شعر نیریز
پروانه شدم شمع وجودت را...
در قدمگاه اشک / پروانه شدم
شمع وجودت را...
سوختن؛ / نام دیگرتوست / که
تمام آب شدنها/ تمام بی قراریها
تمام خستگیهایت را
درقاب شیشهایِ قلبت / به دیوارترک خورده میکوبی
چشمانت... / بارانی، بیمارگونه دارد
و گیسوانت / برفی نگاه بیثباتی زمان
ومن برای آرامش/ به دنیا هدیه میدهم/ لبخندت را...

نظر شما