زین قند پارسی
پارسی بگوییم و بنویسیم
تصحیح کردن = درست کردن
تصدیع دادن = مایه سردرد شدن، سر کسی را به درد آوردن
تصدیق = گواهی
تصدیق کردن = گواهی دادن، راست انگاشتن، راست انگاری، درست شمردن، راست دانستن، راستگوخواندن
تصرّف = دستیابی، به دستگیری، دستکاری؛ از آنِ خود کردن
تصعید = مه شدگی
تصفیه = پالایش، پاکسازی
تصمیم = آهنگ کردن، برنامهریزی، خواست
نظر شما


