قربانی از خویش
ضمن تبریک فرارسیدن عید فرخنده قربان به مؤمنان، در زیر نوشتاری را تقدیم شما میکنیم.
ماجرای قربانی در ادیان الهی قدمتی دیرینه دارد. شاید بتوان اولین دستور قربانی را مربوط به فرزندان آدم ابوالبشر، هابیل و قابیل دانست. جایی که هابیل بهترین داشته خود را انتخاب کرد و مورد قبول قرار گرفت ولی قابیل محصول نامرغوبی را برای قربانی پیشکش نمود و مورد پذیرش حق تعالی واقع نشد.
تاریخ انسان درباره قربانی چند نقطه عطف دارد که از آن جمله قربانی کردن ابراهیم خلیل است؛ وقتی خداوند به او دستور داد تا فرزندش را به قربانگاه ببرد و او را در راه خدا ذبح نماید. شاید بت شکنی حضرت ابراهیم و داستان آتش نمرود نیز نمادی دیگر از قربانی کردنِ خود، در راه خدا باشد. حتی حضور در شعب ابیطالب و تحمل سختیها و گرسنگیها و رنجهای آن برای پیامبر اسلام(ص) و تازه مسلمانان مکه نیز قربانی کردن خواستهها و خوشیها و لذتها برای به دست آوردن رضایت الهی باشد.
تفاوت مهم اولیای دین با غاصبان جایگاه امامت و خلافت و سیاستمداران پیرو آیین معاویه در همین است که اولیاءالله هرچه قربانی میکنند از خودشان است ولی آنها از دیگران و مردم قربانی میگیرند. ابراهیم خلیل، خود و فرزند خود را به مسلخ عشق میفرستد و پیامبر اسلام(ص) نیز خود و خانواده و نزدیکانش به استقبال مقاومت اقتصادی در شعب ابیطالب میروند، تا جایی که دو تن از مهمترین پشتیبانان خود (خدیجه و ابوطالب) را در همین راه از دست داد. همانگونه که اباعبدالله الحسین(ع) از خود قربانی آورد و اصحاب را آزاد گذاشت؛ در حالی که یزید و عبیدالله، خود نشستند و مردم کوفه را برای قربانی شدن اعزام کردند.
آری رسم قربانی دادن این است که از خود قربانی دهیم نه این که از شانههای مردم بالا رفته و ژست مؤمن بودن بگیریم و البته همیشه در حصار امن بوده و از خطر به دور باشیم. رسم قربانی دادن این است که خود را مانند دیگر مردمان بدانیم و همچون سایرین رفتار کنیم.
عید قربان بود و در این روز زنان از زیورآلات خود استفاده میکردند. امکلثوم دختر امیرالمومنین(ع) از زیورهای گرانبها بهرهای نداشت و تصمیم گرفت یک قطعه زینتی از بیتالمال عاریه بگیرد و مراسم روز عید را با آن بگذراند.
ابورافع که خزانهدار حضرت بود، پیشنهاد او را پذیرفت و با مسئولیت و ضمانت خود، آن قطعه را سه روزه به عاریت داد. پس از آن، امیرالمومنین(ع)، آن زیور را به گردن دخترش دید و دانست که از کجا آمده و ماجرا را از دختر پرسید. امکلثوم گفت: برای روز عید از بیتالمال امانت گرفتهام. امام به دنبال ابورافع فرستاد و به او فرمود: آیا به مسلمانان خیانت میکنی؟ خزانهدار گفت: هرگز، پناه به خدا! امام فرمود: پس چگونه قطعهای از بیتالمال را بدون اذن من و رضایت مردم، عاریه دادهای؟!
ابورافع گفت که به درخواست دختر شما و با ضمانت خودم، آن را امانت دادهام. امام دستور داد تا فوراً آن را باز پس گیرد و به محلش برگرداند و اگر چنین کاری را تکرار کند، او را مجازات خواهد کرد و به دختر خود فرمود: اگر امانت ضمانتشده نبود، تو اولین زن هاشمی بودی که دستت را به عنوان سرقت قطع میکردم. و در حالیکه دختر، کار خود را توجیه میکرد که دختر امیرالمؤمنین برای استفاده از این زیور از دیگران سزاوارتر است. پدر او را تهدید کرد و گفت: خود را از حق دور مکن، آیا در این روز عید، همه زنان مهاجر میتوانند با چنین زینتی خود را بیارایند؟!
آری امیرالمومنین(ع) آماده بود تا «از خود» قربانی کند، از اطرافیان خود، از بنی هاشم! نه اینکه از دیگران «برای خود» قربانی بگیرد.
