهی به باشگاه بدنسازی میروند، اما ورزش حرفهای انجام نمیدهند.
- آیا زمانی بوده که بخواهید فوتبال را کنار بگذارید؟
سالهای ۷۶ یا ۷۷ در تیم منتخب آموزشگاهی بودیم و برای مسابقات به شیراز رفتیم. در مرحله یکهشتم با تیم ناحیه دو شیراز بازی داشتیم. ابتدا یک گل عقب افتادیم، بعد بازی را مساوی کردیم، اما دوباره گل خوردیم و باز هم بازی را مساوی کردیم. متأسفانه گل دوم ما را قبول نکردند. این موضوع باعث شد روحیه تیم از بین برود و در نهایت بازی را ۴ بر ۲ واگذار کردیم. آن روز وقتی به خانه برگشتم آنقدر ناراحت بودم که حتی نتوانستم ناهار بخورم، اما با وجود این هیچوقت تصمیم نگرفتم فوتبال را کنار بگذارم.
- خاطرات شیرین و تلخ؟
قهرمانی ما در لار یکی از خاطرات خوبم است. همچنین چند قهرمانی با تیم آبادزردشت در نیریز برایم بسیار خاطرهانگیز است.
یکی از شیرینترین خاطرات زمانی بود که مقابل تیم شهرداری بازی داشتیم. بازی یک-یک مساوی بود و با سانتر یکی از بچهها توانستم گل پیروزی را بزنم و همان گل باعث قهرمانی تیم ما شد.
- صحبت پایانی؟
به جوانان توصیه میکنم هیچگاه مغرور نشوند. یک بار با تیم نصیرآباد بازی داشتیم. معمولاً این تیم را با دو سه گل شکست میدادیم و قبل از یکی از مسابقات هم به بچهها گفتیم که این بازی راحت است.
اما در آن مسابقه در نیمه اول مساوی کردیم و در نیمه دوم دو گل خوردیم و هرچه تلاش کردیم نتوانستیم جبران کنیم. همان شکست باعث شد با وجود شانس قهرمانی، در نهایت سوم یا چهارم شویم.
توصیه دیگرم این است که با وجود تمام مشکلات زندگی، ورزش را کنار نگذارند. اگر ورزش را فقط به چشم تفریح ببینید، هرگز در آن موفق نمیشوید. ورزش باید بخشی از برنامه روزمره زندگی باشد.