تعداد بازدید: ۵۹۹
کد خبر: ۲۳۸۸۴
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰ - 2025 09 August

شهرام شب‌پره در «با ضیا» چه گفت؟

شهرام شب‌پره در «با ضیا» چه گفت؟ شهرام شب‌پره خواننده، نوازنده و آهنگساز ایرانی مقیم لس‌آنجلس در سال‌های اخیر تلاش‌هایی داشته برای بازگشت به وطن تا بعد از حبیب محبیان و فریدون آسرایی، سومین خواننده مشهوری باشد که از آن طرف به ایران می‌آید.

شهرام شب‌پره به تازگی در گفتگویی تصویری با علی ضیاء-از مجریان سیمای جمهوری اسلامی- شرکت کرده و نوعی برون‌ریزی داشته نسبت به همکاران لس‌آنجلسی خود‌.

سینماروزان بخش‌هایی خواندنی از گفته‌های این خواننده را منتشر کرده است:

◻ بعد از کلاهبرداری اخير در کنسرت خداحافظی‌ام-ماجرای علیرضا امیرقاسمی-  دیگر به همه بدبین شده‌ام.

◻ من آهنگ هیچکس را نمی‌توانم بخوانم و هیچکس هم نمی‌تواند آهنگ من را بخواند. من عاشق مارتیک هستم ولی شش و هشت من را مارتیک نمی‌تواند بخواند!

◻ ابی در خانه نشسته بود، من او را به امریکا آوردم و به جای لیلا فروهر کنار خودم در کاباره تهران برایش برنامه گرفتم ولی الان کجاست؟ جواب تلفن مرا هم‌ نمی‌دهد.

◻ ویگن گیتار را آورد به موسیقی پاپ و من سازهای بادی را آوردم. من نمی‌توانم کسی را خواننده کنم بجز آنهایی که خواندن، بلدند.

◻ ناهید را من خواننده کردم چون برایش آهنگهایی ساختم منطبق با صدایش. آهنگی ساختم برایش با مطلع «دلکم دلبرکم» که با آن میلیونها دلار پول درآورد.

◻  بعد از انقلاب وقتی به آمریکا رسیدم آن قدر بیچاره بودم که پول تاکسی نداشتم و از خانه پیاده می‌رفتم تا کلاب ولی وقتی آهنگ دیار را ساختم و گل کرد آن قدر درآمد ایجاد شد که با پولش ۷ خانه خریدم! 

◻ شهره صولتی و اندی و شاید بیژن مرتضوی به خاطر مردم و بدون پول می‌خوانند ولی بقیه خوانندگان همه پولکی هستند.

◻ اینکه می‌گویند پیتزا دلیوری بودم کاملاً دروغ است چون جز آهنگ سازی کاری بلد نیستم.

◻ زندگی من شش و هشت است. مخالف پلی بک خوانی جوانان هستم چون خواننده جوان باید لایو بخواند. خودم چهل شب کنسرت گذاشتم و همه هم اجرای زنده.

◻ لس‌آنجلس جای داغونی است و همه میوه‌هایش و غذاهایش هورمونی است، امنیت هم که هیچی. هرچه می‌خوری ورم می‌کنی. بیمه‌های درمانی آمریکا هم تعریفی ندارد.

◻ داریوش آدم با جرأتی است و مشکل من و داریوش در زمان اعتیاد و بدبختی داریوش بود و واقعاً داریوشِ معتاد از خود بیخود بود. داریوش در اوج اعتیاد پدری از ما درآورد که نگو؛ حدود سی سال پیش من و مهستی و داریوش یک‌تور کنسرت داشتیم دور دنیا. داریوش در سفر خیلی عصبی بود و مثلاً یک شب گفت من باید اول بخوانم. من گفتم اگر اول بخوانی نصف جمعیت می‌روند. روز بعد گفت می‌خواهم آخر بمانم. روز بعد گفت ارکستر به مهستی نمی‌دهم و کلی داستان دیگر.

◻ ابی زن ذلیل است و رفقای چهل ساله اش را به خاطر زنش کنار گذاشت و متأسفانه کاری کردند ابی روی استیج بخوابد.

◻ چرا اجازه نمی‌دهند ما در ایران بخوانیم؟ 

چطور خوانندگان داخلی به آمریکا می‌آیند و می‌خوانند پس چرا ما نباید به زادگاه‌مان برویم و بخوانیم؟

◻ عشق را دوست دارم و از نفرت بدم می‌آید.

◻ عاشق ری چارلز، بیتلز، مایکل جکسون و جیمز براون هستم.

◻ اگر انسان نبودم دوست داشتم عقاب بودم.

◻ اگر خدا را ببینم بهش می‌گویم: چرا آدم بدبخت روی زمین زیاد است.

◻ اگر خدا مرا ببیند می‌گوید: تو بنده بدی نبودی.

◻ زندگی چیزی نیست جز گذران وقت الکی تا تمام شود‌.

◻ بزرگترین ترسم این است که قبل از پروازم - مرگ -  نتوانم ایران را ببینم. 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها