تعداد بازدید: ۷۵
کد خبر: ۲۵۳۹۷
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۰ - 2026 31 January
کاری‌کلّه‌ماتورهای محمد جاوید

سواد نداشت، غلط های زیادی می‌کرد

- طب «سوزنی» خوانده بود، دختر‌ها به او «نخ» می‌دادند.

- هر چقدر خشم درونم را می‌خورم سیر نمی‌شوم.

- می‌خواستم آتش درونم را خاموش کنم، آب قطع بود.

- اگر پشیمانی سودی داشت، میلیاردر بودم.

- در این بی‌آبی فحش آبدار هم نمی‌شود داد.

- «خزانه» بانک مرکزی را زدم، بعد رفتم بانک زدم.

-گره کور زندگی‌ام را هیچ چشم‌پزشکی نمی‌تواند درمان کند.

- تا بزرگ شدم کودک درونم را بیرون کردم.

- در رستوران با دیدن منوی غذا، خون دل خوردم.

- وقتی در خودم فرو می‌روم کوتاه می‌شوم.

- دارو ساز نیستم ولی نسخه همه را می‌پیچم.

- دوستم آنقدر سرد برخورد کرد که یخ زدم.

- پیشگو از گذشته غافل است.

- دلم گرفته، دکتر می‌گوید باید آنژیو کنی.

- از بانک مویم به دوست کچلم وام دادم.

- قانون را که زیر «پا» گذاشت، پلیس به او «پابند» زد.

- لالایی خواندم تا هیجانم بخوابد.

- می‌گفت «رژیم» دارم ولی حق همه را «می‌خورد».

- پر چانه بود شاطر.

- چرا به زخم‌های «کاری» «حقوق» نمی‌دهند؟!

- «جراح» در تاریکی، دل شب را «شکافت».

- عزرائیل که «سلام» کرد، غزل «خداحافظی» را خواندم.

- معلم تا تکلیف دانش‌آموز را «روشن» کرد، «خاموش» شد.

- قلم زن خوبی بود. نویسنده‌ها از دستش عاصی بودند.

- طلا که «ریزش» کرد، طلا فروش خانه «خراب» شد.

- فروشنده وقتی «پیاده‌ام» کرد، بر خر مراد «سوار» شد.

- ابر «بارور» را، چون نبارید «سزارین» کردند.

- به «آرایشگاه» رفت تا «سرزده» به منزل ما بیاید.

- بدون ترازو دندانم را کشید دندانپزشک.

سواد نداشت، غلط های زیادی می‌کرد

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها