کاریکلّهماتور
کاریکلّهماتورهای جاوید
- قصاب و نویسنده نان از قلم می خورند.
- بدهکار التماس می کرد اما طبلکار گوشش به حرف های او بدهکار نبود.
- کاش ترازوی عدالت نیاز به پارسنگ نداشت.
- زیرمیزی ندادمش،گزینه های بدی روی میز گذاشت.
- آدم بی بخاری بود،همیشه اتو بخار همراه داشت.
- کفشم پایم را زد، ادبش کردم.
نظر شما


