تعداد بازدید: ۲۸۵
کد خبر: ۲۴۳۶۸
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2025 04 October
ماجراهای تبعه موجاز

تَریاک گَران، اعصاب ارزان

نویسنده : نجیب

- جمع کون، زولَیخا جان! زود جمع کون که باید روان شویم طرف وَلایت خودَمان.

- باز چَه شده نجیب؟ چَرا باز قاطی بَکردی؟

- چَه شده؟ دیگر چَه باید می‌شد؟ مگر نَظاره نمی‌کونی دو روز است این زهر ماری بَ دستم نیامده که کَشیده کونم؟ پول و پله کندَه‌کاری‌ام در این وَلایت جواب نَمی‌دهد؛ تَریاک شده کیلویی 150 مَیلیون! منِ خاک بَ سر، چَطور از پس روزانه ده بس تریاک بر بیایم؟ حداقل افغانیستان ارزان است و نرخ دالِر این قدر گران نشده.
-  خب، ترک بَکون.

دو دستی سر خود را بَگرفتم و گفتَه کردم: «ترک کونم؟ بَ همین آسانی؟ مگر پفک یا آبنبات است؟ شما همان گوشت کیلویی 800 هَزار تومان را که امروز گفتی برو بَخر، مَتانی دو روز ترک کونی تا ارزان شود؟»

همین را بَگفتم و با حرص از خانه بیرون زدم تا یَک کیلو گوشت بَخرم. ولی هر قصابی که روان شدم، بسته بود.

تعجب بَکردم، از مردم پرسیدم، گفتند: «قصاب‌ها اعتصاب کرده‌اند؛ می‌گویند گوشت ارزان است و باید گران شود!»

ناامید شدم،  روان شدم طرف دکان تریاکیِ غلام که پولم را بدهم تریاک حداقل دل و دماغم را گرم کند.

غلام‌جان با خنده بَگفت:

-  نجیب! برو امروز تَریاک نَمی‌فروشم، اعتصاب کرده‌ایم!

-  ای وای، تو هم؟ این‌بار بَ خاطر چی؟

-  قَیمتش زیاد شده، مَخواهیم دَولت کاشتش را آزاد و  نرخش را پایین کوند.

زُل ماندم بهش. بَگفتم:

- شماها هم از قصاب‌ها یاد بَگرفته‌اید که وقتی کم می‌شود، باید اعتصاب کونید؟

غلام‌جان بَگفت:

-  نی، قصاب‌ها مَخواهند گَرانی را بالا بَبرند، ما مَخواهیم ارزانی بیاوریم، فرقش همین است.

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها