مقصر گرانی گاو است
- زولَیخا! شَنیدی؟ اربابان این وَلایت بَ مردم گفتن: «خودتان هم روی بازار نَظارت و گوزارش کونید!»
- خب که چی؟
- از دیروز کندَهکاری را کَنار انداختم، شدم بازرس افتخاریِ بازار.
- آخر بَ تو چه، مرد حسابی؟ تو نه کارمند هستی، نه سواد داری ولی آنها عقل و درک دارند!
- عقل دارند؟ وا... من که چیزی ندیدم. زورم گرفت از این همه گَرانی. گفتَه کردم خودم تحقیق کونم، ریشه قضیه را بَکَشم بیرون؛ آخرش فَهمیدم مقصر اصلی گَرانی گاو است!
- گاو؟!ای خدا مرگم بدهد؛ گاو را دیگر چَرا داخل سیاست مَکونی؟
- صبر کون، زولَیخا! همهچیز اسناد دارد.
- دیروزنَظاره کردم نرخ شیر و پنیر دو برابر شده. بَگفتم: «آقا! چَه شده که شیر و پنیر در یَک ماه چند بار نرخش گَران شده؟»
دکاندار گفت: «وا... گناه ما نیست، کارخانَه گَران کرده.»
زولَیخا بگفت: «و تو هم باور کردی؟»
- نه، ساده نیستم! تیکت اتوبوس گرفتم، رفتم پیش ارباب کارخانَه.
بَگفتم: «چَرا پنیر را گَران کردی؟»
گفتَه کرد: «ما هم شیر را گَران میخریم، مجبوریم.»
- بعد؟
- رفتم پیش دامدار.
بَگفتم: «آقا! شیر چَرا اینقدر گَران شده؟»
گفت: «علوفه گَران شده، گاوها هم زیاد میخورند.»
- اِی خدا...
گفتم دیگر جای شک نیست. موستقیم رفتم پیش خودِ گاوها!
بَگفتم: «ای حیوانات شریف! مقصر گَرانی کی است؟»
همَهشان با یَک صدا داد زدند: ماااااا!
