تعداد بازدید: ۴۰
کد خبر: ۱۷۶۴۶
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۱ - 2023 05 August

در شماره‌های پیشین درباره واژه خرافه و خرافات و تحریف در واقعه عاشورا مطالبی بیان شد.

در این شماره ادامه مطالب را می‌خوانید.
*****
باید شیعه به عنوان مذهبی معرفی شود که اسلام را با پیروی از اهل بیت (س) دقیق‌تر و بهتر از دیگران می‌شناسد و با سرمشق گرفتن از امامان معصوم (س) بیش از دیگران پایبند رفتار درست و تقوا و پرهیز است.

این مکتب باید با تکیه بر عقلانیت و روشن‌اندیشی و دقت نظر شهرت یابد.

چنان که پیروان این مکتب باید نماد دین‌داری و دلسوزی و مهربانی به مردم باشند.

دریغا که رفتار خرافی شیعیان در روز عاشورا، این مکتب و پیروان آن را به گونه‌ای معرفی می‌کند که اثری از خردورزی و رفتار عاقلانه و تدبیر‌های انسان‌دوستانه‌ی جهانشمول، دیده نشود.

انصاف باید داد که مردم جهان در این روزگار که عصر ارتباطات است و نیز در این شرایط که به دلایل مختلف توجه جهانیان به جامعه شیعه زیاد شده است، ولی ما با گریه، بر سر و صورت خودزدن، به هوا پریدن و افتادن، زنجیر و قمه زنی و خراشیدن و زخمی کردن بدنمان با تیغ‌های به زنجیر بسته، خودمان را چگونه معرفی می‌کنیم؟! مردم دنیا چه برداشتی از ما خواهند داشت؟! آیا این آداب و رسومِ خود ساخته یا به تقلید از هندیان و مسیحیان پدید آمده، شیعه را تحقیر نمی‌کند؟! با پیدایش این گونه رفتار‌های خرافی، علمای شیعه به اعتراض برخاستند مانند مرحوم محدث نوری و سید محسن امین و سید ابوالحسن اصفهانی و دیگران که در این باره فتوا‌های شجاعانه داده‌اند.

اما عده‌ای از روحانیان یا سکوت کرده‌اند و یا به این فتوا‌ها اعتراض نمودند؛ و سرانجام عوام از سکوت علما بهره گرفته و به کار خود ادامه دادند و روز به روز هم بر کمیت و کیفیت این بدعت‌ها افزودند.

بدین‌سان شیعه به جای آنکه آراینده‌ی مکتب اهل بیت باشد، آلاینده‌ی آن شدند و از این راه به شیعیان، طعنه‌ها زده و نکته‌ها گرفته‌اند.

اینک بر متفکران و روشن‌اندیشان شیعه لازم است که با شجاعت و شهامت در برابر این خرافات ایستادگی کنند.

باید به رسانه‌های جهانی بنگرند که چگونه در اینترنت، هر جا سخن از خرافه است، تصویر‌های متعددی از عزاداری خرافی شیعه و دخیل بستن و رفتار‌های عجیب و غریب آن‌ها مشاهده می‌شود.

در پایان دو نکته را یادآور می‌شوم: 
یکی اینکه ما در انجام هر عملی باید به این دقت کنیم که هدف ما از این عمل چیست؟ اگر آن هدف، یک هدف درست و واقعی بود، عمل ما به عنوان وسیله‌ی رسیدن به آن هدف، ارجمند خواهد بود.

گرچه همیشه هدف نمی‌تواند وسیله را توجیه کند.

اما به هر حال من از این مسئله قطع نظر می‌کنم. من هدف را به طور مطلق در نظر می‌گیرم، چه بتواند وسیله را توجیه کند یا نتواند؛ بنابراین ما باید نخست به این نکته فکر کنیم که با رفتار خود به مناسبت عاشورا، می‌خواهیم چه چیز را دنبال کنیم و به کدام هدف برسیم؟ بی‌تردید هدف عاشورا و عاشورائیان، جز این نیست که می‌خواهند به راهی بروند که امام حسین علیه السلام رفته است.

راه امام حسین علیه السلام راه مبارزه با سلطه باطل و ستمگر بود.

سلطه‌ای که علاوه بر قدرت‌طلبی، با تعصبات قومی و نادانی و جهالت نیز همراه بود و حتی از دین به عنوان ابزار بهره می‌گرفت؛ و مخالف خود را اگرچه امام حسین علیه السلام باشد، تکفیر می‌کرد و دشمن دین و ویرانگر جامعه مسلمانان معرفی می‌نمود.

اکنون ما باید اعمال و رفتار خودمان را در جهت مبارزه با ستم و ظلم و جهل و تعصب و بهره‌گیری ابزاری از دین و مذهب قرار دهیم آنگاه ببینیم که با فلان رفتاری که انجام می‌دهیم، به این هدف‌ها نزدیک می‌شویم یا نه؟ یعنی باید ببینیم که این وسیله‌ها ما را به آن هدف‌ها می‌رساند یا نه؟ اگر نتوانیم با این کار‌ها به آن هدف‌ها برسیم، بی‌تردید دچار خرافه شده‌ایم.

زیرا یکی از نشانه‌های روشن خرافه، آن است که میان کاری که انجام می‌دهیم با هدفی که دنبال می‌کنیم، رابطه واقعی نباشد.

بلکه این رابطه فقط در توهّم ما به وجود آمده باشد.

مثلاً ما چنین توهّم کرده‌ایم که پاشیدن آب جوش در شب، به بچه‌های جن و پری آسیب می‌زند و آنان نیز به مقام انتقام برمی‌آیند.

این یک توهم است و دلیل عقلی و عینی ندارد.

قمه و زنجیرزنی ما نیز چنین است یعنی اینگونه کار‌ها با هدف‌های امام حسین (ع) ارتباط واقعی ندارند.

جز اینکه ما دچار توهم شده‌ایم و گمان می‌بریم با این کار‌ها، قدم در راه امام حسین (ع) می‌گذاریم.

دیگر اینکه معمولاً این کار‌ها را از روی عشق و علاقه به امام حسین علیه السلام انجام می‌دهیم، اما هیچ فکر نمی‌کنیم که آیا ایشان از این‌گونه ابراز محبت خوشش می‌آید یا نه؟ مثلاً فرض کنید که ما در زمان زندگی حضرت فاطمه (س) زندگی می‌کردیم و ثروتمند هم بودیم.

آنگاه  از روی عشق و علاقه یک قصر مجلل با در و پنجره  زرین می‌ساختیم و از فاطمه (س) می‌خواستیم که بیاید و در آنجا زندگی کند.

آیا فاطمه (س) آن را از ما می‌پذیرفت و محل زندگی خود را از آن خانه کوچک و گلین به آن قصر مجلل تغییر می‌داد؟! بی تردید نه.

فاطمه (س) به عنوان دختر پیامبر، این کار را از ما نمی‌پسندید و به ما می‌گفت که شما این همه ثروت را اگر از راه حلال هم به دست آورده‌اید، در کمک به نیازمندان هزینه کنید و مشکل گرفتاران را حل نمایید.

این در شأن من، پدرم و شوهرم نیست که در چنین خانه‌ای زندگی کنیم.

پس باید با آهنگی که خود می‌نوازیم، نرقصیم و شیوه ابراز محبت را به دلخواه خود و برابر با فکر و فرهنگ خود، سامان ندهیم.

دوستی ما با آنان بنا به گفته خودشان تنها از یک راه قابل ابراز است و آن راه بندگی خدای یگانه است.

علی علیه‌السلام فرمود: هر که مارا دوست داشته باشد، از کردار ما پیروی کند و پرهیز و تقوا را پیشه سازد تا در دنیا و آخرت به کارش آید.

برگرفته از:
یثربی، سید یحیی (۱۳۹۹) فلسفه خرافات/ معرفی و شناخت خرافات، علل و انگیزه‌های گرایش و مبارزه با آن، تهران: امیرکبیر، صص ۲۹۲ تا ۲۹۵

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها