جراحی دامپزشکی
زمانی که بی این وَلایت روان شدم، یَکی از عجیبترین چیزهایی که شَنیده کردم، این بود که مردمان این وَلایت هِی خودَشان را مرمت مَیکونند.
یَکی دماغش را عمل مَیکوند، یَکی دندان یا گوشش را تیز مَیکوند، یَکی لُپ مَیکارد، یَکی مو و موژه کاشته مَیکوند و یَکی...
اول باور نکردم؛ ولی بعد برایم عادی بَشد. حتی پرویز شاگرد کندَهکاریام هم روی بدنش نقش انداخت و کلی پزش را بَداد.
حالا چیزهایی شَنیده مَیکونم که اصلاً دوست ندارم باور کونم. شََنیده کردم عملهای بی اصطلاح زیبایی را روی حَیوانات خانگیشان هم انجام مَیدهند.
نَدانم این چیزها چَه است؛ اما در یَکی از خبرها خواندَه کردم: مردمان پولدار این وَلایت روی بدن سگ و گوربَهشان تتو و بوتاکس مَیکونند و برای فورم دادن بی بینی، بزرگ کردن چَشم، صافکردن پوست، برداشتن چربی و کوتاهکردن دم سگ یا گوربَهشان، هزینَههای فَوق سنگین مَیدهند.
من ماندَهام وقتی بیسیاری از مردمان این وَلایت نان شب ندارند خوردَه کونند، چَطور طایَفهای این قدر پول دارند که نَمیدانند چَکارش کونند؟ و در آخر تصمیم مَیگیرند در سگ و گوربَهشان پَیاده کونند؟
اصلاً فکر بَکردهاید نظر خودَشان چیست؟ موخالفند یا موافق؟ اما هر چَه باشد، باور کونید بعضی وقتها بی سگ و گوربَهها هم حَسادت مَیکونم.
نجیب