زین قند پارسی
پارسی بگوییم و بنویسیم
تمرکز کردن = نشانهروی، نشانهگیری (نیرو/پرتو)، (شنیداری) گوش سپردن، گوش فرادادن، سراپا گوش شدن؛ (دیداری) چشم دوختن، خیره شدن؛ (دیداری و اندیشگی) ریزبینی، ریز شدن، خرده بینی، تیزبینی، درست/خوب/نیک/ آرام اندیشیدن، یگانهاندیشی، یکتانگری
تمرین = ورز، تلاش، پشتکار، کوشش
تمساح = سوسمار
تمسخر = دست انداختن
تمسّک به = دست به دامان شدن، یاری جستن
تمکین = فرمانبری، فرمانپذیری
تملّق = چاپلوسی، ستایشگری، خوشایندگویی، سالارنوازی، سروَرپروی، خواجه پروری
تمنّا کردن = خواهش کردن، درخواست کردن
نظر شما


