تعداد بازدید: ۲۱۸۴
کد خبر: ۸۵۵۵
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۳۹۹ - ۲۰:۲۴ - 2020 30 August
بر اساس یک ماجرای واقعی

ینی چی‌چی اِشتوا شده؟ اینا نظر خدا هه

ماجراهای من و بی‌بی

کارت بانکی را دادم دست بی‌بی...


- بفرما بی‌بی، این کارتتون، اینم خریدا. فک کنم یه سیصد و چل پنجاه تومن دیگه ته حسابتون بود...


بی‌بی نگاهی به خریدها و کارت انداخت...


- کو نپه قاغذ موجودی؟


آه عمیقی کشیدم...


- ای واااای دیدین چی شد بی‌بی؟ یادم رف کاغذ موجودی رو براتون بگیرم...


بی‌بی چشم و ابرویش را کشید توی هم...


- یادُت رف؟ حالا وختی هی حالا رفتی اِسدی اومدی یاد می‌گیری دفِی دیه حرفِی منه یادُت نره...


نگاهش کردم...


- بی‌بی تو رو خدا کوتاه بیاین، تو این گرما من کجا پاشم برم سرِظهری... دارم خودم بهتون میگم که؛ سیصد و چل پنجاه تومن تو کارتتون بود...


بی‌بی رویش را به سمت دیوار چرخاند...


- بروووووو....


- بی‌بی توروخدا، ینی من دارم دروغ میگم؟


بدون اینکه نگاهم کند گفت:


- زووووووود...


- خب حداقل اجازه بدین عصر برم...


- الااااااااااان...


چیزی نگفتم و هنوز لباسهایم را در نیاورده، دوباره  به سمت بازار روانه شدم...
*****
کاغذ را به سمت بی‌بی گرفتم و گفتم:


- بفرما بی‌بی، اینم موجودی، حالا اجازه میدین لباسامو عوض کنم؟


بی‌بی سری تکان داد و با دستان لرزانش کاغذ را گرفت...


توی اتاق بودم که صدایم زد...


- گلااااااااااااااب...


- بله بی‌بی؟


- گلااااااااابی؟


- بله بی‌بی؟


- گلابپاش...


روبرویش ایستادم...


- بله بی‌بی جون؟ چرا اَمون نمیدین؟ دارم لباس عوض می‌کنم  خب...


چپ چپ نگاهم کرد...


- بیا اینجو بینم...


رفتم کنارش...


- جانم بی‌بی؟


رسید موجودی را گرفت روبرویم...


 - ای چنه؟


بدون اینکه نگاهی به کاغذ بیندازم گفتم:


- بی بی جون گفتم که سیصد و...


بی‌بی کاغذ را گرفت جلویم...


- دختر چشِی کورُته وا بکن، بعد حرف بزن...


نگاهی به کاغذ انداختم... چند بود؟ بیشتر دقت کردم...


صد میلیارد و سیصد و چل و هف تومن؟


دوباره نگاه کردم و صفرهایش را شمردم... ینی بی‌بی صد میلیارد توی حسابش بود؟


بی‌بی زد توی پهلویم و به من و دهان بازم خیره شد...


- دختر چیطو شده؟ میگم چن توشه؟


چیزی نگفتم و همانطور به کاغذ و بی‌بی خیره شدم که بی‌بی این بار زد توی گوشم...


- دختر، اَلو بیگیری به حق علی، خو بنال بینم چیطو شده؟


- بی‌بی؟


- هوم؟


آب دهانم را قورت دادم...


- بی‌بی‌ی‌ی‌ی‌ی...


- اَی درررررد، زهر، گولِی برنو، خو بری چه هیچی نیگی دختر؟


- بی‌بی صد میلیارد تو حسابته...


بی‌بی نگاهم کرد...


- چن؟


- صد میلیارد بی‌بی؛ صد میلیارد...


- خو ای که میگی میشه چن؟


- خیلی بی‌بی، خیلی زیاد...


- ینی اَ بیس مِلیونم بیشتره؟


- بله بی‌بی خیلی بیشتره...


- ینی میشه باخودوش دو تا خونه‌ام بُسونی؟


- دو تا که سهله بی‌بی، خونه، زمین، باغ...


- ووووووی ننه یا حرضت عباس، ینی کی ای پولو رِ رخته تو حسا من؟


- چی بگم بی‌بی؟ من فک می‌کنم اشتباه اومده به حسابتون...


- ینی چی‌چی اِشتوا شده؟ اینا نظر خدا هه، من آخرُشم جواب کارامه گرفتم...


- چی می‌گین بی‌بی؟ این پول معلوم نیس مال کیه اشتباهی ریخته به حساب شما... شما باید برش گردونین بی‌بی...


بی‌بی چپ‌چپ نگاهم کرد...


- باشه تا ورُش گردونم. به جون خودُت گلاب، اگه تواَم سر ای قضیو بری یکی حرف زدی، من میدونم و تو...


چیزی نگفتم که دوباره گفت:


- میفمی ماخام بوخودش چکار کنم؟ دور دنیارِ باخودُش بگردم، یَی ویلایی بوسونم اَ اینجو تا درِ خونِی مش قربون؛ یَی ماشینی بوسونم که درُش اَ بالا واز بشه...


از سرِ جایش بلند شد...


- ووووی پاشم، پاشم، من چقد کار درم...


نگاهی به من انداخت...


- میگم تواَم یَی چن روزی برو خونِی بوات اینا...


چیزی نگفتم که دوباره گفت:


- با تو هَسمه، میگم پوشو برو خونِی بوات...


داشتم وسایلم را جمع می‌کردم که در را زدند...


از آگاهی بود انگار... مثل اینکه از بانک به پلیس اطلاع داده بودند و حالا آمده بودند تا بی‌بی را بازجویی کنند...


بی‌بی اول به روی خودش نیاورد ولی بعد از چند دقیقه به التماس افتاد...


- حالا نیشه ای پولو مالِ خودُم باشه، تو حساب من بونه؟ حتماً یکی ماخاسه منه سولپیلیز کنه. 


نگاهی به مأمور انداخت:


- ینی شما باوروتون نیشه، من اَ وختی شُنفتم همش میگم با ای پولو ایطو کمک فقیرا می‌کنم، ایطو خیریه می‌زنم، ایطو بری دخترِی که ندَرَن جهاز میسونم، حالا نیشه ای پولو تو حساب من باشه؟


*****
همانطور که داشت با مأمور کلانتری برای برگشتن پول از خانه بیرون می‌رفت نگاهی به من انداخت که چمدان به دست گوشه اتاق ایستاده بودم...


- تو دیه کجا؟


- میرم خونه‌ بابام دیگه بی‌بی، خودتون گفتین...


سگرمه‌هایش را کشید توی هم...


- بتُمرگ تو خونه تا بیام...


گلابتون


نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها