برای حالِ دلِ مادرمان ایران
این روزها حالِ دلِ مادرمان «ایران» خوب نیست.
اگر بخواهیم بحرانها را برشماریم پرشمارند؛ از محیطزیست گرفته تا کمآبی و بیبرقی، از خطری که خزر را تهدید میکند، مشکلات اقتصادی، مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای فلجکننده، خطر بروز جنگی دوباره، مشکل مسکن و اشتغال و تولید و هزاران مشکل ریز و درشت دیگر که حالا زندگی همه ما را فرا گرفته.
چاره چیست؟ باید انتظار کشید و صبور بود تا بلکه نوری بتابد و فرجی شود. حل برخی از این بحرانها کار یک روز و دو روز نیست. باید برنامههای بلندمدت تدوین شود و سالها کار سخت تا بلکه آرام آرام مشکلات از پیش روی مردم کنار رود.
گرچه برخی مشکلات ما حتی با یک جلسه و اندکی درایت حل میشود از جمله فیلترینگ یا کندی دیوانهکننده اینترنت که روی اعصاب این مردم بیچاره است. ولی انگار درایتی و همتی نیست تا اندکی آبِ خوش از گلوی مردم پایین رود.
در این شرایط ما باید خودمان هرچه از دستمان میآید برای خوب کردن حالِ دلِ دیگران و هموطنان انجام دهیم. کارهایی که شاید کوچک به نظر برسد، ولی اثرات بزرگ دارد. از جمله:
- هوای پاکبانان شریف را داشته باشیم که در این روزهای سخت و گرمای هوا کار میکنند. شده با انعامی کوچک و تشکری گرم.
- وقتی بنزین میزنیم، مبلغ بیشتری کارت بکشیم تا به کارگر پمپ بنزین برسد.
- هنگام رانندگی در خیابان، به تاکسیها بیشتر راه بدهیم که نانشان در همین ترافیکها و گرما و شلوغیهای نفسگیر تأمین میشود.
- در این بازارِ کمرونق، از دستفروشها و کاسبانِ خُرد تخفیف نگیریم.
- به نوجوانان و جوانان احترام بگذاریم. حتی اگر از روی ناآگاهی گستاخی کردند. آنان گناهی ندارند.
- هر کس در هر شغلی حداکثر توان خود را بگذارد تا مشتریها راضی باشند.
- در شریطِ کمبودِ کالا (مثل همین برنج در نیریزِ خودمان) دست به خرید اضافه و احتکارِ خانگی نزنیم.
- اخبار ناخوشایند را در حضور کودکان و سالمندان و اعضای خانواده تکرار نکنیم و بلکه حرفهای امیدوار کننده بزنیم.
- اگر تمکن مالی داریم، در انظار عمومی نمایش ثروت ندهیم.
(در خیابان دیدهایم که در برخی خودروهای شاسیبلند، کودکان سر خود را از سانروف بیرون آوردهاند. این کار جدای از خطراتی که دارد، برای دیگر کودکان، احساس ناکامی و کمبود ایجاد میکند)
- فضای مجازی محل خوبی برای نمایش خوشبختیها و شادیها و جشنهای شخصی ما نیست. این کار نوعی ریا و خودنمایی است. بیتردید همه ما در زندگی شخصی ناراحتی و کمبود و دعوا داریم. اینها را نمایش نمیدهیم چون فکر میکنیم حریم شخصی است. در حالی که شادیها هم حریم شخصی است. در فضای مجازی تا جای ممکن باید آگاهیبخشی کنیم برای زندگی بهتر جمعی.
- اگر بسته پستی ما دیر رسید، مأمور پست گناهی ندارد. اوقات او را تلخ نکنیم.
- تا جای ممکن از مغازههای شهر خودمان خرید کنیم حتی اگر کمی گرانتر است.
- محیطزیست و کوچه و خیابان را آلوده نکنیم و حتی زبالههای دیگر افراد را هم جمعآوری کنیم.
- آب را هدر ندهیم و قدر این ذخیرههای گرانبها را بدانیم.
به این لیست خیلی کارهای دیگر را هم میتوان افزود. این کارها هرچند کوچک به نظر میرسد، اما وقتی همگانی باشد اثرات بزرگ و ماندگار دارد. حداقل نتیجهی آن این است که حال خودمان را خوبتر میکند. به امید ایرانی شاد، آرام، امن، مرفه و سبز.
چنین باد



