تعداد بازدید: ۱۶۴
کد خبر: ۲۵۲۰۹
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2026 03 January
شعر ناب

اینک خر تو! بیار افسار!

نویسنده : جامی (*)

 

آرند که واعظی سخنور

بر مجلس وعظ سایه گستر

از دفتر عشق نکته می‌راند

افسانه‌ی عاشقان همی خواند

خرگم شده‌ای بر او گذر کرد

وز گمشده‌ی خودش خبر کرد

زد بانگ که کیست حاضر امروز

کز عشق نبوده خاطر افروز

نی محنت عشق دیده هرگز

نی داغ بتان کشیده هرگز

بر خاست ز جای ساده مردی

هرگز ز دلش نزاده دردی

کان کس منم‌ای ستوده‌ی دهر

کز عشق نبوده هرگزم بهر

خر گم شده را بخواند که‌ای یار!

اینک خر تو! بیار افسار!

این را زِ خری کزان دژم (*) نیست

جز گوش‌دراز هیچ کم نیست

سرمایه‌ی محرمی ز عشق است

بل کآدمی آدمی ز عشق است

هر کس که نه عاشق آدمی نیست

شایسته‌ی بزم محرمی نیست

جامی به کمند عشق شو بند

بگسل ز همه به عشق پیوند

جز عشق مگوی هیچ و مشنو

حرفی که نه عشق ازان خمش شو

پی‌نوشت:

جامی: نورالدّین عبد‌الرّحمن بن احمد بن محمد جامی (۲۳ شعبان ۸۱۷ مهشیدی تربت جام - ۱۷ محرم ۸۹۸ مهشیدی هرات)، معروف به جامی و ملقب به خاتم الشعرا، همه‌چیزدان، شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفیِ نام‌دار ایرانیِ سده ۹ مهشیدی است. وی با الهام از گلستان سعدی یکی از مهم‌ترین کتاب‌های خود یعنی بهارستان را به رشته تحریر درآورد.

دژم= رنجور، اندوهگین

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها