با لبهای تو نیازی به کلمهها نخواهم داشت
زاده ۱۹۰۰، شاعر و فیلمنامهنویس فرانسوی بود.
با تماشای فیلمهای چارلی چاپلین شیفته سینما شد و بعدها برای کارگردانهایی مثل ژان رنوار، کلود اوتان-لارا و مارسل کارنه فیلمنامه نوشت. از آن طرف، پای ثابت محفل سوررئالیستها بود. با لویی آراگون و آندره بروتون حشر و نشر داشت و شعر میسرود. شعرهایی که همیشه تا زمان مرگش، و پس از آن خوب فروش میرفت و بسیار خوانده میشد.
شعرهای او در جهان فرانسهزبان بسیار رایج است و در کتابهای درسی این زبان بسیار نقل شده. وی در سال ۱۹۷۷ چشم از جهان فرو بست.
*****
می خواهم بمیرم
می خواهم یک میلیارد بار بمیرم
و در جهانی برخیزم
که همسایگان یکدیگر را بشناسند
و مردم
همه رنگ ها را دوست بدارند
می خواهم در جهانی برخیزم
که عشق به قیمت لبخند باشد
مردان نَمیرند
زنان نگریند
و همهی کودکان، پدران خود را بشناسند
عدالت باغی باشد
که مردم در آن سیبهای یکسان بخورند
و یکسان بمیرند
میخواهم یک میلیارد بار بمیرم و در جهانی برخیزم
که هیچ انسانی، بیش از یک بار نمیرد.
*****
لبهایت را بیشتر از تمامی کتابهایم دوست میدارم
چرا که با لبان تو
بیش از آنکه باید بدانم ، میدانم.
لبهایت را بیشتر از تمامی گلها دوست میدارم
چرا که لبهایت لطیفتر و شکنندهتر از تمامی آنهاست.
لبهایت را بیش از تمامی کلمات دوست میدارم
چرا که با لبهای تو
دیگر نیازی به کلمهها
نخواهم داشت...



