شعردونی
در حکایت مزایای قرنطینه
محمد جاوید
کارم شده خواب و خور خدایا چه کنم؟
معده شده چون موتور، خدایا چه کنم؟
پایان قرنطینه چو شد میترسم
هیکل بشود شتر، خدایا چه کنم؟
*****
روز و شب هی خورده و خوابیدهام
بابت این دو فقط کوشیدهام
باز جای شکر آن باقی است چون
جزء آقا زاده ها گردیدهام
*****
محبوسم و مانده در حصارم، چه کنم؟
با این شکم چنان تغارم چه کنم؟
من خستهام از لقمه گرفتن اما
با سندروم (*) دست بی قرارم چه کنم؟
*****
دست من خارج شده از اختیار
لقمه میگیرد بزرگ و بی شمار
شور کردم با پزشکی ، گفت که
«سندروم» دارد ز نوع «بی قرار»
*- تلفظ (د) سندروم را بیخیال شوید
معده شده چون موتور، خدایا چه کنم؟
پایان قرنطینه چو شد میترسم
هیکل بشود شتر، خدایا چه کنم؟
*****
روز و شب هی خورده و خوابیدهام
بابت این دو فقط کوشیدهام
باز جای شکر آن باقی است چون
جزء آقا زاده ها گردیدهام
*****
محبوسم و مانده در حصارم، چه کنم؟
با این شکم چنان تغارم چه کنم؟
من خستهام از لقمه گرفتن اما
با سندروم (*) دست بی قرارم چه کنم؟
*****
دست من خارج شده از اختیار
لقمه میگیرد بزرگ و بی شمار
شور کردم با پزشکی ، گفت که
«سندروم» دارد ز نوع «بی قرار»
*- تلفظ (د) سندروم را بیخیال شوید

نظر شما