تولد اولین گروه کُر نیریز
بازنشسته که شد، چهار پنج سالی سمت هیچ کاری نرفت. میخواست خستگی همه این ۳۰ سال آموزش و تختهسیاه و گچ و تدریس و اشتغال در پستهای اداری را از تن در کند... پس از مدتی دلش، اما برای جمع صمیمانهشان تنگ شد، برای دور هم بودن با همکاران...
محمد پیروزمند ۵۶ ساله و دبیر بازنشسته ریاضی آموزش و پرورش نیریز، با این که ریاضی درس میداد، اما از همان ابتدای استخدامش در آموزش و پرورش، دغدغه کارهای فرهنگی از جمله اجرای سرود با دانشآموزان را داشت، به طوری که حتی زمانی که تربیتمعلم بود، یک گروه سرود راه انداخت و همان جا نیز به عنوان تکخوان کار میکرد.
مشغول تدریس که شد، با وجود این که معلم ریاضی بود، اما با بچهها سرود هم کار میکرد. زمانهایی در کانون فرهنگی هنری احمد نیریزی با بچهها کلاس سرود داشت و حتی چند تا از سرودهایشان از طریق صدا و سیما ضبط و پخش شد که یکی سرود نماز و دیگری سرود آشنایی بود. او حتی در گروه سرودهای معلمان هم حضوری پررنگ داشت و علاوه بر آن، با دانشآموزان ناشنوا نیز کار اجرا میکرد؛ و اما...
حدود یک سال و نیم پیش و بعد از حدود پنج شش سال بازنشستگی، او تصمیم گرفت گروه سرود بازنشستگان فرهنگی را تشکیل دهد... گروهی که روزبه روز پربارتر و به تعداد اعضای آن افزوده شد...
- آیا استاد خاصی داشتید؟
شخصاً خیر. من بیشتر به صورت گوشی کار کردم؛ یعنی صدایی را گوش میکردم و سعی مینمودم آن را تقلید کنم. البته مدتی هم در کلاسهای آقای معانی شرکت داشتم.
- چه شد که تصمیم به راهاندازی گروه کر نیریز گرفتید؟
از زمانی که در آموزش و پرورش شاغل بودم، به این فکر میکردم که کاری برای بازنشستهها انجام بدهم و همیشه دغدغه این که فردا که بازنشسته شوم باید چه کنم در ذهنم بود. همان زمان طرحی آماده کردم به نام پیشنهاد راهاندازی مرکز آفرینشهای فرهنگی، هنری، تفریحی بازنشستگان و با مسئولان وقت شهرستان نیز در میان گذاشتم که یکی از آنها اجرای سرود توسط خود بازنشستهها، برای بالا بردن روحیهشان بود.
تا زمانی که شاغل بودم موفق به این کار نشدم. بعد از بازنشستگی به دلیل خستگی از همه چیز فاصله گرفتم؛ اما از ابتدای سال ۱۴۰۳ دوباره به این فکر افتادم که برای بهتر شدن روحیه بازنشستهها کاری انجام دهم. گفتم مکانی پیدا کنم و اشخاصی را که دوست دارند در کار سرود و همخوانی فعالیت کنند، کنار هم جمع کنم.
مکانهای مختلفی را توسط افراد متفاوتی دیدم؛ اما هیچ یک مناسب نبودند تا این که با آقای حبیبا... ابراهیمپور مدیر مجتمع کوثر نور در این رابطه صحبت کردم. ایشان با روی باز از این موضوع استقبال کردند و قرار شد طبقه سوم مجتمع را در اختیار ما قرار دهند.
پس از آن، چون هدفم بیشتر بازنشستهها بود، متنی را برای عضوگیری گروه همخوانی در اختیار آقای محمدجواد رنجبر مسئول کانون بازنشستگان نیریز قرار دادم و ایشان آن را در گروههای مختلف بازنشستگان انتشار داد. در ابتدای ماه مهر سال ۱۴۰۳ اولین جلسه تمرین گروه را با نام گروه «فرهیختگان نیریز» (وابسته به کانون فرهنگی هنری کوثرنور)، با تعداد تقریباً ۱۲ نفر از بازنشستهها شروع کردیم. ما قطعاتی مانند «ای ایران» را تمرین میکردیم و هدف ما تنها این بود که دور هم جمع شویم، بخوانیم و خوشحال باشیم.
خب روز به روز به تعداد بازنشستههای گروه اضافه میشد و اینجا بود که دیدم باید کار هدفمند شود؛ بنابراین با آقای نادر کامرانی از همکاران فرهنگی که سالها در زمینه موسیقی و سرود کار کرده و به شیراز منتقل شده بودند، صحبت کردم و خواستم به من کمک کنند که ایشان قبول کردند.
پس از آن، تعدادی از شاغلین در آموزش و پرورش از من خواستند به گروه اضافه شوند و ما هم قبول کردیم.
البته پیش از آن، آموزش و پرورش گروهی به نام گروه کر شاغلین داشت که قبل از کرونا فعال بود و با سرپرستی آقای کامرانی کار میکرد. زمانی که آقای کامرانی به شیراز منتقل شدند و کرونا نیز آمد، عملاً این گروه مختل شد و از هم پاشید.
چندی بعد همین اعضا زمانی که فهمیدند من یک گروه همخوانی برای بازنشستهها راه انداختهام، از من درخواست کردند که به گروه بپیوندند که ما هم پس از مشورت با آقای کامرانی، قبول کردیم و آنها نیز به جمع ما اضافه شدند.
با پیوستن آنها به گروه، فعالیت ما بهتر شد. از این رو ما از آقای کامرانی دعوت کردیم یک بار حضوری به نیریز و جمع ما بیایند و ما را راهنمایی کنند. پس از حضور ایشان در گروه، در جلسهای که تشکیل شد، مقرر شد اولین قطعه هدفمند ما آماده شود و آن قطعه، ترانه معروف «بهار دلنشین» با شعری از «بیژن ترقی» بود که با تنظیم مجدد آقای کامرانی، در اختیار ما قرار گرفت و اعضای گروه چند مدت آن را تمرین میکردند.
از حق نگذریم، آقای کامرانی در این مدت، چند هفته یک بار به ما سر میزدند و گروه را راهنمایی میکردند. البته من در این زمینه همکاران آموزش و پرورشی دیگری از جمله آقای حامد مصباحی معلم قرآن که صدای بسیار خوبی نیز دارند و همچنین خانمها آمنه داوطلب، مریم یاربی، زهرا معماری، اعظم پهلوان و مینا کیهانی نیز دارم که در این اینجا به من کمک میکنند. خانم کیهانی علاوه بر این که حسابدار گروه هستند، دورهمیهایی نیز برای گروه ترتیب میدهند.
- از اولین اجرای خود بگویید.
اولین اجرای ما در همین مجتمع کوثر نور بود که مورد تشویق بسیار علاقهمندان و حضار قرار گرفت. دومین اجرای ما نیز در سالن آمفیتئاتر اداره فرهنگ و ارشاد بود که اسفند سال قبل اجرا شد.
پس از اجرای اول گروه، افرادی با من تماس گرفتند و دوست داشتند عضو گروه شوند؛ کسانی که آموزش و پرورشی نبودند و ما استقبال کردیم.
در حال حاضر، گروه ما متشکل از همکاران شاغل و بازنشسته آموزش و پرورش نیریز، کارمندان بیمارستان و شبکه بهداشت و درمان، نمایندگانی از جامعه مهندسین، جامعه پزشکان، جامعه وکلا، خانمهای خانهدار و حتی از مشاغل آزاد مانند مکانیک هستند.
- تاکنون چند قطعه اجرا کردهاید؟
پس از قطعه اول، قطعه دومی را شروع کردیم معروف به «زندگی جاوید» یا «بخت بیدار» که شاعر این ترانه «اسماعیل نواب صفا»، آهنگساز «اکبر محسنی» و خواننده این اثر زندهیاد غلامحسین بنان است.
ما این آهنگ را با تنظیمی مجدد در دستور تمرین قرار دادیم. در این حین، خانم قرائی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد نیز آمدند و به بچهها قول همکاری دادند. در کنار آن آقای همتایی نیز به ما سر زدند و در خصوص یکی از مشکلات بزرگ ما که نداشتن سیستم صوتی بود، قول همکاری دادند و به آن نیز عمل کردند.
- چه شد که بچههای گروه دف به شما پیوستند؟
در بهمنماه سال ۱۴۰۳ اجرای مشترکی از گروه دف نوازان نیریز به سرپرستی آقای عماد کیخسروی و گروه تنبورنوازان استهبان به سرپرستی سرکار خانم نجمه غضنفرپور در سالن شمس استهباناتی اجرا شده بود که من آن را در فضای مجازی دیدم. از همان زمان به این فکر افتادم که قطعه مشترکی همراه با گروه کر و دف نوازان اجرا شود. در این خصوص با آقای کیخسروی صحبت کردم و پیشنهاد خودم را دادم. ایشان موافقت کردند و پس از آن، ما با آقای کامرانی هم صحبت کردیم که ایشان هم استقبال کردند.
همان طور که گفتم، بچههای ما در سالن نور ثارا... و بچههای دفنواز نیز در سرای هنر و اندیشه تمرینات خود را بر روی قطعه «زندگی جاوید» به طور جداگانه انجام میدادند. زمانی که حس کردیم هر دو طرف کارشان را خوب انجام میدهند، دو گروه را در کنار هم قرار دادیم. چندین هفته با هم اجرای تمرین مشترک داشتیم و سپس در جلسهای تصمیم گرفتیم کار را ضبط و آن را به صورت کلیپ آماده کنیم که ضبط صدا در آموزشگاه سار توسط آقای کمیل امینپور با همراهی آقای کامرانی انجام شد و کار تصویر نیز توسط آقای ایرج برهانی همراه با تیمشان در باغ اردلان انجام شد.
- نظرتان در مورد اجرای این کلیپ چیست؟
من فکر میکنم این کلیپ همه جا دست به دست و منتشر خواهد شد. حتی ممکن است این کلیپ به دست نیریزیهای مقیم تهران و حتی خارج کشور نیز برسد و آنجا نیز انتشار یابد.
- برای عضویت در گروهتان باید چه شرایطی را دارا بود؟
خب افراد زیادی در این چند روز با من تماس داشتند و میپرسیدند که میتوانند عضو این گروه باشند یا خیر. در این جا باید بگویم که برای عضو شدن در این گروه، داشتن حداقل یک تهصدا لازم است. به هر حال کسانی که میخواهند عضو جدید شوند، باید تست صدا دهند؛ مانند همه کسانی که الان در گروه هستند و تست دادهاند و تستشان تأیید شده است.
همچنین افراد میتوانند در گوگل نیز سرچ کنند و ببیند افرادی که میخواهند وارد گروه کر شوند باید چه خصوصیاتی داشته باشند.
- در حال حاضر چند عضو دارید؟
بچههای گروه ما الان حدود ۶۵ نفر هستند. در این بین استقبال خانمها بسیار بیشتر است؛ به طوری که میشود گفت بین ۸ تا ۱۰ نفرشان آقا و مابقی خانم هستند. همچنین باید بگویم اعضای ما در اجرای اول حدود ۴۵ تا ۴۷ نفر و در اجرای دوم که ترکیبی از گروه کر و دف بود، روی هم رفته ۶۳ نفر بودند.
- آیا تاکنون ترانهای در مورد نیریز خواندهاید؟
با این گروه نه، اما قبلاً به صورت تکخوانی در مورد نیریز اجرا داشتهام که این کار حتی به صورت یک کلیپ ساده درآمد و در بسیاری از جاها از آن استفاده شد.
- برنامه آینده گروه چیست؟
امیدوارم ما بتوانیم این کار را به بهترین نحو، در کنار دیگران ادامه دهیم. عدهای میگویند قطعه بعدی در مورد خود نیریز باشد و عدهای دیگر موافق این موضوع نیستند و میگویند اگر مربوط به نیریز باشد، تنها در خود نیریز کاربرد دارد.
آنها معتقدند اگر قرار باشد در مورد این کار زحمت بکشند، باید کاری باشد تا در استان و کشور دیده شود؛ ترانهای که بشود آن را همه جا اجرا کرد.
- آیا تا به حال کلیپی هم از شما در صدا و سیما پخش شده است؟
زمانی که معلم بودم و آقای کریمی رئیس آموزش و پرورش بود، ما گروه سرود معلمها را داشتیم. کار ما به صدا و سیمای فارس رفت و آنجا در تلویزیون اجرا شد.
بیشتر کارهای ما با آقای کامرانی بود؛ البته قبلاً گروههای دیگری نیز داشتیم.
ترانهای داشتیم به نام «یا مولا دل از کف دادهام» که از صدا و سیمای فارس پخش شد. در کنار آن آهنگهای فولکلوری نیز اجرا کردیم که در آن من خواننده بودم، زندهیاد مرتضی مرتضوی سهتار، آقای هادی طغرایی نی و آقای کیخسروی هم نوازنده تنبک بودند. این کار نیز در صدا و سیما پخش شد.
صحبت پایانی؟
از افراد میخواهم بر ترس خودشان غلبه کنند و در هر سنی هستند دنبالهرو هنر باشند. یک زمانی من در کانون، علاوه بر ریاضی، الکترونیک و سرود و کلاس دیگری به نام آسماننما هم تدریس میکردم که در مورد ستارهشناسی بود. همان زمان در اصفهان، کسانی را که این کلاسها را برگزار میکردند جمع کردند تا ما یک هفته در آن جا تمرین داشته باشیم. ما در آن یک هفته، یک سری کارهای جانبی هم انجام دادیم؛ مانند این که در یک سالن بزرگ افراد را جمع کردند و گفتند هر کس هر هنری دارد، بیاید و آن را اجرا کند.
به خاطر دارم همان زمان یک آقای مُسن روی سن رفت و یکی از ترانههای مجید اخشابی را خواند که حضار او را بسیار تشویق کردند. زمانی که ایشان میخواندند، من به خودم گفتم من که خیلی بهتر از ایشان میخوانم؛ چرا من نخوانم؟
در آن جمع مجری گفت کسی هست که بتواند مانند ایشان بخواند؟ من دستم را بالا آوردم و گفتم من میتوانم بخوانم و، چون قبلاً مانند این سرود را تمرین داشتم، روی سن رفتم و خیلی بهتر از فرد قبلی خواندم که بسیار موردتشویق حاضرین قرار گرفت.
میخواهم این نکته را بگویم که انسان اگر بخواهد، میتواند هر کاری انجام دهد.
در پایان از آقایان ابراهیمپور، همتایی و کامرانی کمال تشکر را دارم که بسیار با ما همکاری و زمینه رشد گروه را فراهم کردند. البته ما کمبودهای دیگری مانند دیتا پروژکتور، لپتاپ و... نیز داریم که امیدواریم توسط افراد خیر رفع شود.
*****
در ادامه گپ و گفت مختصری نیز با اعضای گروه داشتیم.
حبیب صفاجو در دوره تربیت معلم یعنی از سالهای ۶۹-۶۸ با آقای کامرانی سرود کار میکرده و تکخوان گروه نیز بوده است.
او از آذرماه سال ۱۴۰۳ با این گروه همراه شده. جمع شدن افراد در گروه را کاری سخت میداند؛ ولی اعتقاد دارد باید مقید بود و در همه جلسات به طور مرتب شرکت کرد.
او که با آقای معانی دورهای از خوانندگی را گذرانده است، سال ۶۹ در حضور پسر شهید مطهری کار تکخوانی انجام داده است.
مریم یاربی از فرهنگیان نیز قبلاً از اعضای کر فرهنگیان بوده است. موسیقی را غذای روح میداند و عقیده دارد میتوان از همه چیز زد و به موسیقی روی آورد.
میگوید: شاید بتوان با گوش دادن به موسیقی هم لذت آن را درک کرد؛ ولی وقتی در جوّ آن قرار میگیری، حس آرامش و حال بسیار خوبی به انسان دست میدهد. برای انجام این کار، داشتن گوش، هوش، درک از موسیقی و تهصدا را لازم میداند.
محمدحسین حسنپور ۴۰ ساله و مکانیک است. او حدود پنج ماه است که از اعضای گروه کر نیریز است و توسط همسرش که از شاغلین فرهنگی است، با این گروه آشنا شده.
او که مداحی میکند و نوحه نیز میخواند، کار کردن در گروه کر را نه سخت و نه آسان میداند. ولی میگوید لازمه این کار پشتکار و علاقه است.
مریم حیدری سروستانی از زنان خانهداری است که چهار پنج ماهی میشود عضو گروه شده. خواندن، ضرب و دف را از زمان بچگی دوست داشته و گاهی در گروههای دوستانه و جمعهای فامیلی نیز میخوانده است؛ با این حال تجربه خاصی در این زمینه نداشته است. او شرکت در گروه کر را بسیار روحیه بخش میداند و امیدوار است این گروه تداوم داشته باشد.
*****
اسامی اعضا گروه همخوانی(کر) و گروه دف نوازان به تفکیک:
گروه همخوانی
مربی و استاد راهنمای گروه : استاد نادر کامرانی
سرپرست، مربی و مدیر گروه : آقای محمد پیروزمند
آقایان
حامد مصباحی - حبیب اله ابراهیم پور- کاظم پیروزمند - ابراهیم میرغیاثی - قاسم زارع-
محمد دیمه کار- محمد امکانی - محمد حسین حسن پور
خانم ها
آمنه داوطلب - مریم یاربی - زهرا معماری - اعظم پهلوان- فاطمه پیروزمند - شهربانو پیروزمند - فاطمه یزدی نژاد-
افسانه شاهسونی - فاطمه محسنی - فرزانه راحت - شهلا زرپرور- دکتر مریم صادق- زهرا آزاد- پریوش یادگار-
مریم اکبری - مژگان اسفندیاری - طیبه پرنیان - معصومه عابری - مینا کیهانی- نجمه بهدادفر- نیلوفر یادگار-
زبیده سمیع پور - حبیبه زمانی تاش - حبیبه نظری - سمیه فرجاد - فاطمه سرافراز- نرگس مهرآوران-
فاطمه غفار نژاد - فاطمه معماری - فرزانه مصباحی - فریبا منفرد - فریبا یاربی- فاطمه لاله زار-سکینه ایزد پناهی - رضیه حائم- سعیده جوهری - ایراندخت محسنی - آزاده افسر-
لیلا نصرتی- اعظم خادم- محبوبه عباس نژاد - مریم عباس نژاد-
صدیقه موسوی زاده - طاهره پرنیان - زهرا عسکری-مریم حیدری - طاهره نصرتی - طیبه پور زین العابدین
گروه دف نوازان
مربی و سرپرست گروه : استاد عماد کیخسروی
آقایان
مهدی گلکار- ابوالفضل زردشت – امین جلالی
خانم ها
مهران اکبرزاده – الناز قره چاهی – الناز زمین نورد – زهرا زهری- مطهره حدادان- زهرا اهل -فاطمه رخشان فر – فاطمه مبارکی- اختر شاهسوندی -راضیه توانگران-لیلا کریم زاده – ثنا مظفری –حبیبه زمانی تاش_سعیده فتاح پور


