تعداد بازدید: ۱۳۶
کد خبر: ۲۵۳۲۸
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۰ - 2026 24 January
گفتگو با حمیدرضا کهن پیشکسوت تنیس‌روی میز:

وقتی هزینه ورزش بالاست، قلیان جای توپ را می‌گیرد

جانباز است و با این وجود در همه رشته‌های ورزشی حضوری فعال داشته. از پینگ‌پنگ گرفته تا والیبال، بسکتبال، فوتبال، تیراندازی، شنا و... کسی که معلم ورزش بوده و یکی از دغدغه‌های اصلی‌اش بی‌میلی جوانان امروزی به ورزش است.
نویسنده : فاطمه زردشتی نی‌ریزی

حمیدرضا کهن متولد ۴۴ است. پدرش اصالتاً اهل کوچه بالا یا محله سادات بود ولی بعد از ازدواج به محله بازار آمد.

گپ و گفتی با وی ترتیب دادیم که می‌خوانید.

- از کی به ورزش روی آوردید؟

مانند همه بچه‌های آن زمان، عاشق فوتبال و زمین‌های خاکی بودم. قبل از خیابانی که به خانه‌مان منتهی می‌شد، زمین خاکی بسیار بزرگی وجود داشت که بعد از مدرسه در آن فوتبال بازی می‌کردیم. کتاب‌ها و کیف‌مان را پشت سنگ دروازه می‌گذاشتیم و تا زمانی که از خانه به دنبال‌مان بیایند در آن زمین می‌دویدیم و شوت می‌زدیم. آقایان مصطفوی، حسن و حسین تاجبخش، رضا شاهمرادی، زنده‌یاد دستان، برادران طبیعی و زنده‌یاد فرجمند از کسانی بودند که در آن زمین با هم بازی می‌کردیم. البته آنها از من بزرگتر بودند، ولی، چون من بازی‌ام خوب بود، مرا در جمع‌شان می‌پذیرفتند.

/ کیف‌مان را پشت سنگ دروازه می‌گذاشتیم و تا زمانی که از خانه به دنبال‌مان بیایند در آن زمین می‌دویدیم و شوت می‌زدیم.

تا دوران راهنمایی و دبیرستان فوتبال بازی می‌کردم و حتی جزء تیم منتخب جوانان و امید هم بودم. البته آن زمان در مدرسه احمد زمین فوتبال نبود و فقط زمین والیبال و بسکتبال بود و از این جهت که رشته آقای محمد قرائی بسکتبال بود، ما با بسکتبال هم آشنا شدیم. من قد نسبتاًً بلندی داشتم و به خاطر پرش‌های خوبی که انجام می‌دادم، در بسکتبال پیشرفت کردم. در کنار آن والیبالم هم خوب بود و در مسابقات والیبال هم شرکت داشتم. البته در زمان دبیرستان، در سالن مدرسه احمد یک میز گذاشته بودند. هر کس در فوتبال یا والیبال دچار آسیب می‌شد، تا زمانی که خوب می‌شد به سالن می‌رفت و آنجا پینگ‌پنگ بازی می‌کرد. ما هم گاهی به آنجا می‌رفتیم پینگ‌پنگ بازی می‌کردیم و از این نظر با پینگ‌پنگ ناآشنا نبودم.

دیپلم که گرفتم، در رشته تربیت‌معلم درس خواندم تا اینکه به جبهه رفتم و پایم ترکش خورد. پس از آن به نی‌ریز آمدم. حدوداً ۲۰ ساله بودم و دوست داشتم هنوز ورزش و والیبال را ادامه دهم، اما پایم یاری نمی‌کرد. زمانی که می‌خواستم والیبال بازی کنم، نمی‌توانستم خوب بپرم و پایم اذیت می‌شد. از این رو با عصا به تماشای مسابقات والیبال می‌رفتم. قبل از ورودی سالن والیبال در استادیوم، راهرویی بود که در آن یک میز پینگ‌پنگ گذاشته بودند و برخی بازی می‌کردند. چند بار برای تمرین، عصایم را زیر میز هل دادم و یک پایی شروع به تنیس بازی کردم. همین شد که به پینگ‌پنگ بیشتر علاقه‌مند شدم و سعی کردم این رشته را به صورت جدی‌تر دنبال کنم و البته، چون استعداد خوبی هم داشتم، زود پیشرفت کردم.

/ دو میز در راهروی اصلی استادیوم بود که از آقای علیمردانی یک توپ و راکت می‌گرفتیم و بازی می‌کردیم. ‌

 

 

 

 

- آیا در پینگ‌پنگ مربی خاصی هم داشتید؟

نه به آن صورت. زمانی که پینگ‌پنگ را شروع کردم، آقای احصایی رئیس هیئت بود و ما جزء بچه‌هایی بودیم که برای تماشای مسابقات استانی همیشه به شیراز می‌رفتیم تا بازی بازیکنان حرفه‌ای را از نزدیک ببینیم. در کنار آن، کتاب‌های آموزشی می‌گرفتیم و می‌خواندیم و بدین صورت پیشرفت کردیم، اما مربی خاصی نداشتیم.

/ در پینگ‌پنگ، برای اینکه قوی شوی، باید حریف تمرینی بسیار قوی داشته باشی.

- چه مقام‌های ورزشی کسب کردید؟

در رده جانبازان چند مقام استانی در رشته پینگ‌پنگ دارم. در مسابقات تیراندازی مقام دارم. در رشته والیبال هم در نشسته و هم ایستاده مقام کسب کردم. همچنین در رده جانبازان در پرش ارتفاع نیز توانستم مقام‌هایی کسب کنم.

پس از قبولی در رشته تربیت‌بدنی دانشگاه کرمان، رشته‌های شنا، ژیمناستیک، کشتی و پرش را نیز در آنجا آموزش دیدم. علاوه بر آن از بچگی تفنگ بادی دستمان بود و از این نظر که در جبهه هم مرتب تیراندازی می‌کردیم، در رشته تیراندازی هم موفق بودم.

/ عصرها که مدرسه تعطیل می‌شد، همه به استادیوم می‌آمدند. هر کس را گم کرده بودی، می‌توانستی در استادیوم پیدا کنی.

 

 

 

 

- در مسیر ورزشی‌تان سخت‌ترین لحظه یا شکست‌تان چه بوده؟

من فکر می‌کنم در ورزش‌های جمعی شکست آسان‌تر است، چون شکست روی تعداد بازیکنان تقسیم می‌شود، ولی در مسابقات انفرادی فشار زیادی روی بازیکن است و اگر بازیکن دچار شکست بدی شود، خیلی به او فشار می‌آید. از این رو تمام شکست‌های من برایم سختی‌های خود را داشته است.

/ معلم ورزش که بودم با تهدید نمره، بچه‌ها را به فعالیت می‌کشاندم تا مجبور شوند ورزش کنند

- آن زمان امکانات ورزشی نی‌ریز چگونه بود؟

خب آن زمان واقعاً هیچ امکاناتی وجود نداشت. همانطور که گفتم در اوایل شروع من در رشته پینگ‌پنگ، دو میز در راهروی اصلی استادیوم بود که هر کس قصد بازی داشت، از آقای علیمردانی یک توپ و راکت می‌گرفت و با آن بازی می‌کرد. یعنی تمام امکانات پینگ‌پنگ در همین حد بود. بعد از آن که آقای احصایی به عنوان رئیس هیئت تنیس آمدند، در ضلع شرقی همین استادیوم اتاق بزرگی که دو سه تا میز در کنار هم جای می‌گرفت، در اختیار ما گذاشتند که قرار شد به صورت مشترک، با ورزشکاران رشته بوکس از این اتاق استفاده کنیم، بدین صورت که ما روز‌های زوج در این سالن بازی می‌کردیم، سپس میزهایمان را جمع می‌کردیم و آنها را کنار دیوار می‌گذاشتیم. فردای آن روز بوکسور‌ها می‌آمدند کار می‌کردند و دوباره روز بعد ما می‌رفتیم و میز‌ها را می‌چیدیم و دوباه در آخر تمرین، میز‌ها را جمع می‌کردیم و خب این کار سختی بود. چون هم میزهایمان مستهلک می‌شد و هم اینکه چیدن و جمع کردن میز‌ها سخت بود. پس از اینکه من از کرمان آمدم، سالن سادات به راه افتاد که سالن خوبی بود و حدود چهار میز هم در آن جای می‌گرفت. ما به آنجا رفتیم و در آنجا شروع کردیم تا اینکه آقای جوکار زحمت کشید و سالنی در استادیوم در اختیار ما گذاشت. ما در آنجا سرانجام سالن‌مان را با رزمی‌ها تعویض کردیم تا در نهایت سالن فعلی‌مان را کفپوش، تجهیز و رنگ کردیم. الان سالنی خوب با میز‌های استاندارد داریم، مربیانی که دوره مربیگری دیده‌اند. فیلم‌های آموزشی زیادی که در فضا‌های مجازی وجود دارد. الان به نظر من پینگ‌پنگ نی‌ریز نسبت به قبل خیلی پیشرفت کرده و بچه‌ها دارند از پایه شروع می‌کنند.

- به نظرتان استعداد بچه‌های نی‌ریزی در پینگ‌پنگ و بقیه رشته‌ها چگونه است؟

حقیقتاً پینگ‌پنگ در نی‌ریز هم از نظر اولیا و هم از نظر دانش‌آموزان آن طور که باید و شاید مورد استقبال قرار نمی‌گیرد و یکی از دلایل آن این است که ما با مرکز استان یعنی شیراز فاصله زیادی داریم. مسلماً شهر‌هایی مانند مرودشت و... که به شیراز نزدیک‌تر هستند، چون با بچه‌های شیراز بازی می‌کنند، پیشرفت بسیاری دارند. پیشرفت در رشته پینگ‌پنگ، مانند پیشرفت در سایر رشته‌های ورزشی نیست و برای اینکه قوی شوی، باید حریف تمرینی بسیار قوی داشته باشی. از آن طرف وسایل پینگ‌پنگ بسیار گران است، به عنوان مثال یک راکت متوسط رو به پایین که برای تمرین نیاز است، ۱۰-۱۲ میلیون تومان است. برخی از بچه‌هایی که در سالن ما بازی می‌کنند، راکت‌های ۳۰ میلیونی دست می‌گیرند و حتی بازیکنانی که می‌خواهند برای بازی‌های استانی و... بازی کنند، باید با راکت ۶۰-۷۰ میلیونی بازی کنند. یا قیمت هر توپ استاندارد پینگ‌پنگ ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تومان است. ضمن اینکه برای شرکت در مسابقات استانی هم باید هزینه‌های خاص خود را پرداخت. هم باید کارت بیمه و هم کارت فدراسیون را داشت. برای هر مسابقه، ورودی پرداخت. جدا از اینکه برای هر مسابقه، هزینه‌های رفت و برگشت، خورد و خوراک و حتی اسکان با خود ورزشکار است. این است که کسی استقبال نمی‌کند. الان در داراب هر هفته مسابقه برگزار می‌شود و هر هفته جایزه‌های خوب می‌دهند، اما ورودی می‌گیرند.

/ هزینه ورزش آن‌قدر بالا رفته که خانواده‌ها عطایش را به لقایش بخشیده‌اند.

- آیا از عملکرد هیئت تنیس شهرستان رضایت دارید؟

البته پس از آقای احصایی چندین سال من خودم رئیس هیئت بودم، اما اعتراف می‌کنم از زمانی که آقای دولت‌آبادی آمدند، بسیار زحمت می‌کشند و دلسوزانه کار می‌کنند. همین است که بر تعداد ورزشکاران و شرکت‌کنندگان افزوده شده است.

- به نظر شما در نی‌ریز ورزشکاران با چه چالش‌هایی رو‌به‌رو هستند؟

یکی از آنها هزینه‌های رشته‌های ورزشی است. البته در همه رشته‌های ورزشی، شوق و اشتیاق بچه‌ها نسبت به قبل کم شده. زمانی که ما در دبیرستان بودیم، عصر‌ها که مدرسه تعطیل می‌شد، همه از طرف مدرسه به استادیوم می‌آمدند، به‌طوری که هر کس را گم کرده بودی، می‌توانستی در استادیوم پیدا کنی، از بس شلوغ بود. دو زمین بسکتبال، یک زمین والیبال، به همراه زمین فوتبال بیرون بود. یعنی با وجود کمترین امکانات، در استادیوم جای سوزن انداختن نبود. زمانی که ما به دبیرستان می‌رفتیم، برای ما بدترین زمان، زمانی بود که ساعت ورزش‌مان را به خاطر دیگر درس‌ها می‌گرفتند و یا مسئله‌ای پیش می‌آمد که زنگ ورزش برگزار نمی‌شد. اما زمانی که من خودم معلم ورزش بودم با تهدید نمره، بچه‌ها را به فعالیت می‌کشاندم تا مجبور شوند ورزش کنند و آنها هم با وجود این که اصلاً تمایلی نداشتند ورزش می‌کردند. حتی ما خودمان روز‌هایی که در سالن والیبال وقت داریم، به زحمت ده دوازده نفر را راضی می‌کنیم تا بیایند بازی کنند. البته شاید در این بین بالا رفتن هزینه وقت‌های سالن‌های ورزشی هم بی‌تأثیر نیست. الان برای یک وقت یک ساعت و ربع سالن والیبال، نزدیک به ۴۰۰ هزار تومان پول می‌گیرند.

اگر رئیس ورزش و جوانان بودم اولین کاری که انجام می‌دادم این بود که سالن‌ها را مجانی می‌کردم.

- اگر مسئول اداره ورزش و جوانان بودید برای رشد ورزش شهرستان چکار می‌کردید؟

اولین کاری که انجام می‌دادم این بود که سالن‌ها را مجانی می‌کردم. مسابقات استانی را در شهرستان برگزار می‌کردم و هر کاری انجام می‌دادم تا بچه‌ها دور هم جمع شوند و بازی کنند. یادم هست همان اوایل که به تازگی سالن‌ها پولی شده بود، یک بار در حالی که چند نفر از جوانان والیبال بازی می‌کردند، یکی دو نفر آمدند که باید سالن را تعطیل کنید و هزینه بپردازید و...

همان لحظه شنیدم که یکی از جوان‌ها گفت برویم قلیان‌مان را برداریم و برویم پارک عشق و صفا!

وقتی هزینه ورزش بالاست، قلیان جای توپ را می‌گیرد

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها