سرگذشت موسیقی ایران
به کوشش کمیل امینپور
مدرس و نوازنده تار و سهتار و مدیرمسئول مؤسسه فرهنگی هنری نواسازان هنر اول سار نیریز
در بخش پیشین، از سنگ نوشتههای طاق بستان نوشتیم و از موسیقیدان شهیر: باربد.
****
وی اهل جهرم بوده و سرود خسروانی را که سرودی مسجع بوده از ساختههای او میدانند. احتمالاً این سرود رسمی در مجلس شاهان ساسانی اجرا میشده است. باربد بربط مینواخت که آن را عود یا رود نیز میگفتند و در آغاز، سه سیم داشت به نامهای زیر، میانی و بم. بعدها رشتههای دیگری به آن اضافه شد و تعداد سیمها به ۵ سیم مزدوج (ده سیم) هم رسید. باربد مبتکر نواهایی است که در حضور خسرو پرویز مینواخته است. مشهور است که وی سی لحن (برای روزهای ماه) و سیصد و شصت لحن (برای روزهای سال) و هفت خسروانی ساخته بود. نام الحان و نواهای دوره ساسانی زیاد است که برخی از آنها عبارتند از: آزادوار (احتمالاً منسوب به آزاده چنگنواز)، پالیزان، سبز بهار، باخَرز، باروزنه، باغ سیاوشان، رامش خوار، راه گل، راهوی، زاغ، سازگری، شادباد، شاوَرد، کاسه گری، شباب، سپهبدان، بندشهریار، تخت اردشیر، گنج گاو، انگبین، گنجوار، گنج سوخته، دلانگیزان، سروستا، چکاوک، خارکن، خسروانی، اشکنه، نوروز بزرگ، نوروز خُردک، نوروز خارا، باد نوروز، ساز نوروز، نوروز کیقباد، نوشین لَبینا، شهر روذ، ره جامهدران، مهرگان بزرگ، مهرگان خرد، نهاوندی، بهمنجنه، تیزی راست، زیر خرد، نیمراست، چغانه، پرده خُرّم، دیر سال، پرده زنبور، در غم، افسر سگزی، تکاو، گلزار، خماخسرو، زنگانه، روشنچراغ، بهار بشکنه، باغ شهریار، پیکر گُرد، گلنوش، تیف گنج، دیور خش، ارجنه، زیرافکن، سیوار تیر، شیشم، سرانداز، قالوس، هفت گنج، گاویرنه، زیرقیصران، زیر بزرگان.

نام تعدادی از سازهای دوره ساسانی به خط پهلویِ ساسانی، از متن زبان پهلویِ کتاب خسرو و غلام
احتمال دارد برخی از نواها یا اسامی فوق در دوره اسلامی وضع شده باشند که تفکیک آنها از الحان ساسانی بعید است. از نغمههای یاد شده برخی نامها بر گوشهای ردیف هنوز باقی ماندهاند، ولی تغییراتی که در آنها در طول زمانی دراز ایجاد شده قابل تخمین نیستند. برخی از این تغییرات عبارتند از چکاوک، نوروز و نوروز صبا در همایون، خسروانی در ماهور، جامهدران در اصفهان، زیرافکن در شور، و نهفت در نوا.
سی لحنی که به باربد نسبت دادهاند عبارتند از :
نوش، گنج بادآورد، گنج گاو، گنج سوخته، شادروان مروارید، تخت طاقدیس، ناقوسی، حقه کاوس، ماه برکوهان، مُشک دانه، آرایش خورشید، نیم روز، سبز در سبز، قفل رومی، سروستان، سرو سهی، نوشین باده، رامش جان، نوروز (ساز نوروز)، مشگویه، مهرگانی، مروای نیک، شبدیز، شب فرّخ، فرّخ روز، کبک دری، نخجیرگان، کین سیاوش، کین ایرج، باغ شیرین.
تجمل در دربار ساسانیان باعث رونق موسیقی در آن دوره شد. در عقاید مزدک قوه شادی و موسیقی نزد خدا محترم بوده است. از میان نغمههای این دوره نام چکاوک، خسروانی، نوروز بزرگ، نوروز کوچک، نوروز خارا، جامهدران، زیرافکن و نهفت هنوز جزو دستگاههای موسیقی ایرانی باقی مانده ولی معلوم نیست آهنگ آنها تغییرات زیادی نکرده باشد. احتمال داده میشود هفت مقام خسروانی و سی لحنی که به باربد نسبت میدهند با روزهای هفته و ماه، و دوازده مقام بعدی با منطقت البروج نسبت داشته باشد.
از سازهای دوره ساسانی (قرن سوم تا هفتم میلادی) آثار بیشتری به جا مانده است که معروفترین آنها نقشهای طاق بستان کرمانشاه و ظروف طلا و نقره بازمانده از آن دوره است. سرودهای مانوی در مراسم روز دوشنبه (روز مقدس مانویان) یا در جشن سالانه آنها خوانده میشدند. مانویان اشعار خود را با ساز و آواز میخواندند و برای جذابیت از صنایع لفظی و تشبیه و مجاز استفاده میکردند.
مانی در ۱۴ نیسان سال ۲۱۶ میلادی در شمال بابل تولد یافت و در دوران سلطنت شاپور و پسرش هرمز (سلطنت از ۲۷۲ تا ۲۷۳ میلادی) دین خود را تبلیغ میکرد. بخشی از آثار مانی به خط خوش و نگارگری و نقاشی و تذهیب آراستهاند. متون مانوی که در سال 762-832 میلادی استنساخ شده بودند، در اوایل قرن بیستم در ویرانههای تورفان کشف شدند. «زبور مانی» سرودههای خود او هستند.

نوازنده بربط، نقاشی منسوب به مانی
مانی احتمالاً با توطئه کرتیر (موبد پرنفوذ اوایل دوره ساسانی) در زمان بهرام دوم، در سال ۲۷۷ میلادی به قتل رسید. از طریق مذهب مانی موسیقی و ساز در آسیای مرکزی گسترش یافت و به چین رسید.
مزدک که در دوره قباد پادشاه ساسانی (سلطنت از ۴۸۷ تا ۵۳۱ میلادی) به ترویج کیش خود پرداخت و حتا قباد را هم طرفدار آیین خود کرد، در دوره انوشیروان (سلطنت از ۵۳۷ تا ۵۷۹ میلادی) به عنوان بدعت گذار به قتل رسید و مزدکیان قتل عام شدند. در مذهب مزدک از چهار نیرو یاد شده است که یکی از آنها شادمانی و موسیقی است.
در دوره ساسانی سرایندگان و نوازندگان را خنیاگر یا به زبان پهلوی اشکانی «گوسان» مینامیدند. این خنیاگران داستانهای حماسی و عاشقانه ایرانی را به خاطر میسپردند و آنها را همراه با ساز میخواندند. مشهورترین آنها باربد و نکیسای هستند.
باربد (۵۸۵- ۶۳۸ میلادی) سراینده و آهنگساز و نوازنده مشهور عهد ساسانی در جوانی یعنی ۱۹-۲۰ سالگی به شهرت رسید و نوازنده و سراینده مخصوص خسرو پرویز شد. سرودهای خسروانی باربد نثر مسجع و شعرهای هجایی داشت و یکی از آنها که به باربد نسبت میدهند این است:
خورشید روشن و مه برازنده، روشنی دهد و برازندگی کند از تنه درخت.
نوازندگان استخر (پایتخت) به باربد حسد میبردند و یکی از حریفان او سرکش ارمنی بود. ثعالبی نوشته است که سرکش یا سرگیس از ورود باربد به دربار خسرو پرویز جلوگیری کرد. باربد به ناچار دربان باغ را مبلغی داد و وارد باغ شد و با لباس سبز بالای درختی رفت و «یزدان آفرید» را اجرا نمود.

رامشگران دوره ساسانی، ظرف سیمین ساسانی- موزه ارمیتاژ
خسرو پیگیر خنیاگر شد و باربد «سبز اندر سبز» را اجرا کرد. خسرو دوباره پیگیری کرد و باربد از درخت به زیر آمد و خنیاگر مخصوص دربار شد.
ابو یوسف یعقوب بن اسحاق کندی ( ۱۷۴ تا ۲۶۰ مهشیدی) می نویسد: «عربان در موسیقی اختراعات زیاد ننمودهاند. چون استاد موسیقی، باربد در این پیشه کمال یافت، از او اهل عرب هنر اندوخت. طریق الملوکیه (خسروانی) از برگزیدهترین تصنیفهای اوست.» [کِندی، ۱۹۸۹] .
ابن خردادبه (متوفای ۳۰۰ مهشیدی) مینویسد: «بزرگترین خنیاگران ایرانِ خسروپرویز، بهلبد (پهلبد) بود و او از مردمان شهر مرو بود و در چنگ زدن دست داشت و سخنان موزون میخواند و برای آنها آهنگ میساخت و هرگاه حادثهای روی میداد که دبیران و خبرگزاران از رسانیدن آن به شاه بیم داشتند به او میگفتند و او آوازی برای آن میساخت و ضربی بر آن ترتیب میداد که خشم را فرو نشاند.
آوازهای او از این نوع و سرودهای معروف او در مدیح و تهنیت و آنچه بدین ماند هفتاد و پنج نغمه است. از آن جمله است سرودی که هنگام دیدار قیصر و خاقان از خسرو پرویز ساخته است: خاقان مانند ماه است و قیصر مانند خورشید، ولی خداوندگار من مانند ابر کامکار است. هرگاه بخواهد ماه را میپوشد و هرگاه بخواهد خورشید را».
در ایران پیش از اسلام سنت شفاهی اهمیت بیشتری از سنت کتبی داشته است و موبدان و دبیران که اهل قلم بودند، جز آثار دینی و ضرورتاً مدارک و اسناد دولتی و اقتصادی را به کتابت در نمیآوردند. به این سبب به تدریج بسیاری از این گونه آثار از میان رفت. علت دیگر این بود که پس از اسلام به تدریج فارسی دری رواج پیدا کرد و زبان و خط پهلوی به تدریج رو به فراموشی گذاشت. علت سوم این بود که با رواج شعر عروضی اینگونه اشعار قدیمی یا از رونق افتاد و به تدریج از خاطرهها محو شد و یا به قالب شعر عروضی فارسی درآمد. علت چهارم این بود که در ایران پیش از اسلام شعر با آواز و ساز همراه بود و با تحریم موسیقی یا کم اهمیت شدن آن در دورههای اسلامی، این گونه اشعار از رونق همگانی افتاد و منحصر به مجالس اشراف و خواص ایرانی و دربارها گردید و سپس از یادها زدوده شد [تفضلی، ۱۳۷۷].
نمونه هایی از سرایش سنتی موبدان زرتشتی توسط برخی محققان مانند جان دریپر استاد دانشگاه ویرجینیای غربی جمعآوری شدهاند. وی از نیایشگاههای نوساری و آتشکده دور افتاده اودوادا (در هندوستان و به سنت آتشکده ایرانشاه) سرودهایی ضبط کرده است. چنانکه دریپر معتقد است این الحان میتوانند از هجوم و آمیختگی با نواهای روزگاران بعد در امان بمانند و واقعاً بر سنت هزاران سال قبل استوار باشند. از بررسی سرایشهای تعدادی از سرودهای گاهان که وی به خط نُت نوشته است چنین استنباط میشود که سرودهای مذهبی باستان دارای ویژگیهای زیر بودهاند:
1: ملودی آنها ساده و یک صدایی است (بدون هم آهنگی)
2: ریتمی یکنواخت و ابتدایی دارند.
3: تُن صدا به هنگام خواندن آنها باریک است و لااقل در نمونههایی که دریپر ضبط کرده، صدا نسبتاً زیر است. در کتاب خسرو و غلام نیز خواندن با تُن صدای زیر توصیه شده است.
4: تونالیته تقریباً همیشه در ماژور (گام بزرگ) است.
5: ساختار آهنگها بر مبنای هجاهاست، یعنی یک نُت برای یک هجا از سرودهای مذهبی. لازم به یادآوری است که قدیمیترین بخش این سرودها، سرودهای گاهان است که به خود زرتشت نسبت دادهاند.
6: در ملودیهای یک نُت فائق (شاهد یا محور) چنانکه در ترتیل سرودهای گریگوری ملاحظه میشود وحدتی به ملودی میدهد که در واقع ممکن است حدود نصف نُتهای هر بند، شعر را در بر گیرد.
7: برخی از این نتهای شاهد تک تک یا دو به دو ظاهر میشوند.
8: در این سرودها نیز مانند ترتیلهای گریگوری، سرود با نتهای منطبق بر تونیک مایه پایان مییابد.
9: عبارتها (فرازها) و شعرها گاهی دو یا سه بار تکرار میشوند.
این مشخصات را در همه سبکهای سنتی سرودهای مذهبی باز مانده از قبل از اسلام میتوان یافت.
در سبک اودوادا که کهنترین سبک سرودهای مذهبی قبل از اسلام زرتشتیان شناخته شده، و نیز در ساختمان موسیقی یشتها تمایلی به امتداد آخرین نت هر شعر به گوش میرسد و این ویژگی در ترتیل کلیسایی قدیم مسیحی نیز مشاهده میشود [دریپر،۱۳۴۳].
براساس نمونههای دریپر، از نتهای سرودهای آیین نیایشی ایران باستان در آتشکدههای دورافتاده چنین استنباط میشود که محدوده ملودیها به ندرت از یک دانگ (نیم اکتاو) تجاوز میکند و فقط در یک مورد استثنائأ تا حدود یک اکتاو میرسد. از فرهنگهای واژگان فارسی (از جمله برهان قاطع) نیز بر میآید که واژه زمزمه به معنای کلماتی است که مُغان در محل نیایش و مناجات ادا میکردهاند.
با توجه به حجاریها و آثار بازمانده، به ویژه از دوره ساسانی، کثرت تعداد نوازندگان را نمیتوان دال بر وجود ارکستر در آن دوره دانست. همانطور که دکتر هرمز فرهت نوشته است: «علت وجود رامشگران در دربار پادشاهان قدیم ایران این بوده که یگانه محل استخدام رامشگران و شاعران و نقاشان، در دربار پادشاهان یا حكام یا اشراف بوده است.
بنابراین وجود عده زیادی رامشگر در دربار پادشاهان قديم ابداً حکایت از اینکه این عده
تشکیل ارکستری میدادهاند نمیکند. موسیقی در فضای آزاد در ایران باستان بیشتر جنبه تشریفاتی داشته، مانند جنگ، مسابقات ورزشی، شکار و غیره و روایت مورخان یونانی مانند گزنفون از موسيقی رزمی لشکر کوروش یا نقوش دوره ساسانی که موسیقی شکار را نشان میدهد.
باید دانست که در چنین مواردی صدای یک چنگ تنها یا یک نی کفایت نمیکرد و گو اینکه موسیقیشان مونوفُنیک (یک صدایی) بوده است از سازهای متعدد استفاده میکردهاند تا صدای آنها به خوبی شنیده شود.» [فرهت، ۱۳۳۸].
از آنجا که توصيفی از موسیقی هخامنشی در سنگ نبشتهها و آثار بازمانده از آن زمان در دست نیست به ناچار باید از نوشتههای تاریخنویسان یونان باستان استفاده کرد. هرودوت که خود ناظر بخشی از جنگهای ایران و يونان بوده است از خواندن سرودهایی توسط مُغان به هنگام مراسم قربانی یاد میکند [هرودوت، ۱۹۵۴].
دیگر مورخان مانند گزنفون، استرابو و آتنائوس از موسیقى نظامی ایران در آن زمان یاد میکنند. از این قراین نمیتوان حدس زد که موسیقی دوران باستان ایران با آنچه امروز به عنوان موسیقی سنتی ایرانی اجرا میشود چه تناسب و تفاوتهایی داشته است. در مجموع میتوان گفت در دوران هخامنشی به ویژه در زمان کوروش و داريوش اول از موسیقی نظامی برای تشجیع سربازان بیشتر استفاده میشده است و رامشگران در مراسم شکار، مراسم ورزشی (مانند چوگان بازی)، مراسم رسمی (مانند اعطای نشان یا پذیرفتن سفرا) و نیز در اعیاد و جشنهای مردم (مانند عروسی) انجام وظیفه میکردهاند. به طور خلاصه ویژگیهای سبک دوره باستان را میتوان چنین برآورد کرد:
۱. آهنگها و اجراها یک صدایی بودهاند و مشخصات ملودیک و ريتمیک آنها به تدریج تا اواخر دوران ساسانیان در مایههای مختلف تنوع و گسترش یافتهاند.
۲. بنا بر نوشتههای هرودوت، مغان هخامنشی، برخلاف سرودخوانان معابد بابلی و آشوری، بدون همراهی با نای سرودهای مذهبی خود را میخواندند و از این نظر تحت تأثیر اقوام سامی نبودند [هرودوت، ۱۹۵۴:کتاب اول، فصل ۱۳۲].
3. دختران خواننده در دربار هخامنشیان (داریوش سوم) آوازهای دسته جمعی اجرا میکردند.
۴. در بین جوانان ایرانی تعليم سازهای برنجی برای رزم معمول بوده است.
۵. پس از فتح ایران توسط اسکندر مقدونی، یونانیان بیش از آن که بر ایرانيان تأثير بگذارند، از اینان تأثیر پذیرفتند و سازهایی مانند طبل و کوس را برای جنگ به کار بردند.
۶. محدودیت ملودی و وزن در موسیقی مذهبی گاهان (گاتها) را نمیتوان به موسيقی غير مذهبی تعمیم داد. بررسی قدیمترین شیوه سرایش مذهبی موبدان زرتشتی آتشکدههای قدیمی نوساری و ایرانشاه نشان میدهد که سرودهای مذهبی باستانی دارای ملودی یک صدایی، ریتم یکنواخت، ساختار هجایی، تُن صدای باریک(زیر)، تونالیته غالباً ماژور و حدود ملودیک نیم اکتاو (یک دانگ) هستند و از فاصله چهارم تجاوز نمیکنند.
۷. در قرنهای پنجم تا هفتم میلادی رواج و گسترش موسيقی بیشتر شد. دعوت از رامشگران و رقصندگان (لولیان هندی) توسط بهرام گور ساسانی در تأثیرپذیری موسیقى ایرانی از موسیقی هندی نقش مهمی داشته است. هنوز هم معمولترین راگای هندی (درجنوب: Mayamalavagaula و در شمال هند: Bhairava ) تا حدی شبیه گام چهارگاه است که به جای فواصل مشهور به ربع پرده، دارای فواصل نیم پرده است. البته سر چشمه این ارتباط را نمیتوان دقیقاً تعیین کرد.
۸ . در آن زمان آهنگهای موزون رواج داشته و حفظ وزن آهنگها بنابر رسم معمول غالباً به عهده گروه دخترانی بوده است که دست میزدهاند.
اسامی بازمانده، مانند مرگ شبديز و كين سیاوش (از باربد) حکایت از آن دارند که قطعات متنوع توصیفی هم در موسیقی ایرانی وجود داشته است.
ملودیها به ویژه آنهایی که با بربط (نوعی عود) نواخته میشدهاند گذرها و تکیههای تزئینی داشتهاند. در اکثر موارد سازنده قطعه و نوازنده آن یک نفر بوده است. تنوع سازها و دستههای نوازنده و خواننده حاکی از نوعی تحرک و رواج موسیقی بوده است. در سرایش دستهجمعی و خواندن آواز، صداهای زیر بیشتر از صداهای بم مطلوب بوده است. در اجرای موسیقی، سازهایی مانند نی، عود، تنبور، چنگ و سنج به کار میرفتهاند. ثعالبی در ترجمه عربی کتاب خسرو و غلام آورده است که خوشایندترین آوازها آن است که صدایش شبیه به صدای ساز باشد. روایت شده است که در دوره ساسانیان موسیقی نوازان با خوانندگان هم پایه خود مینواختند و از نواختن با خواننده نازلتر از خود امتناع میورزیدند.[کریستن سن، ۱۳۳۲]. البته مطلوب بودن صداهای زیر را شاید بتوان پشتوانه و زمینه تاریخی برای مطلوب بودن شش دانگ خواندن در آواز سنتی ایران تلقی کرد که به ویژه در آثار بازمانده عهد قاجار خودنمایی میکند.
9. مطرح نشدن انواع دیگر موسیقی، از جمله موسیقی تغزلی (عاشقانه)، در روایات یا نقشهای بازمانده دلیل بر عدم رواج این نوع موسیقی در میان مردم نمیتواند تلقی شود و حتی شاید طبیعتاً بیش از سایر انواع موسیقی هم رواج داشته است.
پایان دوره باستانی

منابع :
1- خالقی، روحاله (1399) سرگذشت موسیقی ایران، تهران: انتشارات صفی علیشاه.
2- سپنتا، ساسان (1382) چشمانداز موسیقی ایران، تهران: نشر ماهور
3- بینش خراسانی، محمدتقی (1387) تاریخ مختصر موسیقی ایران، تهران: انتشارات هستان
4- مشحون، حسن (1380) تاریخ موسیقی ایران، تهران: فرهنگ نشر نو