تعداد بازدید: ۱۳۷
کد خبر: ۲۳۸۴۹
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2025 02 August
جرعه‌ای از ادبیات

نبینی هیچ‌کس عاجزتر از خویش

یاد دارم که در ایام طُفولیّت مُتَعَبِّد بودمی و شب‌خیز و مُوْلَعِ زهد و پرهیز.

شبی در خدمتِ پدر، رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مُصْحَفِ عزیز بر کنار گرفته و طایفه‌ای گردِ ما خفته.

پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه‌ای بگزارد. چنان خوابِ غفلت برده‌اند که گویی نخفته‌اند که مرده‌اند.

گفت: جانِ پدر! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستینِ خلق افتی.

نبیند مدّعی جز خویشتن را
که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشمِ خدابینی ببخشند
نبینی هیچ‌کس عاجزتر از خویش

پی‌نوشت:

مُوْلَعِ = شیفته
مُصْحَفِ عزیز= قرآن
دوگانه‌= نماز صبح
در پوستینِ خلق افتادن= کنایه از غیبت کردن

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها