تعداد بازدید: ۱۴۱
کد خبر: ۲۴۱۲۲
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2025 06 September
شاعری پشت میز کافه

خود را فراموش می‌کنم تو را هرگز

نویسنده : یلماز اردوغان 

زاده۴ نوامبر ۱۹۶۷، شاعر ، کارگردان و هنرپیشه اهل کشور ترکیه. 

اصالت کرد دارد و متولد شهر حکاری است. این هنرمند از سال ۱۹۹۵ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده‌است.

***
با خوابیدنت / تنهایی به سراغِ شهر می‌آمد
با بیدار شدنت / در رخسارِ من فصل تغییر می‌کرد
تو از دوست‌داشتنِ پنهانی‌ام خبردار نمی‌شدی
عشقت در دلم می‌پژمرد
نامت بهار بود
دامن‌کشان از کوچه‌ی ما می‌گذشتی
کوچه در سکوت فرو رفته/ تو را می‌نگریست
از پاییدنِ پنهانی‌ام خبردار نمی‌شدی
چشمانم از چشمانت هراس داشت
به‌خاطر دارم /نامت بهار بود
به‌هنگام انتظارت در ایستگاه / در کوچه سوری برپا می‌شد
مدرسه رفتنت  / به‌سان وداع ابدی بود
تو آگاه نمی‌شدی / از بدرقه‌کردن صبح‌گاهی‌ام
قلب من به درازای راه، / از پی‌ات می‌گریید
به خاطر دارم  / نامت بهار بود 

***
جست‌وجو می‌کنم / در میانِ سوزِ سردِ پاییزی
میانِ آفتابِ صبح  / میانِ روشناییِ ماه
گم‌شده‌ی روزم را ،شبم را
نبودنت دردناک بود / چون زخمِ خنجر
حرفهایت دردناک بود / چون گلوله
در روز قیامت تو را پیدا می‌کنم
خود را فراموش می‌کنم / تو را هرگز

***
اگر در راه زیستن / باید چنین مرگی باشد
اگر در راه دوست داشتن / باید چنین دردهایی را تحمل کرد
اگر در راه زندگی/ باید چنین جنگی باشد
بسیار خوب! / پس در راه تو / چرا باید آزرده شد؟

شاعری پشت میز کافه

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها