تعداد بازدید: ۱۵۴
کد خبر: ۲۵۲۷۸
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۰ - 2026 17 January
معلمان مدرسه شهید اکبری:

بچه‌ها معلولیت دارند، اما محدودیتِ یادگیری نه

بچه‌ها معلولیت دارند، اما محدودیتِ یادگیری نه صحبت از آموزش دانش‌آموزان استثنایی که به میان می‌آید، ذهن‌مان ناخودآگاه سمت معلمی می‌رود که عاشقانه پای کار ایستاده تا با صبر و خلاقیت به دانش‌آموز خود علم و دانایی دهد. معلمان بی‌ادعایی که حقوق‌شان با معلمان مدارس عادی یکی ا‌ست، اما سختی‌کار و توقعات خانواده‌هاچندصدبرابر...
نویسنده:
سمیه نظری

در این گزارش پای صحبت‌های معلمان مدرسه شهید غلامرضا اکبری نشستیم آنانی که در هر ساعت از کلاس، چندنمونه آموزش را امتحان می‌کنند شاید یکی از آنها مؤثر واقع شود.

داشتن مشاور الزامی است

داشتن امکانات توانبخشی، چون مشاور، کاردرمان، معلم تربیت‌بدنی و داشتن یک فضای بازی ایمن برای بچه‌ها کمترین خواسته‌ای است که معلمان مدرسه شهید اکبری با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. مدرسه‌ای که بیش از هر مدرسه دیگری نیاز به مشاور دارد.

در مدرسه شهید اکبری ۱ و ۲ حدوداً ۱۰۰ دانش‌آموز دختر و پسر از ۶ تا ۲۰ سال تحصیل می‌کنند؛ از این تعداد ۵۷ پسر و ۴۳ دختر هستند، شروع کلاس‌ها در این مدرسه از دوره آمادگی و پیش دبستانی آغاز می‌شود تا پایان متوسطه دوم ادامه دارد.

حکیمه بابری، مدیر آموزشگاه استثنایی شهید اکبری یک می‌گوید: «مدرسه قدیمی است، اما از لحاظ معلمان و مساحت فضای آموزشی در سطح کشور، جزو مدارس خوب شناخته شده است. دغدغه همکاران من پیشرفت بچه‌هاست، بطوری که معلمان ما در تمام دوره‌ها حتی دوره‌های ضمن خدمت مدارس عادی هم شرکت می‌کنند به امید اینکه سطح آموزش‌شان بالاتر رود.»

اضافه می‌کند: «من اگر مسئولی از آموزش و پرورش کودکان با نیاز‌های ویژه بودم بیشتر به بچه‌ها شادی را آموزش می‌دادم، محوطه‌های بزرگتری می‌ساختم با برنامه‌های خاص و شادی که در ساعت استراحت، انرژی‌شان تخلیه و بیشتر شاد باشند.»

جوی صمیمی بین معلمان برقرار است

محسن مدرسی مدیر مدرسه شهید اکبری دو، جایگاه مدرسه را در استان خوب ارزیابی و اضافه می‌کند: «همکاری و جو بین معلمان واقعاً مثال‌زدنی است. چون معلمان در این مدرسه ثابت هستند. با هم خو گرفته‌اند و این همکاری بین آنها باعث پیشرفت دانش‌آموزان شده است. دانش‌آموزان این مدرسه آموزش‌پذیر هستند دانش‌آموزانی که از نظر رفتاری، ذهنی یا جسمی کمی با بچه‌های معمولی فرق دارند. برای این کودکان امکان بهره‌مندی از آموزش معمولی وجود ندارد و بهتر است از آموزش ویژه استفاده شود. بیشتر این دانش‌آموزان پیشرفت خیلی خوبی دارند. حتی این دانش‌آموزان می‌توانند به دانشگاه راه یابند. اما بعضی مواقع، چون نمی‌توانند هم سطح با دانش‌آموزان عادی باشند، دانشگاه را رها می‌کنند.»

نرگس آزادی، دبیر پایه متوسطه، می‌گوید: «یک درصد هم فکرش نمی‌کردم بمانم و ۲۰ سال ماندگار شوم، روز‌های اول از خستگی کار به هم می‌ریختم به حدی که دوست داشتم معلمی را کنار بگذارم، اما بعد از گذشت چند ماه و آشنا شدن با روحیه دانش آموزان متوجه شدم این بچه‌ها، کودکانی معصوم هستند که معلم فقط در نقش یک آموزگار برایشان نیست، معلم برایشان حکم مادر، دوست و یک همبازی. بودن در کنار این کودکان برای من آرامشی دارد که قابل توصیف نیست.»

سعیده زارعی با ۱۴ سال سابقه تدریس خوشحال است که به آرزوی دوران کودکی خود رسیده، ادامه می‌دهد: «بچه که بودم هر بار پارک می‌آمدم و این مدرسه را می‌دیدم آرزو می‌کردم معلم این کودکان باشم و الان خدا را شاکرم که این شغل را دارم.»

ادامه می‌دهد: «معلمی برای کودکان با نیاز‌های ویژه، کاری است پر از چالش و در عین حال سرشار از شیرینی. سختی کار ما در این است که هر کودک شرایط خاص خودش را دارد و باید برای هر کدام روش آموزشی متفاوتی طراحی کنیم، این موضوع نیازمند صبر، خلاقیت و انرژی زیادی دارد، علاوه بر آن بار عاطفی این کار سنگین است ما شادی و غم بچه‌ها را با تمام وجود لمس می‌کنیم و همین باعث می‌شود گاهی خستگی روحی زیادی داشته باشیم. اما در کنار همه این سختی‌ها شیرینی کارمان بی نظیر است وقتی می‌بینم کودکی که روزی یک کلمه نمی‌گفت حالا با اعتماد به نفس جمله‌ای کامل می‌سازد یا توانسته مستقل کاری را انجام دهد تمام خستگی امان از بین می‌رود این لحظه‌ها به من یادآوری می‌کنند که ارزش کارم فراتر از هر سختی است.»

کودکان نیاز به توجه و تشویق دارند

رضیه حائم آموزگار پایه اول معتقد است بچه‌ها نیاز به تشویق و توجه دارند و با یک تشویق، کلی روحیه می‌گیرند. حتی سطح یادگیری‌شان هم بیشتر می‌شود. چقدر خوب می‌شد اگر والدین همکاری بیشتری با ما داشتند. وقت می‌گذاشتند، نحوه آموزش ما را می‌دیدند و به همین منوال در منزل با بچه‌ها کار می‌کردند. پیشرفت‌شان بیشتر می‌شد.»

ادامه می‌دهد: «یادم می‌آید مدتی مریض بودم و چندروزی مرخصی داشتم. روزی که آمدم مدرسه یکی از بچه‌ها دقایق طولانی من را بغل گرفت و سپس به گوشه‌ای رفت دستهایش را بالا برد و دعا می‌کرد و می‌گفت خدا معلم ما خوب شود تا همیشه به مدرسه بیاید و این زیباترین لحظه‌ای بود که من می‌دیدم.»

غیرحضوری باعث تعویق در یادگیری این کودکان می‌شود

فهمیه سنبلی معلم پایه اول غیرحضوری شدن را دوست ندارد، می‌گوید: «محیط و بچه‌ها را دوست دارم، حتی خود بچه‌ها هم به محیط خوگرفته‌اند به حدی که دو روز که مدارس غیرحضوری می‌شود خود بچه‌ها پیگیر می‌شوند خانم چرا مدرسه نیاییم؟ غیرحضوری باعث تعویق در یادگیری این کودکان می‌شود، یادگیری بهتر نیاز به تمرین و تکرار دارد که لازمه این کار فقط حضوری‌بودن مدارس است.»

محبوبه عباس‌نژاد با ۱۰ سال سابقه تدریس به خاطره‌ای اشاره می‌کند: «سال دوم تدریس متوسطه اول دانش‌آموز دختری داشتم او با من لجبازی می‌کرد به حرفم گوش نمی‌داد و می‌رفت پیش مدیر می‌نشست، از او خواستم همانجا در دفتر مدرسه، چیز‌های تزئینی مثل پاکلیدی، جای سیم شارژ عروسکی درست کند و همین باعث شد هم هنرش شکوفا شود، هم رابطه‌اش با من خوب شد.»

ادامه می‌دهد: «نیاز‌های عاطفی و احساسی دانش‌آموزان با گوش‌دادن به صحبت‌هایشان و محبتی هرچند کوچک برآورده می‌شود من معتقدم اگر قرار بود در آموزش و پرورش، تغییری ایجاد کنم تمرکزم را روی پرورش آنها می‌گذاشتم تا آموزش. بچه‌ها از بازی و نمایش زیاد استقبال می‌کنند. نقش‌شان را خوب کار می‌کنند یا گلستان خوانی را خیلی دوست دارند.»

پیشرفت دانش‌آموز نیازمند حمایت خانواده‌

فائزه مروی گفتار درمان مدرسه است کسی که با همه پایه‌ها سر و کار دارد، می‌گوید: «همکاری خانواده‌ها خیلی در پیشرفت دانش‌آموز تأثیر دارد، بعضی از خانواده‌ها احساس می‌کنند، چون بچه از مرحله سنجش اولیه عبور کرده و نتوانسته وارد مدرسه عادی شود دیگر پیشرفتی نمی‌کند و او را رها می‌کنند، اما من به عنوان گفتاردرمان نهایت بتوانم هفته‌ای دو جلسه با دانش‌آموز تمرین داشته باشم، تمرین اصلی برعهده خانواده‌هاست اگر خانواده وقت بیشتری را با فرزند خود تمرین کنند، بی‌شک پیشرفت فرزندشان را می‌بینند.»

طیبه بیات ۹ سال آموزشش با این کودکان بوده و در حال حاضر کلاس آمادگی و پایه سوم را تدریس می‌کند، می‌گوید: «آموزش به این کودکان مثل مدارس عادی نیست که برای همه یک روش باشد، با هر کسی به یک شیوه، آموزش می‌دهیم. باید استعداد کودک را پیدا کنیم و در یک کلاس ۵ نفره حتی گاهی اوقات به پنج روش آموزش داده‌ام. ولی معمولاً کار‌های عملی، مهارتی و آشپزی بیشتر جواب می‌دهد.»

یکی از معلمان می‌گوید: «بسیار پیش آمده که دانش‌آموزی نظم کلاس را به هم می‌ریزد، با همکلاسی‌هایش درگیرمی‌شود و یا لجبازی‌های کودکانه. کار‌هایی که بعضی وقت‌ها طاقت همان مادر هم طاق می‌شود و صبرش لبریز. اما معلمان این مدرسه با توجه به سابقه‌کاری و تجربه‌ای که دارند، آموخته‌اند که داشتن صبر، تشویق و توجه تنها راه مقابله با این مشکلات است.»

مدیر مدرسه شهید اکبری (یک) اضافه نمود: «مشکل ما امکانات توانبخشی، هزینه‌های درمانی و سرویس دانش‌آموزان است که برای رفع این مشکل اگر مجوز ساخت یک مغازه به ما داده شود با ساخت آن می‌توانیم هزینه‌های درمان و توانبخشی دانش‌آموزان را تأمین کنیم»

آموزشمان طوطی‌وار نیست

یکی از معلمان که نخواست اسمش فاش شود، می‌گوید: «من احساس می‌کنم معلمان مدارس استثنایی دارای تخصص و توان بیشتری به نسبت معلمان عادی هستند چرا که نوع کارشان، مخاطبشان با همه فرق دارد، معلمی که با دانش‌آموزان معلول جسمی یا ذهنی کار می‌کند، شیوه تدریس و آموزشش طوطی‌وار نیست او وظیفه دارد تفاوت‌های رفتاری و ارتباطی دانش‌آموز را کشف کند و همه تلاش و خلاقیت خود را به کار گیرد تا چند دانش‌آموز را با هم آموزش دهد.»

او در ادامه می‌گوید: «حقوق این معلمان به نسبت کار زیاد و سختی بسیار پایین بوده و از همه بدتر این که مدرسه بین دو نهاد آموزش و پرورش شهرستان و آموزش و پرورش استثنایی استان قرار گرفته و معلمان نمی‌دانند مشکلاتشان را در کدام اداره بازگو کنند.»

توانمندشدن دانش‌آموز تمام خواسته من است

نیلوفر یادگار معاون آموزشی مدرسه شهید اکبری از تجارب خدمت ۲۵ ساله‌اش در این مدرسه می‌گوید: «هر روز که به مدرسه می‌آیم تمام فکرم تغییر و پیشرفت دانش‌آموزان است و رفع مشکلاتشان.

دوست دارم دانش‌آموزانم توانمند بار بیایند شاید آنها معلولیت داشته باشند، اما محدودیت یادگیری ندارند.»

بار‌ها برایم پیش آمده که وقتی کاملاً ناامید شدم یک برگه نقاشی زیبای دانش‌آموزی که کنارش نوشته شده دوستت دارم یا یک نگاه معصومانه، پاک و بی‌آلایش آنها مرا دوباره به تلاش وا داشته است.

او به خاطره‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید: «دانش‌آموزی داشتم که بخاطر وضعیت جسمی‌اش، که روی ویلچر می‌نشست مدارس عادی قبولش نکرده بودند. به شدت پرسشگر بود؛ زیاد سؤال فلسفی می‌پرسید و دنبال جواب بود. با حوصله جوابش را می‌دادم حتی او را با کتابخانه آشنا کردم و او با پشتکار ادامه می‌داد. وقتی علاقه و پشتکارش را دیدم، با خودم گفتم چرا مدرسه عادی نرود با چند مدرسه صحبت کردم، اما قبولش نکردند، گفتند ممکن است نتواند مثل بچه‌های دیگر رشد کند و خودش سرخورده می‌شود. خلاصه یکی از مدارس حاشیه‌اش شهر، یک هفته‌ای امتحانی قبولش کرد، نتوانستم رهایش کنم من هم با او رفتم ساعت‌های استراحت او را با دیگر بچه‌ها آشنا کردم و آنها هم به سمتش آمدند و دوست شدند؛ و آن بچه در مدرسه ماندنی شد و دیپلم گرفت. این یکی از زیباترین خاطره‌های من است و هر بار او را می‌بینم و باب صحبت را با او باز می‌کنم.»

داشتن صبر و خلاق‌بودن، کارِ معلم موفق است

الهام معنوی‌پور دبیر پایه متوسطه پیش حرفه‌ای می‌گوید: «نه سال قبل از مدرسه عادی به مدرسه استثنایی آمدم، اوایلش ارتباط با بچه‌ها برایم سخت بود، اما با حمایت‌های خانم بابری و شوق و ذوق بچه‌ها را که دیدم، بیشتر ترغیب شدم تا بمانم؛ از تجربه‌هایش می‌گوید: «بودن با این بچه‌ها خیلی بر روحیه انسان تأثیر می‌گذارد، وقتی بچه‌ای که تا دیروز نمی‌توانست مداد دست بگیرد، الان شروع به نوشتن نام خودش می‌کند، بزرگترین لذت را برای منِ معلم دارد، بنظرم مهمترین ویژگی یک معلم اول داشتن صبر است و دوم خلاق بودن او. بچه‌ها عاشق آموختن مهارت هستند باید از هر راهی وارد شد تا استعدادش را پیدا و خلاقانه با او کار کنی.»

مینا کیهانی با ۱۹ سال سابقه گفتاردرمانی معتقد است هیچ لذتی برایم بالاتر از این نیست که پدر یا مادری از پیشرفت فرزندش در این مدرسه خوشحال باشد؛ وقتی چندسال پیش پدری با یک شاخه گل به مدرسه آمد و گفت دختر من در این مدرسه به درک بالایی رسیده و الان خودش خواندن و نوشتن می‌داند. انگیزه‌ای برایم شد که در کارم جدی‌تر باشم.»

ادامه می‌دهد: «دانش‌آموزی داشتم که بسیار پرخاشگر بود و با مشکلات رفتاری که داشت، بچه‌ها را دعوا می‌کرد و... با تجربه‌ای که داشتم، متوجه شدم مسئولیت دادن به این کودکان، باعث پیشرفت و تغییر در رفتار آنها می‌شود. به او گفتم تو مسئول مهربانی هستی هر وقت کار مثبتی انجام دادی، به من اطلاع بده و این مسئولیت مهربانی باعث شد مرتب به سمت کار‌های خوب برود.»

***

وقتی پای درد دل معلمان این مدرسه می‌نشینی تازه متوجه مشکلات آنها می‌شوی، مشکلاتی که خودشان با تجربه، راه‌گشای آن هستند. نبود امکانات آموزشی، وسایل بازی مجهز، حمایت کافی از سوی سازمان ها، بالا بودن هزینه‌های توانبخشی دانش‌آموزان استثنایی، سرویس‌های مدارس که بین بچه‌های عادی و استثنایی تفاوت قائل می‌شوند، از دیگر مشکلاتی است که خاطر معلمان را ناراحت می‌کنند.

تلاش همه معلمان این مدرسه این است که خانواده‌ها بپذیرند که فرزند آنها متفاوت است و باید با مدرسه همکاری داشته باشند؛ به معلم کودک خود اعتماد کنند.

اینکه بخواهند فرزندشان را به مدارس عادی بفرستند، تا کسی متوجه مشکل و معلولیت او نشود نه تنها مشکل آنها را حل نمی‌کند بلکه باعث سرخوردگی‌اشان می‌شود.

آنها می‌گویند کودکان استثنایی، بسیار مهربان و بامعرفت هستند تنها تفاوت‌شان نقص جسمی و ذهنی است که باید پذیرفت. تدریس با این بچه‌ها با همه سختی‌هایش پر از خاطرات تلخ و شیرین است، وقتی کودک خجالتی احساسش را با گذاشتن یک گل زیربرف‌پاک کن ماشین یا روی میز به معلمش ابراز می‌کند، یا کودکی که صادقانه می‌گوید خانم معلم تا دیروز ۵ تا دوستت داشتم امروز که ۶ را یاد گرفتم ۶ تا بیشتر دوستت دارم، کودکی که با شیطنت خودش را در آغوش معلمش می‌اندازد جز این نیست که معلم را می‌فهمد و دوست داشتنش را ابراز می‌کند؛ و معلمی که با گفتن یک کلمه جدید دانش‌آموز قند در دلش آب می‌شود. اگر ایثار نیست؟! چه می‌تواند باشد؟!

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها