تعداد بازدید: ۸۰۴
کد خبر: ۷۹۳۱
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۶ - 2020 19 April

خیلی زَمت کشیدن با ای یَی ملیونوشون

ماجراهای من و بی‌بی

بی‌بی گفت:

- چه گرفتاری شدیم سرِ سالِ ماه نو! ۹۰ سال اَ خدا عمر گرفتم هنو ایطو عیدی یاد نَدَرم که چپیداشیم تو خونه...

نگاهش کردم و گفتم...

- چکار میشه کرد بی‌بی؟ هر چی سرِ بقیه، سرِ ما ... نمیشه که از در رفت بیرون... بعدم حالا کجا میخواین برین؟ جاییه نشستیم تو خونه...

بی‌بی چشم و ابرویش را کشید توی هم...

- ها دیه، بری تو خو بد نی، نونِ مفتی میخوری، نه بری خودوت میگی اَ کجا میا، نه چی... 

سرم را انداختم پایین...

- خب چکار کنم بی‌بی؟

- جون بکن، کاری نیکنی دیه نِق مفت نزن... توام فقط مث او بالا مالِیا نشسی تو خونه و حرف میزنی، نه میگی مردم بدبخت بویه اَ کجا بییَرن بوخورن، نه میگی بویه چه خاکی بیریزن تو سروشون، فقط میگی بیشینن تو خونه...

- بی‌بی جون میدونم، ولی باور کنین با بیرون رفتن، نه تنها وضع بهتر نمیشه بلکه بدترم میشه. 

بی‌بی نفسی چاق کرد، سنجاق قفلی زیر گلویش را سفت‌تر بست و دوباره گفت:
- اَی درد بی درمون بیگیره هر چی چینیه! ما بویه تا کی اَ دس اینا خونِ جیگر بوخوریم؟ کم وضع مردم خوب و روبرا بود، دیه ایَم شده قوز بالاقوز... هی دیروز کبری زنگ زدود بری من میگف نون بری خوردن ندریم، میونی خو عباس آقو راننده تاکسیه، بدبخت میگف تو ای یی ماه اَ دوسه جا قرض کردیم، دیه نیدونیم بویه چیکار کنیم. اودفه منیژه رِ دیدم اووَم هیطو... 

سری تکان دادم که دوباره بی‌بی گفت:

- چرا همش مث شتر سرُته تکون میدی؟

- ای بابا، دارم تأیید می‌کنم بی‌بی...

- ماخام صد سال سیا تأیید نکنی، حالا تأیید تواَم بری بقیه شد نون و اُو...

- چی بگم بی‌بی جون خب؟ اگر کاری از دستم برمیاد خب بگین تا انجام بدم...

- هی که پاشی بیری تو او اتاقو، تو ای اوضا من قیافِی نکبتُته نبینم، انگا همه کار کردی... هیشکاری خو نیکنی، بجِی یَی خَوَل خوشالی، مث جغد شوم نشسی سرُت تو گوشیه هی میگی کولینا اینجا اقد شده، اونجا اقد شده، هی لرز مینازی تو گُرده و پَلو من...

سرم را از توی گوشی آوردم بیرون، لبخند پت و پهنی زدم و گفتم...

- بفرما بی‌بی، اینجا نوشته به هر خونواده یه میلیون میدن، اینم یه خبر خوب...

بی‌بی بشکنی زد...

- راس میگی ننه؟ چه عجب یَی دودی اَ کُنه پاشد! خدارِ شکر... خدارِشکر... یَی ملیون تو ای دوره زمونه چی نیشه ولی بازم یَی گوشِی کار مردُمه میگیره...

دوباره سرم را از توی گوشی درآوردم و به بی‌بی خیره شدم...

- فقط...

- فقط چی ننه؟

- فقط...

- خو جون بکن دختر، فقط چی؟

- فقط نوشته ای یه میلیون مث وامه و دولت ماهیانه از یارانه مردم کم میکنه...

بی‌بی سری تکان داد...

- واقعاً خسه نواشن، زَمت کشیدن! 

دوباره خیره شد به چشمان من...

- مرده شور قیافته بزنن با ای خَوَر دادَنُت. پوشو برو تو اُتاق غصه بخور!

گلابتون

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها