تناسب اقتدار و عاطفه در تربیت فرزند
دو موضوع مهم و کاملاً جدا از یکدیگر در مسئله فرزندپروری وجود دارد که یکی اقتدار است و دیگری محبت. جدا نکردن این دو از یکدیگر باعث خواهد شد تا پدر و مادر دچار احساس گناه شده و دلسوزی را جایگزین مهرورزی کنند. والدین با این کار عملاً از مسیر تربیت درست خارج شده و با دست خود کودک مشکلدار به جامعه تحویل میدهند. اقتدار و عاطفه، هر دو لازمه تربیت هستند و این دو بالهای راست و چپ اوج گیری رشد روانی یک کودک به حساب می آیند.
اما اقتدار چیست؟
اقتدار یعنی حرفی را که به کودک زدهایم عوض نکنیم. والدین باید روی حرف خود بایستند و حرفهای خود را به راحتی با بدخلقی و چانهزنی کودک تغییر ندهند.
کودک باید بداند که نفر اول خانواده نیست و با والدین خود فاصله ای دارد که با بزرگ شدن، آرام آرام همسطح آنها خواهد شد. بنابراین هنگامی که والدین محدودیتهایی مانند ساعت خواب یا ندیدن برنامه تلویزیونی مخصوص بزرگسالان یا بستن کمربند و ... را اعمال میکنند کودک موظف است آنها را اجرا کند.
قدرت همراه با خرد و مهربانی اقتدار است و قدرت بدون این دو، چیزی نیست جز استبداد و دیکتاتوری.
چه عواملی باعث میشود مادر نتواند اقتدار خود را حفظ و اِعمال کند؟
- ترس از اینکه دیگر کودک آنها را دوست نداشته باشد.
- احساس میکنند پدر و مادر خشن و بیرحمی شدهاند.
- ترس از اینکه به شخصیت کودک آسیبی برسد.
- چون خودشان در کودکی تنبیه شدهاند از تنبیه واهمه دارند.
- گاهی هم از بروز اختلاف در خانواده میترسند.
در زمانهایی که مقتدرانه با کودک رفتار میکنید و کودک شما را متهم به نامهربانی میکند با او اینگونه سخن بگویید:
- من تو را دوست دارم و به همین دلیل آینده تو برای من مهم است.
- ️گاهی برای محافظت از تو، باید تو را از چیزهایی منع کنم.
- ️وقتی بزرگتر شدی خواهی فهمید که من برای تو کار بزرگی انجام دادهام.
البته فراموش نکنیم که ما از کودک نمیخواهیم مطیع ما باشد. تنها از او میخواهیم ضوابطی را که به او یادآوری میکنیم رعایت کند.
برگرفته از:
فیروزی، حسام (۱۳۹۳) واکسیناسیون روانی کودک، تهران: انتشارات نگاه.


