حکایتِ خیانتِ مفسدان و مزوّران
جرقهی اعتراضات از افزایشهای پیدرپی دلار زده شد و بازاریانِ تهران تجمع آرامی ترتیب دادند تا صدایشان به مسئولان برسد. اما دامنه اعتراضات خیلی زود گسترش یافت و یکی یکی شهرها را در بر گرفت.
این که کشور به این روزها رسیده معلولِ عواملِ پرشمار داخلی و خارجی است. از ناکارآمدیهای داخلی گرفته تا اَبَرفسادها و اَبَراختلاسها و جنگ و تحریم و خشکسالی که حالا کشور را دچار بحران و آشوب کرده.
همزمان با گرانیِ دلار، طرح حذف ارز ترجیحی نیز باعث تورم فزاینده شده و کمک ِحمایتی دولت هم نتوانسته از سختی و تنگیِ معیشتِ مردم بکاهد.
اکنون کشور بر سر گذرگاه عجیبی قرار دارد و همه نگرانند که بالاخره چه میشود؟
نیکوس کازانتزاکیس در رمان «نان و شراب» مینویسد: «آن روز آغاز لحظات بسی دردناک خواهد بود که من آرزومندم تو را از آن نصیبی نباشد.»
برای ما روزنامهنگاران این روزها سختترین روزهای کاری است. نمیدانیم چه و چگونه بنویسیم. انگار لای منگنهی بلاتکلیفی گرفتار آمدهایم که گاه یک واژه میتواند صاحب قلم یا رسانه را خسرالدّنیا والآخره کند.
برای پرهیز از دچار شدنِ کشور به دردهای امروز، سالها دلسوزان گفتند و نوشتند و ناله کردند و حتی زندان رفتند، اما دولتهای چپ و راست آمدند و نشنیدند و وعده دادند و نکردند و رفتند.
عوامل مشکلات اقتصادی گرچه کم نیست، اما همه حتی مردمان کوچه و بازار میدانند.
یکی از تجویزهایی که میکنند، مذاکره با غرب و رفع سایه جنگ و افریت تحریم است. اما مذاکره دوطرف دارد و طرفین باید به توافق برسند که نمیدانیم مانع چیست.
اما و، اما اگر مذاکره نمیشود، اگر خشکسالی چاره ندارد، اگر نفت را نمیخرند، اگر دلارها بر نمیگردد، حداقل مسئولان عوامل داخلی نابسامانیهای ارزی و کمبود بودجه را رفع کنند.
- چرا در مبارزه با فساد و اختلاس و تزویر و ریا، مو را از ماست نمیکشید؟ سرنوشت آن همه اختلاس بانک سرمایه و بانک آینده و بانک ملی و پتروشیمی جم و چای دبش و آن اختاپوسهای هشت سرِ ریز و درشت به کجا کشید؟
- چرا مفسدان اقتصادی حالا راست راست راه میروند و برای بانک مرکزی شاخ و شانه میکشند؟
- چرا اگر بودجه کم است و کسری بودجه سالهاست مردم را رها نمیکند، نهادهای بودجهخوار و بیمصرف و غیرضرور را منحل نمیکنید و تسلیم فشارها و لابیهای پشت پرده آنان میشوید که هر سال از تنِ نحیفِ بودجه، تکه تکه گوشت میبُرند و عِرض خود میبَرند و زحمت مردم میدارند؟
این مردمانِ مظلوم مگر چه میخواهند جز یک رفاه صاف و ساده و مسئولانی که صادق باشند و برای کشور از جان مایه بگذارند؟
به والله اگر ما در داخلِ کشور مردم را راضی کنیم، هیچ دشمن خارجی افکار تجاوزکارانه به مام میهن نخواهد داشت.
چه دردناک و اسفناک است که این کشورِ ثروتمند با آن غنای فرهنگی و فکری و ادبی و تاریخی به این آشوبها دچار شود.
عاملِ این آشوبها نه مردم که آن مفسدان و مزوّران و ریاکارانی هستند که حالا در گوشهی عافیت خود نشسته و خونِ مردم را در جام بیشرافتی سر میکشند.
بدرود


