تعداد بازدید: ۳۹۷۷
کد خبر: ۸۴۷۰
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۵۴ - 2020 16 August
شعردونی

همیشه حق با خر است

بشیری دشتکی

بشنوید از جنگ بین گرگ و خر
این یکی زوزه‌کشان، وان عر و عر


بحثشان بودی سر رنگ علف
بهر دیدن جمله حیوانها به صف


گرگ گفتا سبز باشد سبزه‌زار
خربگفتا آبی است، ای بی‌وقار


هر دوتاشان چونکه کور و شل شدند
سوی شیر و حاکم جنگل شدند


شیر چون از ماجرا آگاه شد
حکم حاکم اینچنین انشاء شد


گفت باید گرگ زندانی شود
تا  نصیب او پریشانی شود


گرگ گفتا ای شهنشاه جهان
از چه رو کردی چنین حکمی روان؟


این چنین ظلمی روا بر من مدار
سبز می‌باشد علف در مرغزار


شیر گفتا، گفته‌ات باشد یقین

چون علف سبز است اندر این زمین


جرم تو دعوا نمودن با خر است

آنکه با خر در فتد خالی سر است


هرکه با خر وارد دعوا شود

باید او زندانی و رسوا شود


هرکه با نادان کند بحث و جدل

جز پشیمانی نبیند زان عمل


گر که باشد عالم و صاحب هنر

محکمه باید دهد حق را به خر


ارسالی از محمدعلی کرمی نی‌ریزی

توییت قُلمراد در مورد شعر بالا
کاش ما هم اندکی خر می‌شدیم

عقیده داریم در شعر بالا به ساحت شریف «خر» به عنوان یکی از مخلوقات مظلوم خداوند توهین شده و سراینده محترم باید رسماً و کتباً عذرخواهی کند و هرچه زودتر شعری در وصف خرها بسراید.


اصلاً به خاطر همین مظلومیت است که نماد شهر هرت «خر» است. ما در شهر هرت به خرها احترام زیادی می‌گذاریم. آرزوی دیرین اهالی شهر هرت همواره این بوده که ای کاش همه ما خر باشیم و خرها در جامعه اکثریت باشند. در آن صورت است که شهر هرت ما بهتر اداره می‌شود.
و اما از فواید پرشمار خریت:


١- خرها اصولاً اهل کار و تلاش هستند. آنها سخت کار می‌کنند و کار برای آنها تفریح است. باید بدانید که نماد خر حماقت نیست بلکه کار است. برای اثبات این ادعا همین بس که ما آدمها هرکس را که زیر کار در می‌رود زرنگ می‌دانیم در صورتی که در منطق خریت، زرنگی مساوی است با کار.


٢- خرها ساکتند. فقط گاهی از زورِ ظلم‌هایی که آدمها به آنها روا می‌دارند، عرعر می‌کنند و شکوه می‌کنند. یعنی آنها حرف نمی‌زنند مگر وقتی در برابر ظلم ما آدمها به ستوه می‌آیند.


٣- همین دو ویژگی بالا برای اثبات برتری خرها بر آدمها کافی است. الان در مملکت ما بیشتر حرف است تا عمل ولی در نزد خرها، عمل مقدم است بر حرف.


٤- خر سر به زیر است و فروتن، و عاری از غرور و تکبر و عُجب. شما یک خر را نمی‌بینید که سرش پایین نباشد. به عکسِ انسانها که از غرور سر به آسمان می‌سابند و غرور بلای جانشان است.


٥- شاید ندانید ولی خر یک حافظه تاریخی قوی دارد. اگر خر جایی پایش در سوراخی گیر کند محال است آن راه را دوباره برود. و یا اگر اشتباه یا خطری را حس کند، حرکت نمی‌کند و شروع به کوبیدن پاهایش می‌کند. این رفتار از روی هوش و حافظه ‌خرهاست اما مردم فکر می‌کنند از روی سرکشی و لجبازی آنهاست و آن بیچارگان را شلاق می‌زنند و به زور به راه اشتباه می‌برند. در صورتی که یکی از کارهای ما آدمها انجام اشتباهات و تکرار اشتباهات گذشته است. ما به عکسِ خرها، حافظه تاریخی ضعیفی داریم.


٦- آنها که خر دارند می‌دانند این حیوانات محترم، می‌توانند از ۹۵درصد از کل غذایی که می‌خورند استفاده ‌کنند. چون در اصل حیوانات بیابانی هستند و در مناطق بیابانی غذا کمیاب است و هدر دادن غذا کار رایجی نیست. ولی ما آدمها اهل صرفه‌جویی نیستیم و عمده غذای خود را هدر می‌دهیم.


٧- خرها موجودات کم‌خرجی هستند. آنها با کمترین غذا می‌سازند و در مقابل، سخت کار می‌کنند. ولی آدمها چه؟


٨- اقتصاد خری بسیار سودآور است. خرها دارای شیر و پوست گرانبهایی هستند. «اجیاو» ماده اصلی دارویی در طب سنتی چین است که از خیساندن و دم کردن پوست خر به دست می‌آید. این اکسیر چینی برای درمان بی‌خوابی، خستگی‌های مزمن، کم خونی، و بهبود پوست زنان مورد استفاده قرار می‌گیرد. 


حتی ما آدمها مدفوع خر را دود کرده و این دود را برای سلامتی بو می‌کشیم. ولی امان از مدفوع آدمها!!


جالب است بدانید شیر خر به دلیل داشتن خواص دارویی بسیار ارزشمند و گرانقیمت است. البته پنیر خر و روغن خر هم از خوردنی‌های گرانبهاست.


البته ما مخالف کشتن خرها هستیم ولی این را گفتیم که بدانید مرده و زنده خرها بسیار مفید است ولی آدمها نه زنده‌اشان به درد می‌خورد و نه مرده‌اشان!!


٩- با توجه به برتری عدیده‌ای که خرها نسبت به آدمها دارند، نوع بشر از خرها متنفر است و علیرغم این همه لطف و مرحمت خرها نسبت به آدمها، ولی آدمها در کمال نمک‌نشناسی خرها را به بند کشیده و تحقیر می‌کنند و اجازه شکوفایی استعداد را به خر نمی‌دهند.


توضیح:
چون در شهر هرت بر عکس بقیه جاها، آزادی بیان و قبل از بیان و بعد از بیان وجود دارد، ما شعر بالا را چاپ کردیم ولی در جواب ایشان می‌سراییم و با هم می‌خوانیم:
کاش ما هم اندکی خر می‌شدیم


صاحب آوای عرعر می‌شدیم
آدمیت را کناری می‌زدیم


با خریّت همنشین‌تر می‌شدیم
توضیحات و شعر از قلمُراد


نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها