هلیکُپتر نَیریز نورد
- من نَدانم چَرا گفتَه مَیکونند مرغ نیست؛ ولی توخم مرغ فراوان است! پس چَه کسی در این وَلایت دارد توخم مَیگوذارد نجیب؟!
نجیب! چَرا جیواب نَمیدهی؟ چَرا یَک ساعت است سرت را بالا بَگرفتهای و آسیمان را نَظاره مَیکونی؟ نکوند منتظری آسیمان سوراخ شود و یَک مرغ یَک منی برایت پایین بیفتد؟
بیا پَس تا رعد و برق مَثال گوسفندان باغ تخت جَزغالهات نکرده.
- دونبال بالگردم.
- بالگرد دیگر چَه صیغهای است؟
- یَک بالگرد مال شهرداری وُلسوالی نَیریز گم شده و بی صاحب در هوا ماندَه است. مَیخواهم آن را گَرفته کونم.
- خدا وکیلی نَظاره کون! در اخبار گفتَه کرد ناسا از رویَ کرَه زمین در مریخ هلیکُپتر کونترول مَیکوند؛ اما اینجا بالگردَشان ده میتر بی هوا روان نشده، گمش بَکردهاند. حالا بی چَه دردت مَیخورد این بالگرد؟
- خَیلی بی درد مَیخورد. مَیخواهم آن را بالایَ خانَه ارباب روان کونم که وقت کندَهکاری راحت باشم؛ هر وقت بَخواست سمت من روان شود، از روی گوشیام نَظاره مَیکونم و مشغول کندَهکاری مَیشوم.
- خاک بر سرت کونند که زیندَگانی در وَلایت ایران رویت اثر گوذاشته و داری مَثال خودَشان مَیشوی؛ من نجیب قوندوزی خودم را مَیخواهم.
- شوخی بَکردم؛ کارهای مهمتری مَیشود کرد. این که آن را در هوا بیچرخانی و نَظاره کونی الآن مرغ در کجا تَوزیع مَیشود. بی سرعت خودم را بی آنجا مَیرسانم و خریدَه مَیکونم.
- مرغ که هیچ؛ با این وضعی که در وَلایت ایران پیش مَیرود، باید مَثال چینیها همَه چیز خوار شویم تا موشکل حل شود. بیا بی کندَهکاریات روان شو. فکر نان کون که خربزه آب است...
نجیب