تعداد بازدید: ۱۰۷
کد خبر: ۱۳۳۷۸
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۳:۰۰ - 2022 21 May
پای درس مرحوم آیت‌الله سید عبدالله فاطمی نیا

من تعجب می‌کنم از بعضی‌ها! یک خانم مؤمن ۲۰ بار به عمره رفته. بار ۲۱ به او می‌گویند بیا این پول عمره را بده برای یک دختر یتیم، می‌گوید: «نه من نمی‌توانم. دوستان همه دارند می‌روند عمره. من چطور نروم؟»

حالا به این خانم بگو شما این همه عمره رفتی، مسئله اخلاق رو در خانه رعایت می‌کنی؟ مگر دین خدا مسخره است؟ هر سال عمره می‌روی یک عیب و بدی را از خودت دور نکردی؟ یا آقا؛ فرقی ندارد. آقا بداخلاق بشود، عبادتش ضایع می‌شود. خانم بداخلاق بشود، عباداتش ضایع می‌شود.
*****
مستحب با جایز فرق دارد. مستحب یعنی وقتی انجامش دادی یک چیزی هم گیرت می‌آید. حالا یکی از مستحبات قاضی که در مسند قضا نشسته این است که اگر متهمی را پیش او آوردند، دید موضوع اتهام از حقوق مردم است، باید ساکت شود شواهد را جمع کند و حکم کند.

اما اگر قضیه از حقوق خدا بود، مستحب است که قاضی حرف در دهان متهم بگذارد. مثلاً متهمی را بیاورند که این شراب خورده. قاضی بگوید: کی؟ نه! یک داروهایی هست برای درد دندان که بوی بدی می‌دهند، این بنده خدا از آن‌ها استفاده کرده است. قاضی باید این‌ها را بگوید. اگر دین این چیزی بود که در کوچه خیابان می‌دیدیم، صرف نمی‌کرد امام حسین(ع) در راهش شهید بشود.
*****
خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.

ببینید خدا چند گناه را نمی‌بخشد: ۱- عمداً نماز نخواندن. ۲- به ناحق آدم کشتن. ۳- عقوق والدین. ۴- آبرو بردن.
این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می‌کرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می‌گویی؟

می‌گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما هیئتی‌ها، مسجدی‌ها و مقدس‌ها آبرو می‌برند.

روایت داریم که می‌فرماید اغلب جهنمی‌ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می‌خورند و از دیوار مردم بالا می‌روند. یک مشت مؤمن مقدس را می‌آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می‌نشینند آبرو می‌برند.

امیرالمومنین(ع) به حارث همدانی می‌فرماید: اگر هر چه را که می‌شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.
*****

فرد وارد بازار قیامت می‌شود، فکر می‌کند خبری است. تعجب می‌کند؛ خدایا پس چه شد؟ نمازها، عمره‌ها؟ می‌گویند تو دل شکستی. ریا کردی. زهر زبان ریختی. ببینید ما درد دل می‌کنیم.

جوان عزیز اگر عروج می‌خواهی، می‌خواهی به جایی برسی از خانه خودتان شروع کن! دل خواهرت را شکستی. برو درستش کن. دل مادر و پدر را شکستی. از خانه شروع کنید.
*****

خداوند در قرآن می‌فرماید بر بنده من کسی تسلط ندارد. تسلط شیطان بر کسانی است که دنبالش می‌روند. جوانان عزیز، اخلاقتان را زیباتر بکنید، نمازها را مرتب بخوانید، مسئله والدین را رعایت کنید و عمل به وظیفه بکنید مطمئن باشید شیطان می‌رود.
*****

سفره خدا بزرگ است. پیرزنی نابینا جلوی حضرت موسی را گرفت. گفت دعا کن خدا چشمانم را برگرداند. حضرت موسی گفت باشد. پیرزن گفت دعا کن جمالم را هم برگرداند. حضرت یک توقفی کرد. با خود گفت چشمانش را خدا داد، دیگر زیبایی و… وحی آمد که موسی چرا فکر می‌کنی؟ مگر از تو می‌خواهد؟

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها