تعداد بازدید: ۱۳۵
کد خبر: ۱۴۶۱۹
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۴۰۱ - ۱۵:۱۶ - 2022 12 September
نویسنده : غلام‌رضا شعبان‌پور/سردبیر نی‌تاک

هفته گذشته گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی درسن ۹۱ سالگی درگذشت. به همین مناسبت به شیوه رهبری و اقدامات و اصلاحات پایه‌ای که در شوروی به وجود آورد می‌پردازیم.

گورباچف اولین رهبر شوروی پس از گذشت ۶۸ سال از پیروزی انقلاب کمونیستی بود که جوان بود و ۱۴ سال پس از پیروزی انقلاب متولد شده بود. او تیزهوش و از خانواده‌ای کشاورز و اولین شغلش پس از گرفتن دیپلم، رانندگی تراکتور بود. بدون پارتی توانست آموزش عالی خود را در دانشگاه دولتی مسکو ادامه دهد. در دوره دانشجویی توانست رده‌های ترقی در حزب کمونیست شوروی را بپیماید و در ۴۹ سالگی عضو رسمی دفتر سیاسی حزب شود؛ دفتری که همه تصمیمات کلان و اصلی ابرقدرت شرق در آن گرفته می‌شد. او جوانترین عضو این دفتر بود و سودای آن داشت که به رهبری برسد و روش فسیل شده و ناکارآمد رهبران پیر و ناکارآمد قبلی را تغییر دهد. بخت با او یار شد و سه رهبر پیر ظرف دو سال و نیم مردند. لذا دفتر سیاسی حزب دست از رویه انتخاب سیاستمداران پیر برداشت و گورباچف ۵۴ ساله را به رهبری برگزید. گورباچف بلافاصله چهره جدید خود را نشان داد. در مراسم تشییع رهبر فوت شده که سران زیادی از کشورهای غربی و شرقی حضور داشتند با آنها ملاقات و دیدگاه‌های خود را مطرح کرد. آنها دریافتند که شورویِ سوسیالیستی دارای رهبری شده که به فکر پرداختن به مشکلات داخلی کشورش است و قصد هزینه کردن روی جنگ تسلیحاتی سرد با غرب ندارد و خواهان کاهش شدید تسلیحات اتمی، موشکی و رقابتهای نظامی است. او دومین رهبر شوروی بود که میان مردم رفت و خود را پشت دیوارهای بلند کرملین مخفی نکرد. به بازدید کارخانجات و مزارع کشاورزی که بر پایه اصول سوسیالیسم همه دولتی بودند رفت. اقدام دیگر گورباچف کوتاه کردن دست نظامیان از حوزه سیاست به عنوان رئیس شورای عالی دفاع بود. عضویت مارشال سوکولوف وزیر دفاع جدید در دفتر سیاسی را لغوکرد. قبل از تشکیل بیست و هفتمین کنگره حزب کمونیست در ۲۵ فوریه ۱۹۸۶ گورباچف دو عضو پیر و قدیمی دفتر سیاسی را عزل و دو نفر جوان را جایگزین کرد. به دنبال آن «تیخونف» نخست وزیر هشتادساله را برکنار و «نیکلای ریژکف» ۵۶ ساله را جانشین او ساخت. ۲۱ نفر از اعضای کابینه هم عوض شدند و جای آنها را تحصیل کردگان ۴۰ تا ۵۰ ساله گرفتند.
گورباچف در یک نطق تلویزیونی اعلام کرد: دولت شوروی تصمیم قبلی خود درباره قطع یک جانبه آزمایشهای اتمی تا اول ژانویه ۱۹۸۷ را مراعات خواهد کرد و بار دیگر به ریگان رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد کرد تا پایان سال ۱۹۸۶ مذاکراتی برای قطع کامل آزمایشات هسته‌ای بین دو کشور آغاز شود. به دنبال این مسئله در اواسط فوریه ۱۹۸۷ در کنفرانسی بین‌المللی «برای دنیای آزاد از خطر اتمی و بقای بشریت» که نزدیک به یک هزار نفر از شخصیتهای سیاسی، دانشمندان، هنرمندان و نویسندگان سرشناس جهانی حضور داشتند گورباچف گفت: دولت شوروی صادقانه خواهان امحاء تسلیحات اتمی و پایان بخشیدن به مسابقه تسلیحاتی است و انجام بسیاری از اصلاحات اجتماعی و پیشرفت اقتصادی این کشور در گرو قطع مسابقه تسلیحاتی و صرف هزینه‌های نظامی برای تأمین و رفاه جامعه است. این سخنان با ابراز احساسات شدید روبرو شد و رسانه‌های جهان آن را منتشر کردند.

گورباچف به رئیس‌جمهور آمریکا پیشنهاد برچیدن کلیه موشک‌های اتمی برد متوسط از اروپا را مطرح کرد. ریگان آن را به عنوان یک گام مهم در راه توافق با شوروی تلقی کرد. اقدام دیگر گورباچف آزادی زندانیان سیاسی و بازگرداندن دانشمندان و روشنفکران تبعیدی بود. در اوایل فوریه ۱۹۸۷ حدود ۱۵۰ زندانی سیاسی آزاد شدند. کتابهایی که مجوز چاپ نگرفته بودند مجوز گرفتند و رفته‌رفته فضای اختناق ناشی از اعتقاد به دیکتاتوری پرولتاریا تغییرکرد.

گورباچف به انتقاد از رهبران قبلی شوروی پرداخت. او بارها و در مواقع گوناگون به نقد سیاست‌های قبلی پرداخت از جمله اینکه گناهان استالین را بسیار عظیم و نابخشودنی می‌دانست. گورباچف ضمن ستایش از شهامت خروشچف در افشای فجایع دوران استالین، روش خود او را در حکومت تأیید نمی کرد و بالاخره در بررسی دوران حکومت طولانی برژنف ضمن تأیید پیشرفتهایی که در سالهای اول رهبری او حاصل شد، شیوه حکومت وی را از اوایل دهه ۱۹۷۰ به بعد به باد انتقاد گرفت و گفت: طی این سالها در نتیجه سوء مدیریت و انحراف از اصول سوسیالیسم روند پیشرفت اقتصادی اتحاد شوروی کند شد و رواج فساد در اشکال مختلف آن، ایمان و اعتقاد عمومی را نسبت به حکومت متزلزل ساخت.

گورباچف با این مقدمه به تشریح و توجیه سیاست نوین «پرسترویکا» یا نوسازی خود پرداخته و هدف از آن را بازسازی و تجدید حیات سویالیسم و جبران عقب‌ماندگی و کمبودهای سالهای اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ و تسریع رشد اقتصادی کشور می‌خواند. در ضمن تأیید می‌کرد که این سیاست با مقاومتهای فزاینده در میان عناصری که به منافع شخصی خود می‌اندیشند مواجه شده و بر لزوم در هم شکستن این کارشکنی‌ها از طرف اکثریت معتقد و اصلاح طلب تأکید می‌نمود.

سرانجام گورباچف به کشورهای اروپای شرقی که بر پایه دیدگاه امپراتوری‌گری سران انقلاب شوروی ضمیمه شوروی شده و هزینه‌های سنگینی بر دوش مسکو تحمیل کرده بودند اعلام کرد منتظر کمکهای مسکو نباشند و سیاست‌های اقتصادی مستقل خود را دنبال کنند. این مسئله موجب استقلال این کشورها شد و ابر قدرت شرق با وجود اینکه از نظر نظامی بسیار از آمریکا پیشی گرفته بود به دلیل مشکلات شدید اقتصادی داخلی دچار فروپاشی شد.

 شاد و سالم و موفق باشید

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها