تعداد بازدید: ۷۶۳
کد خبر: ۹۳۴۱
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۲ - 2021 07 February
گزارش اختصاصی نی‌ریزان فارس

پشت پای جهیزیه به ازدواج

فاطمه زردشتی نی‌ریزی

سوت می‌کشد... مُخ آدم را می‌گویم. قیمت جنس‌ها را که می‌بینی، ناخودآگاه مُخت سوت می‌کشد... دهانت باز می‌ماند و از گران‌شدن و چند برابر شدن یکباره اجناس حیرت می‌کنی و در این بین بیش از همه کسانی آه از نهادشان بلند می‌شود که دختر و پسر دم بخت دارند... باید در این اوضاع قمر در عقرب جهیزیه تهیه کنند و حتی اگر پسر داشته باشند، با وسایلی هرچند اندک او را راهی خانه‌ بخت کنند...


جهیزیه خریدن در این روزها سخت است... سخت... مشکلی که بسیاری از خانواده‌ها با آن درگیرند...
گزارشی در این باره تهیه کرده‌ایم که می‌خوانید:

مگر می‌شود چیزی خرید؟
زهرا ح، ٦٧ ساله، چهار دختر دارد که سه نفرشان ازدواج کرده‌اند. 
می‌گوید: این یکی هم دم بخت است؛ اما هنوز یک پوست تخمه هم برایش نخریده‌ام. مگر می‌شود با این قیمت‌ها چیزی خرید؟ الان می‌خواستم یک کیلو خیارسبز بخرم، گفتند ١٥ هزار تومان، نخریدم. می‌توانم بروم یخچال ١٥- ١٠ میلیون تومانی بخرم؟ 

شکم خودمان را داریم به زور سیر می‌کنیم. من نمی‌دانم این گرانی‌‌ها کی می‌خواهد تمام شود. جهیزیه آن سه دخترم را به زور تهیه کردم، با وجودی که آن موقع قیمت جنس‌ها این قدر گران نبود. نمی‌دانم، موقعیتش پیش بیاید برای این یکی هم با وامی چیزی، مجبوریم چند تکه برایش بخریم دیگر...

از همان زمانی که کهنه‌ دختر را روی بند پهن می‌کنی، باید به فکر جهیزیه خریدنش باشی!
معصومه محمدنژاد معتقد است از همان بچگی باید وسایل ازدواج دختر و پسر رابه مرور آماده کرد.


می‌گوید: به قول قدیمی‌ها از همان زمانی که کهنه‌ دختر را روی بند پهن می‌کنی، باید به فکر جهیزیه‌ خریدنش باشی؛ چون تا چشم باز می‌کنی می‌بینی قد کشیده و وقت شوهرکردنش رسیده است. الان با این درآمدها و این قیمت‌ها کجا می‌شود جهیزیه را یکباره تهیه کرد؟ من از همان بچگی شروع به خریدن جهیزیه دخترهایم کردم و خب به خاطر همین، فشار زیادی به ما وارد نشد. الان با این وضع نمی‌شود وسایل را به روز خرید و مسلماً بچه‌ها هم درک می‌کنند. من الان یکی از پسرهایم دم بخت است و از طلا گرفته تا فرش، پتو، تلویزیون، چادر سیاه و سفید، حوله و... همه چیز را برایش کم‌کم خریده‌ام... این‌طور مسلماً کمتر به خانواده فشار وارد می‌شود. 

بچه‌های امروزی به جهیزیه‌ ضعیف و متوسط راضی نیستند 
اسماعیل بغری ٦٣  ساله و شغلش آزاد است. او که سه دختر دارد و یک پسر، می‌گوید:
دو تا از دخترهایم مدتها پیش ازدواج کردند و دختر کوچکم را پنج ماه پیش شوهر دادم و فرستادم سر خانه و زندگی‌‌اش. خدا می‌داند برای خرید جهیزیه‌اش چقدر به من فشار آمد. حدود نصف جهیزیه‌اش را خریدم و قرار شد بقیه‌ وسایل را هم به مرور برایش بخریم. الان می‌رویم یک تکه برایش برمی‌داریم، اقساط آن را می‌پردازیم تا تکه‌ی بعدی. وام ازدواج هم که چیزی نمی‌شود. با ١٥ میلیون تومان چه می‌شود خرید؟ ‌بدبختی اینجا است که بچه‌های امروزی به جنس ضعیف و متوسط هم راضی نیستند. به طور مثال می‌گویند فلانی تلویزیون ١٥ میلیونی داشته، من هم از همان مارک و همان مدل می‌خواهم. من خجالت می‌کشم تلویزیون ٥ میلیونی ببرم خانه‌ شوهرم. درک نمی‌کنند. الان واقعاً خرید جهیزیه کمرشکن شده است.

دو سه تا خانواده به خاطر جهیزیه ازدواجشان به هم خورد 
ج. ک چهار دختر دارد که دو تا از آنها را سه چهار ماه پیش به خانه‌ بخت فرستاده. او که از کاسب‌های قدیمی است، می‌گوید:


با وجود این که خانه، مغازه و ماشین از خودم بود و کرایه خانه و کرایه مغازه هم نداشتم، اما برای خرید جهیزیه واقعاً به مشکل برخوردم. یک فلاسک کوچک را می‌گفتند ١٣٠ هزار تومان. لباسشویی اتوماتیک نتوانستم برایشان بخرم و دوقلو خریدم. یک فرش متوسط خریدیم چهار میلیون تومان. قیمت یخچال ساید بای‌ساید چهل میلیون تومان بود و ما یک یخچال متوسط ٢٠ میلیون تومانی برایشان برداشتیم. با این وجود خیلی از وسایلشان را هم نتوانستم بخرم که دخترها گفتند اگر گذرمان به قشم افتاد خودمان می‌خریم، چون آنجا قیمت جنس‌ها ارزانتر است. 


ادامه می‌دهد: با این شرایط بد اقتصادی فقط خدا باید به مردم رحم کند. الان دو سه خانواده می‌شناسم که به خاطر همین جهیزیه کارشان به هم خورده. 

نمی‌دانم تا کی طول بکشد...
مریم دختر ٣٢ ساله‌ای است که دو سال است عقد کرده و به خاطر جهیزیه نتوانسته ازدواج کند. 


می‌گوید: دروغ چرا؟ نمی‌توانم به چهار تا وسیله‌ جزئی اکتفا کنم. در خانواده شوهرم رسم است جهیزیه خوب به دخترانشان می‌دهند و من نمی‌خواهم کم بیاورم. از حق نگذریم، خانواده‌ شوهرم علنی جلویم چیزی نمی‌گویند؛ اما خب به هرحال حرفشان را می‌زنند. همین چند وقت پیش مادرشوهرم می‌گفت فلانی جهیزیه‌ای به دخترش داده که چشم کور روشن می‌شود. جهیزیه‌ لوکس به کنار، همین الان یک جهیزیه‌ معمولی، نزدیک به صد میلیون تومان می‌شود و من می‌دانم که پدرم ندارد. نمی‌دانم تا کی طول بکشد؛ اما هر چه باشد فعلاً با این وضعیت نمی‌توانیم ازدواج کنیم.

اگر خدا لطفی کند...
علی‌حسین دمیری جانباز و از اهالی روستای سرچهان است. 


او که چهار دختر دارد می‌گوید: دو تا دخترم یکی دو سال پیش شوهر کرده‌اند و دو تا دختر دیگرم دم بخت‌اند. برای تهیه‌ جهیزیه‌ آن دو واقعاً به مشکل برخوردم. هی جنس گران خریدم و هی مسئولان و گرانفروشان را نفرین کردم. برای این دو تا هم مانده‌ام چکار کنم. هرچند خودشان سرکارند؛ اما با این حقوق‌ها که نمی‌شود جهیزیه خرید. تنها چیزی که خریده‌ام یک جاروبرقی برای همسرم بوده که او هم راضی نشد آن را برای دخترها کنار بگذارد و خودش دارد استفاده می‌کند. پناه بر خدا، اگر خدا لطفی کند؛ وگرنه معلوم نیست چه بر سر مردم بیاید.

نمی‌دانم مسئولین اصلاً به مردم فکر می‌کنند یا نه؟
خدیجه، ش اگرچه چند تا از بچه‌هایش را عروس و داماد کرده، اما هنوز دو پسر دم بخت دارد.


می‌گوید: باور کنید تابه حال یک سر سوزن هم برایشان نخریده‌ام. وسایل خیلی گران است و نمی‌شود دست روی هیچ چیز گذاشت. الان در طایفه‌ ما رسم است وسایلی مانند یخچال، گاز، تلویزیون، تخت و کمد، تشک، رختخواب و... را پسر برای شروع زندگی می‌خرد؛ اما با این قیمت‌ها مگر می‌شود چیزی خرید؟ پسر بزرگم الان بیست و هفت هشت ساله است و چند وقتی است می‌گوید زن می‌خواهم، چطور می‌توانم بروم خواستگاری؟ با کدام پول؟ الان یک حلقه‌ی ساده پنج شش میلیون تومان می‌شود؛ چه برسد به بقیه‌ چیزها. باور کنید خودمان هنوز در خانه‌ اجاره‌ای زندگی می‌کنیم. یخچال‌مان چهار روز درست است و دو روز خراب، پول نداریم برای خودمان یخچال نو بخریم؛ بعد چطور می‌توانیم این وسایل را برای بچه‌مان بخریم؟ نه این که خودش هم سرکار نمی‌رود، مدتی است در مغازه‌ای شاگردی می‌کند و ماهیانه دو میلیون تومان می‌گیرد؛ اما مگر می‌شود با ماهی دو میلیون تومان چیزی خرید؟


ادامه می‌دهد: من نمی‌دانم مسئولان اصلاً به مردم فکر می‌کنند یا نه؟ فقط می‌نشینند و می‌گویند، ازدواج کنید یا بچه بیاورید... خدا خودش جوابشان را بدهد.


پس از صحبت‌های مردم بد ندیدیم گپ و گفتی هم با مغازه‌دارها داشته باشیم و از قیمت کالاها بپرسیم.

دست مردم خیلی خالی است
عباس شفق از مغازه‌داران قدیمی لوازم خانگی است. 


می‌گوید: دست مردم خیلی خالی است و خریدشان نسبت به قبل خیلی کم شده. قبلاً یک لیست بالابلند برای خرید جهیزیه می‌آوردند و خیلی راحت همه چیز می‌خریدند؛ اما حالا هر کس به خرید کالاهای اساسی اکتفا می‌کند. الان دو دست استکان خارجی بیش از یکصد هزار تومان می‌شود و ایرانی ٦٠ هزار تومان. خیلی افراد که می‌آیند، چهار قلم جنس که می‌خرند، پولشان ته می‌کشد. الان یک سرویس غذاخوری، یک سرویس قابلمه‌ متوسط با بیست قلم وسایل خرده‌ریز دیگر مثل فلاسک و قندان و میوه‌خوری و... از جنس متوسط، بین ده تا دوازده میلیون تومان می‌شود.

جنس ارزان را توصیه نمی‌کنیم
مهدی امین‌پور فروشنده‌ لوازم برقی و جهیزیه به صورت اقساطی است.


او می‌گوید: ما سعی می‌کنیم به هیچ‌وجه جنس ضعیف به مشتری توصیه نکنیم؛ چون می‌دانیم دوام چندانی ندارد و این نه برای مشتری خوب است و نه برای وجهه‌ ما. انگلیسی‌‌ها ضرب‌المثلی دارند که می‌گویند ما آن قدر پولدار نیستیم که بتوانیم جنس ارزان بخریم! چون معتقدند جنس ارزان زود خراب می‌شود و دوباره باید جایگزین آن را بخرند.


ادامه می‌دهد: اما به هرحال اگر مشتری اصرار داشته باشد، می‌توانیم حتی با ٣٠ میلیون تومان برایش یک جهیزیه کامل وسایل برقی ببندیم که البته تأکید می‌کنیم اجناس ضعیفی هستند و اصلاً آنها را تأیید نمی‌کنیم. جهیزیه‌ قابل قبول و متوسط‌مان هم چیزی بین ٦٠ تا ٧٠ میلیون تومان می‌شود. جهیزیه‌ای که از اجناس لوکس نیست، اما به هرحال قابل‌قبول و کارکُن هستند.


امین‌پور می‌گوید: قیمت‌ها نسبت به دو سال گذشته سه تا چهار برابر شده و همین باعث شده قدرت خرید مردم کمتر شود.


نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها