تبعات هجوم سرخپوستی مردم ایران
اخیراً بر اساس مطالعات پدافند غیرعاملی متوجه شدهام که مسئولان ما مدیریت سرخپوستی دارند. البته نه این که خودشان به شیوه سرخپوستها مدیریت کنند؛ نه، که اگر اینگونه مدیریت میکردند وضعیت ما بهتر بود. بلکه آنها به ما مردم به عنوان رعیت سرخپوست نگاه میکنند.
بگذارید ابتدا داستان را بگویم و بعد آن را تحلیل کنم.
*****
مردان یک قبیله سرخپوست از رئیس جدید میپرسند:
«آیا زمستان سختی در پیش است؟»
رئیس جوان قبیله که هیچ تجربهای در این زمینه نداشت، جواب میدهد: «برای احتیاط هیزم جمع کنید.»
بعد به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزند: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»
پاسخ: «اینطور به نظر میاد»...
رئیس به مردان قبیله دستور میدهد که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن شود یک بار دیگر به سازمان هواشناسی زنگ میزند:
«شما نظر قبلیتون رو تأیید میکنید؟»
پاسخ: «صد در صد»
رئیس به همه افراد قبیله دستور میدهد که تمام توانشان را برای جمعآوری هیزمِ بیشتر صرف کنند.
بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزند: «آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟»
پاسخ: «بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر»!!!
رئیس: «از کجا میدونید؟»
پاسخ: «چون سرخپوستها دیوانهوار دارن هیزم جمع میکنن»!!
*****
حالا حکایت مسئولان و شیوه مدیریتی آنها در کشور همین است. برای نمونه قبلاً خودرو تولید میشد و به قیمت متعادل وارد بازار میکردند و نمایندگیهای ایرانخودرو و سایپا پر از خودرو بود.
بعد از مدتی خودرو را گران کردند و مردم بیشتر هجوم آوردند و بیشتر خریدند و از سر و کول هم بالا رفتند. مسئولان هم فهمیدند که بازار خودرو خوب نان و آب دارد.
حتی به هم پیام دادند که: «سرخپوستها (مردم) دیوانهوار دارن هیزم جمع میکنن(خودرو میخرن)»
نتیجه معلوم است دیگر! امروز مردم در آرزوی خرید خودروی صفر لهله میزنند و دائم ثبتنام میکنند و خودرو هم نایاب و گران است و نمایندگیهای فروش خالی شده. چه کسی جز مسئولان باور میکرد قیمت پراید از ١٠٠ میلیون هم عبور کند؟
یا روغن را مثال بزنم. روغن در مدت کوتاهی گران شد. مردم هول افتادند و کارتن کارتن روغن خریدند. این هم نتیجه داد و مسئولان به هم پیام دادند: «سرخپوستها (مردم) دیوانهوار دارن هیزم جمع میکنن(روغن میخرن)»
نتیجه: سه برابر شدن قیمت روغن خوراکی و خالی شدن فروشگاهها.
بقیه تصمیمات هم به همین منوال است که مسئولان مینشینند و به حرکات مردم نگاه سرخپوستی میکنند.
البته این مدیریت جنبههای دیگری هم دارد. وقتی فروغی مدیر جوان شبکه سه دید که «سرخپوستها (مردم) دیوانهوار دارن هیزم جمع میکنن(طرفدار عادل فردوسیپور هستند)» گفت او از مدار ما خارج شده و دیگر به درد نمیخورد.
معکوس این نگاه را مسئولان AFC داشتند و وقتی دیدند «سرخپوستها (مردم) دیوانهوار دارن هیزم جمع میکنن(طرفدار عادل فردوسیپور هستند)» او را برای گزارش فینال لیگ قهرمانان آسیا دعوت کردند و سودش را هم بردند.
پس نتیجه این که اگر مردم هی دیوارنهوار هیزم جمع نکنند و برای هر چیزی هجوم نبرند، مسئولان هم تصمیماتشان را عوض میکنند. در آن صورت نه خودرو گران میشود، نه روغن خوراکی نایاب میشود و نه از گزارش عادل فردوسیپور محروم میشویم.
امضاء: قُلمراد