بارداری؛ درک مردانه با پرتاب هندوانه!
/ مردان در دوران بارداری، بیشتر به فکر بچه هستند تا مادر!
/ اگر در این دوران بارداری، مردها، زنها را از لحاظ روحی درک کنند، کفایت میکند
/ چهار تا شکم زاییدم و اصلاً شوهرم برایش مهم نبود من باردارم یا نه
/ دختران امروزی از همان روزی که میدانند باردارند، دست به سیاه و سفید نمیزنند
/ دوران بارداری یکی از بهترین دوران زندگیام بود
/ دوران بارداری، دوران سختی برای خانمهاست
/ نفهمیدم بچهها کی به دنیا آمدند و کی بزرگ شدند. اصلاً عمرم چطور سپری شد
بهشت زیر پای مادران است؛ این جملهای است که بارها و بارها، آن را از همان قدیم و ندیم شنیدهایم و مطمئناً میدانیم که آن را به خاطر رنج فراوانی که مادران میکشند گفتهاند، چه در دوران بارداری و چه پس از آن... اما اگر بخواهیم نیک بنگریم درمییابیم که بارداری دورانی حساس است که زنان به توجه و مراقبت خاصی در این دوره نیازمندند، در این میان اما برخی آقایان واقعاً خانمها را درک نمیکنند و خانمها از این موضوع گلایهمندند.
در این باره گزارشی ترتیب دادیم که میخوانید:
بیشتر به فکر بچه هستند تا مادر
الهه ٣٠ ساله از کسانی است که پنج ماهه باردار است. او که فرزند اولش را باردار است معتقد است مردان در دوران بارداری، بیشتر به فکر بچه هستند تا مادر!
میگوید: والا همین شوهر خودم به جای اینکه به فکر من باشد، مدام میگوید این را بخور برای بچه خوب است، آن را نخور برای بچه خوب نیست، انگار نه انگار که من این وسط چه روزها و دورانی را طی میکنم. حتی در کارهای خانه کمکی نمیکند. میگوید چه معنی دارد مرد کارِ خانه را انجام دهد. البته از حق نگذریم تا به کمک نیاز داشته باشم به مادرش زنگ میزند و آن بندهخدا هم سریع خودش را میرساند.
کمک کجا بود؟
زیور ٦٨ ساله و دارای سه فرزند است.
میگوید: زنهای آن موقع ترسِ خیلی بیشتری نسبت به دختران امروزی داشتند. آن موقع نه سونوگرافی بود نه آزمایش خاصی و تا بچه به دنیا میآمد، زنان فشار زیادی را تحمل میکردند که بچه سالم باشد. تازه آن موقع خیلیها استرس این را هم داشتند که بچه پسر است یا نه، مثل الان نبود که دختر و پسر فرقی نداشته باشد. خدا نیاورد، بعد از این که زن زایمان میکرد، اگر بچه دختر بود و چند شکم دختر دیگر هم زاییده بود، کلی تحقیرش میکردند. دوران بارداری هم که به کنار، انگار نه انگار باردار بودیم، علاوه بر کارهای روزمره، در هفتهها و روزهای آخر بارداری هم دار قالیامان پایین نمیآمد.
اعظم ٣٤ سال دارد و بچه دومش را ٧ ماهه باردار است. در مورد دوران بارداریاش میگوید:
کمک کجا بود بنده خدا؟ تنها کاری که شوهرم در این هفت ماه انجام داده پهنکردن رختخوابها بوده که آن را هم صبحها خودم جمع کردهام!
ادامه میدهد: اما از حق نگذریم، دعواها و بحثهایمان در این مدت کمتر شده. شوهرم سعی میکند استرس کمتری به من وارد کند و بیشتر مرا درک کند و همین برای من کافی است. از نظر من اگر در این دوران مردها، زنها را از لحاظ روحی درک کنند، کفایت میکند. کارهای خانه را به هر سختی که باشد، خودِ زنها انجام میدهند.
دخترهای امروزی اجر و قُربشان زیاد است
خانمی ٥٥ ساله دلِ پری دارد از دوران بارداریاش.
میگوید: دلتان خوش استها، کدام درک؟ کدام کمک؟ چهار تا شکم زاییدم و اصلاً شوهرم برایش مهم نبود من باردارم یا نه. هر روز دعوا، هر روز بحث، هر روز کتک. حتی یادم میآید بچه دومم را که باردار بودم، یک روز دعوایمان بالا گرفت و شوهرم هندوانه توی دستش را به سمتم پرتاب کرد که اگر جاخالی نداده بودم نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود. البته من همه اینها را از چشم مادرشوهرم میبینم، خدا از سرِ تقصیراتش نگذرد، او بود که مدام شوهرم را پُر میکرد با من چنین رفتاری داشته باشد.
زینت ادامه میدهد: والا دخترهای امروزی خیلی اجر و قُربشان زیاد است. از همان روزی که میدانند باردارند، دست به سیاه و سفید نمیزنند. با انواع و اقسام داروها و ویتامینها خودشان را تقویت میکنند و غذاهای مقوی میخورند. شوهرانشان هم که مثل پروانه دورشان میچرخند و از گل نازکتر به آنها نمیگویند مبادا به آنها استرس وارد شود، نمونهاش همین پسر خودم...
فرزانه ٤٠ ساله است و دوتا فرزند دارد.
میگوید: عقد و عروسیامان با هم بود و خیلی زود باردار شدم. سرِ بچه اولم خیلی درد کشیدم و شرایط روحی خوبی نداشتم. از زایمان فوقالعاده میترسیدم و ویار شدیدی داشتم. از بوی بدن همسرم، از لباسهایش حالم به هم میخورد و نمیتوانستم تحملش کنم. او هم این شرایط را درک نمیکرد و مدام غر میزد که این چه وضعی است؟ چرا اینطور رفتار میکنم؟ فکر میکرد عمداً به او بها نمیدهم اما برای بارداری دومم نه. هرچند خانوادگی عادت نداشتند به زنهایشان در کارهای خانه کمک کنند، اما از لحاظ روحی خیلی بیشتر درکم میکرد.
بهترین دوران زندگیام بود
فائزه از آن زنان خوشبختی است که به قول خودش شوهرش نگذاشته در دوران بارداری آب توی دلش تکان بخورد.
او که یک دختر دارد میگوید: از خدا که پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد، دوران بارداری یکی از بهترین دوران زندگیام بود. هرچه هوس می کردم، شوهرم فوراً برایم مهیا میکرد. هرچند سعی میکردم کارها را خودم به تنهایی انجام دهم، اما تا آنجا که میتوانست کمکم میکرد. من که واقعاً از او راضی بودم.
معصومه ٥٨ ساله از کسان دیگری است که معتقد است، مردان در دوران بارداری زنها را درک نمیکنند.
میگوید: پنج بار باردار شدم و خدا میداند چهها کشیدم. شوهر و مادرشوهرم که هیچ، مادرم هم اهل کمک نبود. بچه دومم را باردار بودم که مادرشوهرم وادارم کردم ٢٠ کیلو آرد برایش یکجا خمیر کنم. اکثر دخترهای امروزی نمیدانند؛ اما زنهای قدیم میدانند ٢٠ کیلو آرد را یکجا خمیر کردن، آن هم با شکم حامله، چقدر سخت است. شوهرهایمان هم که اصلاً درک نمیکردند، انگار نه انگار ما باردار بودیم، نه از کارها و دستوراتشان کم میشد، نه از اوقاتتلخیهایشان.
بیشتر اَدا در میآورند
مجید دو بچه ١٢ و ٨ ساله دارد.
در مورد دوران بارداری خانمها میگوید: والا من که فکر میکنم بیشتر ادا درمیآورند! البته هر مردی سعی میکند در دوران بارداری همسرش را بیشتر درک کند، اما این که بعضی از دخترها دست به سیاه و سفید نمیزنند و نمیشود به آنها گفت بالای چشمتان ابروست، درست نیست. مگر همین مادرهای ما نبودند که هفت، هشت شکم زاییدند؟ کِی مثل بعضی از این دخترهای امروزی رفتار میکردند؟ آنطور که مادرم میگوید اصلاً خجالت میکشیدند بخواهند بگویند باردارند و این اداها را از خودشان دربیاورند.
با مردی صحبت میکنم که چهار تا قناری توی مغازهاش مشغول آوازخواندن هستند. در مورد دوران بارداری خانمها که میپرسم میگوید:
خدا قسمتمان نکرد که بچهای داشته باشیم. خانمم چهار بار باردار شد که هر چهار بار سقط شدند، دو تا قبل از چهار ماه و دو تا بعد از چهار ماه. البته خدا میداند در دوران بارداریاش نگذاشتم دست به سیاه و سفید بزند و جنب بخورد، هم خودم هم مادر من و مادر او، اما نشد دیگر... خدا نخواست.
پرندههای کنار دستش را نشانم میدهد: حالا هم بچههای ما شدهاند اینها...
سعی کردم کمکش کنم
امیرعلی ٣١ ساله و صاحب یک فرزند است.
میگوید: دوران بارداری، دوران سختی برای خانمهاست و من در دوران بارداری همسرم سعی کردم تا آنجا که میتوانم او را درک کنم.
ادامه میدهد: وقتهایی که میدیدم حال خوبی ندارد، کمکش ظرف میشستم، اجازه نمیدادم چیزهای سنگین را بلند کند. یادآوری میکردم داروهایش را به موقع بخورد. سعی میکردم سرِ مسائل بیمورد کمتر با او وارد بحث بشوم تا به هرحال این دوران طی شود. حتی آن طور که شنیدهام در دوران پس از زایمان نیز خیلی از زنان دچار افسردگی میشوند که مردان باید سعی کنند شرایط آنان را درک کنند.
کریم ٦٦ ساله، دارای سه فرزند است.
او که به قول خودش دو سوم عمرش را در کویت گذرانده میگوید: در دوران بارداریِ هیچ یک از بچهها، کنار همسرم نبودم. نه دوران بارداریاش نه زایمان... نفهمیدم بچهها کی به دنیا آمدند، کی بزرگ شدند. اصلاً نمیدانم عمرم چطور سپری شد. اگر دوباره به آن روزها برگردم، در ایران و کنار زن و بچهام میمانم.
نظر کارشناسی
در آخر لازم دیدیم نظر دکتر مرضیه پویان متخصص زنان و زایمان را در مورد دوران بارداری زنان جویا شویم.
دکتر پویان میگوید: زنان در دوران بارداری تغییرات فراوانی میکنند. در برخی زنان، اضطراب و افسردگی در این دوران شایع است.
از نظر جسمی اکثر زنان دچار تنگی نفس، طپش قلب، ورم دست و پا، لکههای صورت و بدن، مسمومیت بارداری و اضافه وزن بیش از اندازه میشوند.
دکتر پویان ادامه میدهد: اکثر زنان گلایه دارند که مردها در این دوران آنها را درک نمیکنند که اگر از لحاظ روحی دچار مشکل شوند، ممکن است باعث فشارخون دوران بارداری نیز شود. حتی برخی از مردان که دست بزن دارند و در این دوران عادتشان را ترک نمیکنند، ممکن است به مادر یا جنین آسیب برسانند. جدا از این، اضطراب بیش از حد زنان در این دوران ممکن است باعث پارگی کیسه آب، زایمان زودرس، احتمال کندهشدن جفت، خونریزی و اختلالات خلقی در دوران خردسالی و بزرگسالی و کولیک یا همان دلدردها و گریههای شدید در نوزادان تازهبه دنیاآمدهاشان در ماههای اول تولد شود.
به عقیده دکتر پویان زایمانهای زنان قدیم راحتتر از زایمانهای زنان امروزی صورت میگرفته است.
ادامه میدهد:
زایمانهای زنان قدیم از این جهت آسانتر بود که فعالیت بیشتری داشتند، بدنهایشان ورزیدهتر بود و غذاهای سالمتری میخوردند.