ورزش نیریز دست دایه است، نه مادر
از معدود کسانی است که از همان بچگی به جای بازی در کوچه پسکوچهها، زمینهای خاکی و مدرسه، ورزش را در استادیوم و با بسکتبال شروع کرد. کسی که خانهشان به استادیوم بسیار نزدیک بود. البته بسکتبالیست بودن عموها، پدر و برادر بزرگترش هم در علاقه او به بسکتبال بی تأثیر نبود.
امین حسنپور متولد سال ۶۶، ساکن نیریز، دارای مدرک کارشناسی برق، از خانوادهای ورزشدوست است، کسی که تقریباً در همه ردههای بسکتبال بازی کرده و خوش درخشیده.
- فقط به بسکتبال علاقه داشتید؟
خب من از کودکی هم فوتبال و هم بسکتبال بازی میکردم. به خاطر دارم یک وقتهایی به دور از چشم مربی فوتبال به زمین بسکتبال میرفتیم و گاهی نیز به دور از چشم مربی بسکتبال فوتبال بازی میکردیم، چون هر کدام از آنها توقع داشتند آن رشته را ادامه بدهیم.
از پنجم دبستان به بازیهای استانی بسکتبال و فوتبال رفتیم تا اینکه در بسکتبال قهرمان کشور شدیم و این شد که رشته بسکتبال را ادامه دادیم.
- مربیان شما چه کسانی بودند؟
آقایان کرامت ذکایی، وحید آزادی و رضا نبیئی در نیریز از مربیان من بودند.
- هم دورهایهای شما چه کسانی بودند؟
دو برادرم ابوذر و احسان حسنپور از اولین هم دورهایهای من در بسکتبال بودند. عباس شعبانپور که همسایه ما بود از دیگر همبازیهای ما در بسکتبال بود. سجاد کرمی نیز از دیگر کسانی بود که بعدها با هم قهرمان کشور شدیم.
- تاکنون چه مقامهایی کسب کردهاید؟
مقامها که خیلی زیاد بوده، اما قهرمانی کشور در پنجم ابتدایی، سوم راهنمایی و در رده نوجوانان و جوانان را در کارنامه خود دارم. همچنین ما در استان هم چند بار قهرمان کشور شدیم. پس از ۱۸ سالگی، به لیگ دسته یک آمدم و تا حول و حوش ۸-۲۷ سالگی در لیگ دسته یک در تیمهای شیراز، یزد و نفت امیدیه بازی کردم. یک بار هم نایب قهرمان لیگ یک شدیم. پس از آن به خدمت رفتم که در آنجا هم به یکی از تیمهای تهران پیوستم، بازی کردم و برگشتم. سپس به تیم جهرم رفتم. الان نیز حدود ۹-۸ سال است که در تیم جهرم هستم. تیمی که قبلاً نخل جهرم نام داشت و امسال که تیم زاگرس جنوبی اسپانسرمان شده، به نام زاگرس جنوبی تغییرنام داده است.
- در مسیر ورزشی شما سختترین لحظه چه چیزی بوده؟
لحظاتی که جایی میرفتیم و کسی نبود که به ما بگوید چکار کنیم یا، چون بچه شهرستان بودیم، خصوصاً در اردوهای تیم ملی و اردوی تیم استان با یک دید دیگر به ما نگاه میکردند و ما را زیاد جدی نمیگرفتند. البته، چون من پدرم رئیس هیئت بسکتبال نیریز بود کمی بیشتر هوای مرا داشتند، اما خب میدیدم که چطور بین بقیه تبعیض قائل میشوند، به طوری که حتی بعضی از بچهها، به دلیل نداشتن پارتی حذف میشدند.
- از چه زمانی وارد دنیای مربیگری شدید؟
مدرک درجه یک فدراسیون بسکتبال، بالاترین مدرک مربیگری در ایران است که من آن را گرفتم. بعد از آن باید مدرک بین المللی را گرفت. حدود ۵ سال است که در تیم و لیگ جهرم مربیگری میکنم. دو سال قبل از کرونا هم در نیریز مربی تیم نوجوانان بودم.
- به نظر شما مهمترین تفاوت بین بازیگری و مربیگری در چیست؟
خب مربیگری به مراتب سختتر است. این دو هیچ ارتباطی به هم ندارند و دو مقوله کاملاً جدا هستند. زمانی که بازیکن هستی، بازیات را انجام میدهی و مسئولیتی نداری. اما زمانی که مربی هستی، باید تیم را آماده کنی، ضعف تیم را ببینی، شرایط را بسنجی، عوامل درونی و بیرونی را کنار هم بگذاری و تصمیم گیری کنی. به نوعی مسئولیت کل تیم و بازیکنان به عهده توست.
- به نظر شما جایگاه بسکتبال نیریز در استان فارس چگونه است؟
در حال حاضر که واقعاً خوب نیست و بسکتبال نیریز در استان، هیچ جایگاهی ندارد. دلیل آن هم عدم حضور افراد دلسوز در بسکتبال نیریز است. تصمیمات اشتباه مسئولان ورزش، از دیگر دلایل افت ورزش بسکتبال نیریز است. یک زمانی میشنیدم که برخیها میگفتند مسئولین اجازه نمیدهند کار انجام دهیم و با ما همکاری نمیکنند و سنگاندازی میکنند. همیشه به خودم میگفتم اینها دنبال بهانهاند. مگر میشود یک مسئول اجازه ندهد کاری انجام شود؟ اما الان خودم به وضوح میبینم که بله! امکان دارد. حالا معلوم نیست عمدی یا سهوی، ولی با تصمیماتی که میگیرند، ورزش نیریز و بسکتبال را به این روز انداختهاند. حدود دو سال پیش و زمانی که ایشان یکی دو ماهی بود ریاست اداره ورزش و جوانان را به عهده گرفته بودند، چند بار نزد ایشان رفتم و گفتم یکی از دو سالن را به ما بدهید تا ما با بچهها بسکتبال کار کنیم. اما ایشان جوابهایی به ما داد که ما اصلاً انتظار آن را نداشتیم. البته ما کوتاه نیامدیم و یکی دو بار دیگر هم نزد ایشان رفتیم ولی جواب ایشان همان بود و سالن را به ما ندادند. ما حتی گفتیم در قبال آن پول میپردازیم، ولی باز ایشان موافقت نکرد.
- به نظر شما چرا روند تیمداری در نیریز تداوم ندارد؟
همانطور که گفتم آدمهایی که باید در رأس کار نیستند. من باشگاهی در نیریز دارم به نام آتیسازان که هزینههای آن را هم خودم پرداخت میکنم و کلاسهای فوتسال در آن برگزار میشود. من دوست داشتم این هزینه را در بسکتبال هم خرج کنم و چیزهایی که در این سالها یاد گرفتهام، پتانسیلهایی که دارم و از روابطی که میتوانم به نفع بسکتبال شهرستان استفاده کنم ولی متأسفانه همانطور که گفتم حمایت نکردند.
- به نظر شما عملکرد هیئت بسکتبال شهرستان چگونه است؟
فکر کنم حدود یک تا یک و نیم سال است که آقای توکل مسئولیت هیئت بسکتبال شهرستان را به عهده گرفته و حقیقتاً نمیشود در این یک سال عملکرد آنها را خوب یا بد توصیف کرد، هرچند به نظرم آشنایی ایشان با بسکتبال زیاد نیست.
- به نظر شما نیریز استعداد بسکتبال دارد؟
ما صد در صد در نیریز استعداد بسکتبال داریم. البته نمیشود گفت که استعدادها نادیده گرفته میشود ولی میشود گفت که این استعدادها بد پرورش پیدا میکنند، چون متأسفانه ورزش شهرستان که بسکتبال نیز جزئی از آن است بیشتر به سمت درآمدزایی رفته تا به استعدادپروری. به همین خاطر پیشرفتی حاصل نمیشود و همیشه بچهها به تیم استان که راه پیدا میکنند و به ۱۷- ۱۶ سالگی که مهمترین سن یک ورزشکار است میرسند، از چرخه ورزش خارج میشوند. خب اینها به دلیل آموزش غلطی است که در پایه یاد گرفتهاند. اگر پایه ورزشکار قوی باشد، در بزرگسالی هم میتواند آن رشته را ادامه دهد.
- بیشتر مربیگری را دوست دارید یا بازیکنی را؟
بازی کردن را بیشتر دوست دارم، با این حال اگر دوباره به زمان کودکی برگردم فوتبال را انتخاب میکنم. دلیل آن هم این است که با پشتکاری که من داشتم و تلاشهایی که کردم و به لیگهای سطح اول کشور رسیدم، طبعتاً اگر به سمت رشته فوتبال رفته بودم، هم از نظر مالی، هم از نظر اجتماعی و هم از نظر ورزشی میتوانستم جایگاه بهتری داشته باشم.
- از شاگردهایتان کسانی هستند که برایشان آینده درخشانی را پیشبینی کنید؟
در جهرم چند بازیکن دارم که شرایط سنی آنها خیلی خوب است. چندین سال است با ما هستند و هر سال نیز رو به پیشرفتند. به نظرم اگر همینطور ادامه دهند خیلی راحت میتوانند به تیم ملی راه پیدا کنند. البته که مسیرشان خیلی سخت است ولی پتانسیل این را دارند.
- در شهرستانهای کوچکی مثل نیریز ورزشکاران با چه چالشهایی دست و پنجه نرم میکنند که در شهرهای بزرگ آن چالشها وجود ندارد؟
من بهشخصه خودم دوست داشتم چالشهایی را که در بسکتبال با آن مواجه بودم از سر راه بچهها بردارم، چون برداشتن آن را بلد بودم. در همه سطوح بسکتبال ایران بازی کرده بودم. از دسته سه گرفته تا دسته دو، دسته یک، لیگ، لیگ برتر، بازیهای دانشگاه، نظام مهندسی و... در مربیگری هم که باز در دسته دو، دسته یک و لیگ برتر کار کرده بودم. بالاخره راههایی را بلد بودم و چیزهایی را که چالش و دستاندازی برای بازیکنان بود به راحتی میتوانستم حل کنم ولی متأسفانه نشد. در شهرستان چالشهایی مانند نبود روابطی که بتواند بازیکن خودش را در سطح بالاتر نشان دهد وجود دارد. امکانات کم است. مثلاً هیئت بسکتبال نیریز سالهاست که دو توپ بیشتر ندارد. هیئتی که توپ ندارد باید در موردش چه گفت؟
- اگر مسئول ورزش شهرستان بودید برای رشد ورزش چه میکردید؟
من فکر میکنم الان ورزش ما دست دایه است و دست مادر نیست. اگر در هر رشتهای، کسی که در آن رشته سررشته دارد و استخوان خرد کرده، مسئولیت آن را به عهده بگیرد، طبیعتاً خیلی بهتر است. به عنوان مثال من بسکتبالیست هستم. معلم ورزش نیستم، معلم هم نیستم، کارمند هم نیستم. کسی که معلم ورزش است، شغل او ورزش است یعنی وقتی به بچهها ورزش یاد میدهد، به شغل خودش رسیدگی میکند، اما افرادی مانند ما عاشق ورزش هستیم، ما خودمان برای ورزش پول میدهیم و هزینه میکنیم. البته این هم خیلی مهم است که در رأس چه کسی باشد. کسی که درد ورزشکاران را بفهمد. تنها قهرمانی بزرگسالان بسکتبال نیریز در استان فارس زمانی بود که پدر من رئیس هیئت بسکتبال نیریز بود و هزینه آن را هم خودش میپرداخت.
- آنطور که گفتید باشگاه دارید، در باشگاهتان چه رشتههایی فعال است؟
در حال حاضر رشته فوتسال فعال است. البته یک سال هم رشته والیبال را راهاندازی کردیم که متأسفانه خود بازیکنان میل و رغبتی نشان ندادند. الان تیم فوتسال ما در استان شرکت کرده و سهمیه کشوری را در رده نوجوانان نیز گرفته است.
- چه خاطرات تلخ و شیرینی از دوران ورزشیتان دارید؟
یکی از بهترین خاطراتم این بود که سال ۹۰-۸۹ با تیم نفت امیدیه به فینال دسته یک رفتیم که سال بسیار خوبی برای ما بود. از خاطرات بدمان هم این بود که سال گذشته نتوانستیم با تیم جهرم به فینال دست یک راه پیدا کنیم.
از دیگر خاطراتم اگر بخواهم بگویم زمانی که در مقطع اول دبیرستان درس میخواندم، در فینال بازیهای آموزشگاهها در کرج، در حالی که وقت تمام بود و یک امتیاز هم عقب بودیم، من دو پرتاب داشتم. اگر یکی از آنها را میزدم مساوی میشدیم. اگر هر دو را میزدم میبردیم و اگر هیچ کدام را نمیزدم میباختیم. خب من هیچ کدام را نزدم و در آن بازی شکست خوردیم که خاطره تلخی بود.
همچنین زمانی که دوم راهنمایی بودم، در بازی فینال استان، دو سه ثانیه مانده به اینکه بازی تمام شود، در حالی که دو امتیاز عقب بودیم من شوتی زدم و گل شد و سه امتیاز کسب کردیم و آن بازی را بردیم که این خاطره شیرینی برایم بود.
- صحبت پایانی؟
تشکر میکنم از خانوادهام که همه جور حامی من بودهاند. ما به این نتیجه رسیدهایم که حضور در ورزش برای جوانان واجب است ولی اینکه بتوانیم جوانان را به سمت ورزش سوق دهیم تا در ورزش ماندگار شوند سخت است خصوصاً در حال حاضر و با توجه به مسائل جذابتری که نسبت به ورزش آمده است. الان ورزش چیزی است که طبیعتاً با پشتکار میتوان با آن به جایی رسید. البته افرادی که پارتی دارند شاید این راه را زودتر طی کنند ولی کسانی هم که پارتی نداشته باشند میتوانند این مسیر موفقیت را آهستهتر و کندتر طی کنند. زمانهایی بود که ما برای به اینجا رسیدن روزی پنج شش ساعت تمرین میکردیم، این در حالی است که جوانهای امرزی فکر میکنند با یکی دو ساعت تمرین در روز میتوانند پیشرفت کنند، در حالی که اینگونه نیست. برای رسیدن به اهدافشان باید خیلی تلاش کنند و یک سال، دو سال و بعضاً شش هفت سال باید بعد از سن جوانانشان زحمت بکشند تا به چشم بیایند.
امیدوارم ورزش بسکتبال نیریز دوباره پویا و فعال شود.


