تعداد بازدید: ۲۶
کد خبر: ۱۵۴۲۲
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ - ۲۰:۳۱ - 2022 19 December

خواندن متون کهن برای نوشتن نثرهای امروز، با اینکه شاید تضادی در ظاهرش هست، ولی در باطنش نه. این کار خیلی مفید است.

آقای خرمشاهی در کتاب ترجمه‌کاوی در مقالۀ «فایدۀ خواندن متون کهن برای مترجمان» که این مقاله را به استقبال از مقالۀ آقای غلامحسین یوسفی نوشته است، اشاره می‌کند به اینکه واژه‌ی «پژوهی» را من در دهۀ ۱۳۶۰، همین معاصر و الانِ ایران به‌ کار برده‌ام و اصلاً نبود. یک بار می‌خواستم بگویم که من چه‌کاره‌ام و گفتم: «من حافظ‌شناس و قرآن‌شناسم» و بعد دیدم که این‌ها خیلی ادعاهای بزرگی است. هی فکر کردم، فکر کردم، گفتم: «من حافظ‌پژوهم، من قرآن‌پژوهم.» و به ادعای ایشان قبلاً هم نبود و ظاهراً هم درست می‌گویند.

نکتۀ جالب اینجاست که این پسوند آن‌قدر در فارسی مقبول افتاده و خودش را جا کرده که حد ندارد. شما خیلی می‌شنوید «آینده‌پژوهی»، «سعدی‌پژوهی»، «معماری‌پژوهی»، «شهرپژوهی»، سمینار، کتاب، مقاله، عنوان سخنرانی، خیلی از این استفاده می‌کنند، خیلی هم لذت می‌برند. واژۀ قشنگی است.

حالا آقای خرمشاهی چه می‌گوید؟ می‌گوید من این واژه را از نظامی گرفته‌ام. در یکی از مصراع‌ها این پسوند را استفاده کرده و بعد این پسوند مرده در زبان فارسی، تا ایشان آن را زنده کرده است.

[آن مصرع این است:]

به تعلیم دانش تنومند باد
به دانش«پژوهی» برومند باد

بله، اگر انبان ذهن ما پر باشد، روزی جایی به درد ما خواهد خورد. نگاه به این نکنید که خواندن آن‌ها در ظاهر و خیلی سریع به چه درد شما می‌خورد. بگذارید این ابر ببارد و این برف بر کوهستان ذهن شما بماند. جایی، ماه‌های بعد، سال‌های بعد، در زمین خشکی چشمه‌ای بیرون خواهد زد از آن آب‌ها.

برگرفته از کانال تلگرامی «ویراسـتاران» 

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها